مسیر اقتصاد/ در جنگهای مدرن، پیروزی تنها در میدان نبرد تعیین نمیشود. در کنار نبرد نظامی، نبرد دیگری نیز جریان دارد که گاه حتی تعیینکنندهتر است: نبرد روایتها.
جنگ امروز فقط در میدان نظامی نیست
امروز رسانهها و شبکههای اجتماعی به بخشی از میدان جنگ تبدیل شدهاند. روایت غالب از یک رویداد میتواند افکار عمومی را شکل دهد، انسجام داخلی یک کشور را تقویت یا تضعیف کند و حتی بر تصمیمهای سیاسی و نظامی اثر بگذارد. به همین دلیل بسیاری از تحلیلگران معتقدند در جنگهای جدید، کنترل روایت به اندازه کنترل قلمرو اهمیت دارد.
در چنین شرایطی، مهمترین اصل آن است که هر کشور مرجعیت روایت وقایع مربوط به خود را در داخل حفظ کند و اجازه ندهد دشمن به راوی اصلی اخبار تبدیل شود.
وقتی مرجعیت خبری از دست میرود
تحولات روزهای اخیر نشان داد که یکی از نقاط ضعف جدی در مدیریت جنگ، مسئله اطلاعرسانی و روایتسازی بوده است. در حالی که کشور درگیر یکی از حساسترین مقاطع تاریخ خود است، بخش قابل توجهی از جامعه برای فهم اتفاقات به رسانههای خارجی رجوع میکنند. این مسئله به تدریج باعث شده مرجعیت خبری رسانههای داخلی تضعیف شود.
نمونه روشن این وضعیت، نحوه انتشار خبر شهادت رهبر معظم انقلاب بود. در حالی که چنین خبری یکی از مهمترین رویدادهای تاریخ معاصر ایران محسوب میشود، نخستین روایتها از طریق رسانههای خارجی منتشر شد و بسیاری از مردم خبر را ابتدا از همان منابع دریافت کردند. در نتیجه، رسانهای مانند ایران اینترنشنال عملاً به مرجع اصلی اطلاعرسانی در این موضوع تبدیل شد و اعتبار رسانههای داخلی بیش از پیش آسیب دید.
این اتفاق تنها به یک خبر محدود نبود. در روزهای اخیر، درباره مناطقی که هدف حملات آمریکا و اسرائیل قرار گرفتهاند نیز اطلاعرسانی رسمی اغلب با تأخیر زیاد انجام شده است. در بسیاری از موارد، مردم ابتدا خبر حمله یا انفجار را از شبکههای اجتماعی و رسانههای خارجی شنیدهاند و مدتی بعد از آن اطلاعیههای رسمی منتشر شده است.
وقتی اطلاعرسانی رسمی بسیار دیرتر از شایعات و رسانههای خارجی منتشر میشود، طبیعی است که افکار عمومی به تدریج مرجعیت خبری داخلی را کنار بگذارد.
اعتماد از دست رفته و نگاه به رسانههای خارجی
یکی از نشانههای نگرانکننده این وضعیت، نحوه دنبال شدن خبر انتخاب رهبر آینده است. امروز بسیاری از مردم برای فهم این مسئله چشم به رسانههای خارجی دوختهاند و حتی با در کمال تاسف اطمینان میگویند که احتمالاً رسانههای خارجی زودتر از رسانههای داخلی خبر انتخاب رهبر جدید را منتشر خواهند کرد. دلیل این نگاه نیز روشن است: بخش قابل توجهی از جامعه تصور میکند رسانههای داخلی در چنین موضوعاتی یا بسیار دیر اطلاعرسانی میکنند یا اطلاعات ناقص ارائه میدهند.
این وضعیت نشانهای جدی از تضعیف مرجعیت خبری است؛ مسئلهای که در شرایط عادی نیز نگرانکننده است، اما در شرایط جنگی میتواند پیامدهای بسیار خطرناکتری داشته باشد.
پیامدهای خطرناک از دست رفتن مرجعیت خبری
از دست رفتن مرجعیت خبری تنها یک مسئله رسانهای نیست، بلکه تبعات سیاسی و امنیتی نیز دارد. اولین پیامد این وضعیت آن است که ابتکار عمل در روایت جنگ از دست میرود. وقتی روایت اولیه از یک رویداد توسط رسانههای خارجی شکل میگیرد، اصلاح آن بسیار دشوار خواهد بود. پیامد دوم آن است که میدان برای عملیات روانی دشمن باز میشود. در چنین فضایی، دشمن میتواند با انتشار شایعه، اطلاعات ناقص یا روایتهای جهتدار، افکار عمومی را تحت تأثیر قرار دهد.
در واقع وقتی مرجعیت خبری از دست میرود، دشمن بدون هزینه میتواند به قلب جامعه نفوذ رسانهای پیدا کند؛ آن هم در شرایطی که کشور درگیر یک جنگ واقعی است.
چه باید کرد؟
حل این مسئله بیش از هر چیز به تغییر رویکرد در اطلاعرسانی نیاز دارد. نخستین گام میتواند ایجاد یک سخنگوی رسمی جنگ باشد؛ فرد یا نهادی که به طور منظم و سریع مردم را در جریان تحولات میدان قرار دهد. تجربه بسیاری از جنگها نشان داده که وجود یک مرجع واحد اطلاعرسانی میتواند نقش مهمی در حفظ اعتماد عمومی داشته باشد.
گام دوم، کنار گذاشتن رویکرد بیش از حد محتاطانه در اطلاعرسانی است. در شرایط جنگی، پنهان کردن یا تأخیر بیش از حد در انتشار اخبار نه تنها به حفظ امنیت کمک نمیکند، بلکه میدان را برای شایعه و روایتسازی دشمن باز میکند. اطلاعرسانی واقعی، سریع و دقی، حتی اگر شامل خبرهای تلخ نیز باشد، در بلندمدت اعتماد عمومی را تقویت میکند.
گام سوم نیز آن است که روایت جنگ تنها به گزارش پیشرویها و شعارهای سیاسی محدود نشود. نباید به جای تحولات و اخبار واقعی، شعارهای مدنظرمان را به سمع و نظر مخاطبان برسانیم؛ چراکه بعد از مدتی و با مشخص شدن واقع نشدن شعارها، بیاعتمادی تشدید میشود. در این زمینه میتوان به آمار تلفات جانی آمریکا در حملههای اخیر ایران اشاره کرد که امروز تفاوت بسیار فاحشی بین آمارهای اعلام شده از سوی دو طرف دیده میشود. مردم بیش از هر چیز به اطلاعات دقیق، شفاف و قابل اعتماد نیاز دارند.
نبرد روایتها هنوز ادامه دارد
در نهایت باید پذیرفت که جنگ امروز فقط در میدان نظامی جریان ندارد. در کنار آن، نبردی مهم در عرصه رسانه و افکار عمومی نیز در جریان است. اگر مرجعیت خبری در داخل کشور تقویت نشود، حتی موفقیتهای نظامی نیز ممکن است در افکار عمومی آنگونه که باید دیده نشود. در چنین شرایطی، حفظ اعتماد مردم و بازپسگیری مرجعیت روایت، به اندازه هر پیروزی در میدان جنگ اهمیت دارد.
انتهای پیام/ دولت و حکمرانی


نویسندهی گرامی مقاله یا در کشور دیگری غیر از ایران زندگی میکنند یا چنان در اوهام خود غرق هستند که گویی هیچ گونه آگاهی از شرایط ادارهی کشور بویژه از نقطه نظر امنیتی و سیاسی ندارند.