۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۵

مسیر اقتصاد؛ رسانه تصمیم‌سازان اقتصاد ایران

شناسه: ۲۲۰۴۳۶ ۱۳ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۲:۰۰ دسته: دولت و حکمرانی
۰

برخلاف تصور فروپاشی سریع نظم اجتماعی، بعد از شهادت رهبر معظم انقلاب اسلامی، بحران شدید موجب فعال شدن شبکه‌های اجتماعی، افزایش همبستگی و شکل‌گیری الگوهای جدید سازماندهی مردمی شد. شهادت رهبر ضایعه‌ای بزرگ بود اما دستاورد مهم آن فعال شدن و مسئولیت پذیری مردم بود. این بار مردم بر خلاف راهپیمایی‌ ها که متمرکز اداره می‌شد، به صحنه آمدند و تنها حضور نداشتند بلکه مسئولانه کار تعریف کردند و بار برداشتند و نظم و امنیت را در خیابان‌ها برقرار ساختند.

مسیر اقتصاد/ در روز شنبه نهم اسفندماه، آمریکا و اسرائیل با حمله به بیت رهبری آن هم در اوج مذاکره، سعی کردند نظم و ساختار کشور را هدف قرار دهند. این حمله با شهادت غم‌انگیز رهبر عزیز ملت و تعدادی از فرماندهان نظامی همراه شد؛ ضایعه‌ای که سنگین‌ترین ضربه ممکن برای هر ملتی است. در ذهن دشمن، این اقدام یک کارت برنده بود؛ آن‌ها با اطمینان فکر می‌کردند که نبود یک رهبر واحد، به سرعت کشور را دچار هرج و مرج، شکاف‌های داخلی و در نهایت سقوط نظام جمهوری اسلامی خواهد کرد.

اما تاریخ ایران بار دیگر مسیر متفاوتی را به نمایش گذاشت. در همان ساعات اولیه، پاسخ نیروهای مسلح آغاز شد؛ پاسخ‌هایی دقیق، برنامه‌ریزی شده و متمرکز علیه اهداف و منافع نظامی آمریکا و اسرائیل در منطقه. این عملیات‌های حساب‌شده، اولین شوک را به محاسبات دشمن وارد کرد. اما شوک اصلی و غیرمنتظره‌تر، در خیابان‌های ایران رقم خورد.

زایش یک سازماندهی جدید

دشمن انتظار داشت که مردم به خیابان بیایند، اما نه برای حمایت از کشور، بلکه برای اعتراض به وضع موجود و همراهی با ایده هرج و مرج. در عمل، دقیقاً برعکس اتفاق افتاد. مردم ایران، فارغ از هر گونه دستور از بالا، به صورت کاملاً خودجوش و «آتش به اختیار» وارد صحنه شدند. این حضور، ماهیتی متفاوت از تجمعات معمول داشت؛ این یک حرکت شبکه‌ای و غیرمتمرکز بود.

هر شهروند، با درک عمق فاجعه و احساس مسئولیت نسبت به دستاوردهای نظام، خود را تبدیل به یک گره فعال در شبکه حفظ امنیت و آرامش کشور کرد. مساجد، پایگاه‌های بسیج و نهادهای مردمی محلی، محورهای طبیعی این سازماندهی شدند. مردم نگذاشتند خلأ مدیریتی شکل بگیرد؛ آن‌ها با حضور مستمر خود، فضای بی‌اعتمادی و فرصت‌طلبی را از بین بردند. این حرکت، نشان‌دهنده بلوغ اجتماعی بسیار بالایی بود که در آن، حس مسئولیت جمعی بر هر نیازی ارجحیت داشت.

فرصتی برای ارتقای کارایی

آمریکا با ترور رهبری، خسارت بزرگی وارد کرد، اما بزرگترین اشتباه آن‌ها این بود که ناخواسته، مردم را به معنای واقعی کلمه “زنده” و فعال کردند. تفاوت این صحنه‌آرایی با مناسبت‌های ملی گذشته بسیار زیاد است؛ این بار، سازماندهی از پایین به بالا شکل گرفت. این روحیه همکاری تیمی و همدلی فراگیر، ظرفیتی است که در شرایط عادی به این سرعت شکل نمی‌گیرد.

به قول شهید سلیمانی فرصتی که در بحران ها هست در شرایط عادی نیست و تجربه‌ای که در دل این جنگ به دست آمد، در واقع یک دوره فشرده آموزشی برای آینده کشور است. این توانایی برای مدیریت بحران به صورت غیرمتمرکز، تربیت نیروهای زبده، کارآزموده و آماده به عمل در شرایط حساس را تضمین می‌کند. این ساختار مردمی و این روحیه انتقام‌خواهانه سازنده، نه یک واکنش موقتی، بلکه یک فرصت است. این روحیه، موتور پیشران جمهوری اسلامی برای تضمین استمرار کارایی و رشد حکمرانی در سال‌های پیش رو خواهد بود. دشمن با حمله به رهبری، ناخواسته قدرت واقعی ایران را دوباره فعال کرد.

انتهای پیام/ دولت و حکمرانی



جهت احترام به مخاطبان فرهیخته، نظرات بدون بازبینی منتشر می شود. لطفا نظرات خود را جهت تعميق و گسترش بحث ارائه نمایید. نظرات حاوی توهين، افترا و تهمت به ديگران پاک می شود.