به گزارش مسیر اقتصاد بسته ماندن تنگه هرمز بزرگترین شوک عرضه نفت در چند دهه اخیر را به بازار جهانی تحمیل کرده است. با این حال قیمت نفت خام هنوز به سطحی نرسیده که با حذف بیش از ۱۰ میلیون بشکه در روز از جریان عادی عرضه جهانی سازگار باشد. این شکاف میان واقعیت فیزیکی بازار و رفتار قیمت، به این معنی نیست که بحران مهار شده؛ بلکه نشان میدهد بازار فعلاً از ذخایر، نفت روی آب، کاهش تقاضا و خوشبینی سیاسی برای عقب انداختن جهش قیمت استفاده میکند.
ذخایر نفتی ضربه اول را جذب کردند
نخستین عامل مهار قیمت، برداشت سنگین از ذخایر بوده است. گزارش ماه مه آژانس بینالمللی انرژی نشان میدهد ذخایر قابل مشاهده نفت جهان فقط در مارس و آوریل ۲۴۶ میلیون بشکه کاهش یافته است. در آوریل، ذخایر زمینی ۱۷۰ میلیون بشکه پایین آمده و همزمان نفت روی آب ۵۳ میلیون بشکه افزایش یافته است. این ترکیب نشان میدهد بخشی از کمبود با تخلیه انبارها جبران شده و بخشی از نفت نیز در مسیرهای دریایی و شبکه حملونقل گرفتار مانده است.
ذخایر راهبردی دولتها نیز وارد عمل شدهاند. کشورهای عضو آژانس بینالمللی انرژی از آغاز بحران، بخشی از ذخایر اضطراری خود را آزاد کردهاند و ذخایر تجاری شرکتها نیز با سرعتی بالا مصرف شده است. اما این ابزار فقط زمان میخرد. وقتی اداره اطلاعات انرژی آمریکا افت ذخایر جهانی در سهماهه دوم ۲۰۲۶ را روزانه ۸.۵ میلیون بشکه برآورد میکند، روشن است که ادامه این روند برای چند ماه ممکن نیست.
آمریکا و کاهش تقاضا قیمت را پایین نگه داشتند
عامل دوم، افزایش صادرات آمریکا و برخی تولیدکنندگان حوزه آتلانتیک است. صادرات نفت خام و میعانات آمریکا در آوریل به سطحی بیسابقه رسید و بخشی از پالایشگاههای اروپا و آسیا به جای نفت خلیج فارس، به نفت آمریکا، آفریقا و آمریکای لاتین رو آوردند. این جابهجایی مسیرهای تأمین، بخشی از کمبود را پوشش داد، اما جایگزین پایدار برای نفت محبوسشده پشت هرمز نیست.
عامل سوم، کاهش تقاضا بوده است. آسیا، که وابستگی بیشتری به نفت خلیج فارس دارد، واردات و مصرف خود را پایین آورده و برخی پالایشگاهها خوراک خود را کاهش دادهاند. این کاهش مصرف در کوتاهمدت به کنترل قیمت کمک میکند، اما در عمل به معنای افت تولید، فشار بر پتروشیمی، کاهش حملونقل و آغاز تخریب تقاضاست. بنابراین بازار با رشد عرضه واقعی متعادل نشده، بلکه بخشی از مصرف را حذف کرده است.
بازار مالی هنوز خوشبینانه قیمتگذاری میکند
بخش دیگری از پاسخ در رفتار بازارهای مالی نفت نهفته است. بازار آتی برنت هنوز بر پایه این فرض قیمتگذاری میشود که بحران هرمز موقت است و بازگشایی تنگه در افق نزدیک رخ میدهد. نفوذ نهادهای مالی آمریکا و اروپا بر بازارهای کاغذی نفت نیز باعث شده انتظارات سیاسی، وزن بالایی در قیمتگذاری داشته باشد. به همین دلیل بازار آتی، کمبود فیزیکی را با تأخیر و بهصورت ناقص نشان میدهد.
اما بازار فیزیکی تصویر متفاوتی داده است. در برخی مقاطع آوریل، قیمت محمولههای فیزیکی نفت به نزدیکی ۱۵۰ دلار در هر بشکه رسید و فاصله محسوسی با قراردادهای آتی پیدا کرد. این اختلاف نشان میدهد پالایشگاههایی که به نفت فوری نیاز دارند، بحران را زودتر از معاملهگران بازار مالی حس کردهاند.
پایداری بحران؛ چند هفته نه چند ماه
پاسخ به پرسش اصلی این است که وضعیت فعلی بیشتر در حد چند هفته قابل دوام است، نه چند ماه. اگر تنگه هرمز بهسرعت و با امنیت کافی باز نشود، ذخایر راهبردی و تجاری نمیتوانند کسری چندمیلیونبشکهای روزانه را برای مدت طولانی جبران کنند. کاهش تقاضا نیز تا نقطهای میتواند قیمت را مهار کند؛ پس از آن، اثر آن به شکل کمبود سوخت، محدودیت مصرف و فشار تورمی ظاهر میشود.
عبور قیمت نفت از ۱۵۰ دلار در بازار فیزیکی دور از ذهن نیست، چون این سطح در برخی محمولهها لمس شده است. در بازار آتی نیز اگر بسته ماندن هرمز ادامه یابد و ذخایر با همین سرعت کاهش پیدا کند، خوشبینی فعلی ناچار به اصلاح خواهد شد. در چنین وضعیتی، قیمت نفت نه فقط از مسیر نگرانی ژئوپلیتیکی، بلکه از مسیر کمبود واقعی گازوئیل، سوخت جت و خوراک پالایشگاهها افزایش مییابد.
بنابراین آرامش نسبی بازار نفت، نشانه عادی بودن شرایط نیست. جهان فعلاً از ذخایر خود خرج میکند تا قیمتها مهار بماند. هر هفته ادامه انسداد هرمز، از ظرفیت این ضربهگیرها کم میکند و بازار را به نقطهای نزدیکتر میسازد که قیمتهای مالی ناچار شوند واقعیت بازار فیزیکی را بپذیرند.
منابع:
گزارش ماه مه ۲۰۲۶ آژانس بینالمللی انرژی درباره بازار نفت
گزارش کامل ماه مه آژانس بینالمللی انرژی درباره ذخایر و بازار فیزیکی نفت
گزارش ماه مه ۲۰۲۶ اداره اطلاعات انرژی آمریکا
تحلیل رویترز درباره آرامش فریبنده بازار نفت
گزارش رویترز درباره رسیدن قیمت نفت فیزیکی به نزدیکی ۱۵۰ دلار
گزارش رویترز درباره قیمت ۱۴۸.۸۷ دلاری نفت فیزیکی Forties
انتهای پیام/ انرژی

