مسیر اقتصاد/ زنجیرههای تولید پروتئین حیوانی، شامل دام سبک، دام سنگین، طیور و آبزیان، از اصلیترین زنجیرههای امنیت غذایی در جهان محسوب میشوند. کشورهای بزرگ تولیدکننده هر کدام با شناخت مزیتهای خود، از جمله توانایی تولید نهادههای خوراک، واکسن و ژنتیک، توسعه این زنجیرهها را در دستور کار قرار دادهاند.
در ایران، اصلیترین زنجیره پروتئینی کشور مرغ است. طبق آمار وزارت جهاد کشاورزی، تولید مرغ در کشور به بیش از ۲.۵ میلیون تن رسیده و بر اساس گزارشهای فائو، ایران چهاردهمین تولیدکننده مرغ در جهان است. این میزان حدود ۶۰ درصد از تولید و مصرف گوشت کشور را شامل میشود و همین مسئله نشان میدهد هرگونه اختلال در زنجیره تولید مرغ، فقط یک مسئله بخشی نیست، بلکه مستقیماً با امنیت غذایی و امنیت ملی کشور پیوند دارد.
تولید مرغ بدون پشتوانه نهاده داخلی آسیبپذیر است
بررسی کشورهای بزرگ تولیدکننده مرغ در جهان نشان میدهد بیشتر این کشورها دستکم تولیدکننده یکی از نهادههای مهم خوراک در این صنعت هستند. برای روشنتر شدن این مسئله، وضعیت تولید دو نهاده اصلی خوراک طیور، یعنی ذرت و سویا، و همچنین بخشی از جایگزینهای آنها در کشورهای اصلی تولیدکننده مرغ بررسی شده است.
دادههای مقایسهای تولید در سال ۲۰۲۴ نشان میدهد بهجز ایران و ژاپن، سایر کشورهای بزرگ تولیدکننده مرغ حداقل یکی از دو نهاده ذرت یا سویا را به میزان قابل توجهی تولید میکنند. این موضوع به معنای خودکفایی کامل آن کشورها در نهاده نیست، اما نشان میدهد زنجیره تولید مرغ آنها از پشتوانه داخلی مهمی برخوردار است و در صورت بروز اختلال در واردات، امکان مدیریت بحران برای آنها بیشتر خواهد بود.
شاخص نسبت تولید ذرت و سویا به تولید مرغ، تصویر روشنتری از این آسیبپذیری ارائه میدهد. بر اساس این شاخص، آرژانتین و آمریکا به ازای تولید هر کیلوگرم مرغ، بهترتیب حدود ۴۵ و ۲۴ کیلوگرم ذرت و سویا تولید میکنند. این نسبت برای کشورهایی مانند چین، برزیل، هند و مکزیک نیز قابل توجه است، اما در ایران و ژاپن به پایینترین سطح میرسد؛ بهطوری که این رقم برای ایران حدود ۰.۲ کیلوگرم و برای ژاپن حدود ۰.۱ کیلوگرم است.
وضعیت ژاپن البته با ایران تفاوتهایی دارد. مساحت محدود این کشور، توان فناورانه بالای آن در تولید واکسنهای طیور و سهم نسبتاً پایینتر مرغ در سبد مصرف گوشت ژاپن، یعنی حدود ۳۵ درصد، باعث میشود آسیبپذیری این کشور با ایران همسطح نباشد. در مقابل، سهم مرغ در سبد مصرف گوشت ایران حدود ۶۰ درصد است و همین مسئله وابستگی به واردات نهاده را به ریسکی بسیار جدیتر تبدیل میکند.
وابستگی زنجیره مرغ فقط به ذرت و سویا محدود نیست
نکته مهم آن است که آسیبپذیری زنجیره مرغ در ایران فقط به خوراک محدود نمیشود. واکسن یکی دیگر از نهادههای مهم تولید طیور است. مطابق گزارشهای سازمان دامپزشکی کشور، بیش از ۸۰ درصد واکسنهای حوزه طیور وارداتی هستند و بروز مشکل در واردات، یا حتی مخاطراتی مانند آلودگی واکسنهای وارداتی، میتواند به ایجاد بحران در تولید منجر شود.
از سوی دیگر، کشور در تأمین مرغ اجداد نیز به واردات از چند کشور محدود غربی و آمریکایی وابسته است. تجربه سالهای گذشته نشان داده است که اختلال در واردات این حلقه ژنتیکی، میتواند مشکلات جدی در تولید مرغ ایجاد کند. بنابراین زنجیره مرغ در ایران از چند جهت به بیرون وابسته است: خوراک، واکسن و ژنتیک.
بهطور خلاصه، وابستگی بالای کشور در نهادههای اصلی تولید مرغ، در کنار فشار همهجانبه کشورهای متخاصم، میتواند امنیت غذایی و امنیت ملی کشور را با مخاطرات جدی مواجه سازد. این مسئله به معنای نفی اهمیت صنعت مرغ نیست؛ بلکه نشان میدهد تمرکز بیش از حد سبد پروتئینی کشور بر زنجیرهای که نهادههای کلیدی آن وارداتی است، باید با سیاستهای مکمل کاهش ریسک همراه شود.
تنوعبخشی به منابع پروتئین؛ ضرورت امنیت غذایی
مسیر درست در چنین شرایطی، کنار گذاشتن زنجیره مرغ نیست، بلکه تنوعبخشی به منابع تأمین پروتئین حیوانی و کاهش تمرکز ریسک است. مرغ همچنان یکی از منابع مهم و اقتصادی تأمین پروتئین در کشور خواهد بود، اما تکیه بیش از حد بر آن، در شرایط وابستگی به واردات نهاده، میتواند امنیت غذایی را آسیبپذیر کند.
در این چارچوب، افزایش تولید دام سبک و بهرهگیری هوشمندانه از ظرفیت مراتع میتواند بخشی از فشار را از زنجیره مرغ بردارد. دام سبک، بهویژه در نظامهای مرتعی و روستایی، ظرفیت آن را دارد که با اتکا به منابع داخلی، بخشی از نیاز پروتئینی کشور را تأمین کند و وابستگی به نهادههای وارداتی را کاهش دهد.
مراتع؛ ظرفیت مغفول در زنجیره پروتئین
ایران بیش از ۸۴ میلیون هکتار مرتع دارد؛ ظرفیتی بزرگ که میتواند یکی از ارکان افزایش تابآوری غذایی کشور باشد. مراتع بهطور تاریخی و با محوریت جوامع روستایی و عشایری، یکی از اصلیترین بسترهای تولید گوشت در کشور بودهاند. تا اوایل دهه ۱۳۸۰ نیز سهم قابل توجهی از تولید گوشت کشور، حدود ۵۰ درصد، با استفاده از ظرفیت مراتع تأمین میشد.
با این حال، در دهههای گذشته به دلایل مختلف، از جمله سیاستهای مرتبط با ملی شدن جنگلها و مراتع، استمرار غفلت از ظرفیت دامداری مرتعی، کمتوجهی به بهرهوری این نظام تولید، واردات و ترویج نژادهای دامی غیربومی و غیرمرتعی، کاهش ظرفیت چرای دام و تضعیف جایگاه جوامع بهرهبردار، نقش مراتع در تأمین پروتئین کشور کاهش یافته است. نتیجه این روند، افزایش اتکای کشور به واردات نهادههای کشاورزی و تمرکز بیشتر سبد مصرفی بر مرغ بوده است.
تجربه بیش از دو دهه وابستگی به واردات نهادهها، همراه با افزایش سهم مصرف مرغ در سبد مصرف خانوار از حدود ۳۵ درصد در سال ۱۳۸۰ به حدود ۵۷ درصد در سالهای اخیر، نشان میدهد بازگشت هوشمندانه به ظرفیت مراتع یک انتخاب فرعی نیست؛ بلکه بخشی از راهبرد کاهش آسیبپذیری امنیت غذایی کشور است.
احیای مرتع با فناوری، نه بازگشت به گذشته
استفاده از ظرفیت مراتع به معنای بازگشت به الگوهای سنتی و کمبازده نیست. اگر قرار است مراتع در کاهش ریسک واردات نهاده و تقویت زنجیره پروتئین نقشآفرین باشند، باید مدیریت آنها فناورانه، بهرهور و صیانتی باشد. اصلاح شیوه مدیریت و احاله واقعی مدیریت مراتع به بهرهبرداران، استفاده از تجربه کشورهای پیشرو، پایش ماهوارهای مراتع، اصلاح بذرهای بومی مرتعی، استفاده از ادوات مکانیکی در عملیات احیا و مدیریت علمی ظرفیت چرا، از جمله اقداماتی است که میتواند این مسیر را عملیاتی کند.
مراتع میتوانند همزمان سه کارکرد مهم داشته باشند: پشتیبانی از معیشت روستایی و عشایری، افزایش تولید گوشت دام سبک و کاهش فشار بر زنجیره وارداتی نهادههای طیور. تحقق این هدف نیازمند آن است که مرتع فقط بهعنوان عرصهای حفاظتی دیده نشود، بلکه بهعنوان یک ظرفیت تولیدی راهبردی در امنیت غذایی کشور بازتعریف شود.
در نهایت، ضعف زنجیره مرغ در ایران از خود مرغ آغاز نمیشود، بلکه از وابستگی به نهادههایی شروع میشود که تولید آنها در داخل کشور بسیار محدود است. هرچه سهم مرغ در سبد مصرف پروتئینی کشور بیشتر شود، بدون آنکه پشتوانه نهادهای آن تقویت شود، ریسک امنیت غذایی نیز افزایش مییابد. مراتع فراموششده کشور میتوانند بخشی از این ریسک را کاهش دهند؛ به شرط آنکه مدیریت آنها از وضعیت سنتی و کماثر خارج شده و به الگویی فناورانه، مشارکتی و تولیدمحور تبدیل شود.
انتهای پیام/ کشاورزی



