به گزارش مسیر اقتصاد با نزدیک شدن به زمان برگزاری نشست میان رؤسای جمهور چین و ایالات متحده، نشانههای فزایندهای از تحرکات هدفمند پکن در عرصههای مختلف مشاهده میشود. این تحرکات که از دیپلماسی منطقهای تا مدیریت روابط اقتصادی و ایفای نقش در بحرانهای بینالمللی را دربرمیگیرد، بیانگر تلاش چین برای شکلدهی به محیط پیرامونی مذاکرات است. در شرایطی که واشنگتن با چالشهایی در نقاط مختلف جهان مواجه است، پکن با اتخاذ رویکردی تدریجی و حسابشده در پی افزایش نفوذ و مهار فشارهای خارجی است.
تلاش چین برای بازیابی نفوذ در کره شمالی
یکی از مهمترین نشانههای رویکرد فعال چین، سفر وزیر امور خارجه این کشور به کره شمالی در اوایل آوریل است؛ تجدید دیداری که پس از چندین سال وقفه انجام شد[۱] و بر تقویت روابط سیاسی و گسترش همکاریهای عملی تأکید داشت. این سفر را میتوان تلاشی برای بازگرداندن چین به مرکز تحولات کره شمالی دانست؛ کشوری که همواره از اهمیت راهبردی بالایی برای پکن برخوردار بوده است.
در سالهای اخیر، بهویژه در دوران همهگیری کرونا و همچنین در پی نزدیکی بیشتر کره شمالی به روسیه، نقش چین در این کشور تا حدی کمرنگ شده بود. با وجود این، ازسرگیری ارتباطات حملونقل و افزایش تعاملات سیاسی در سال ۲۰۲۶ نشان میدهد که پکن در تلاش است موقعیت خود را در این معادله تقویت کند.
این اقدامات در حالی صورت میگیرد که احتمال ازسرگیری گفتوگوها میان آمریکا و کره شمالی مطرح است. تجربههای گذشته نشان داده که چین تمایل دارد در چنین روندهایی نقش میانجی یا بازیگری تأثیرگذار را ایفا کند. با این حال، رفتار مستقل کره شمالی و تلاش این کشور برای حفظ آزادی عمل، همچنان یکی از عوامل تعیینکننده در این معادله باقی مانده است.
بحرانهای غرب آسیا عرصه ارتقای تصویر جهانی چین
چین در قبال بحران غرب آسیا رویکردی محتاطانه و مبتنی بر خویشتنداری در پیش گرفته و مقامات این کشور با پرهیز از جانبداری آشکار، تلاش کردهاند روابط خود را با تمامی طرفین درگیر حفظ کنند. این سیاست به چین امکان میدهد تا در صورت فراهم شدن شرایط نقش میانجی را ایفا کند و در عین حال از هزینههای ورود مستقیم به بحران اجتناب کند. علاوه بر مزایای دیپلماتیک، ادامهی این رویه به تقویت تصویر چین بهعنوان یک قدرت باثبات و مسئول در نظام بینالملل کمک میکند. در شرایطی که برخی کشورها نسبت به سیاستهای آمریکا دچار تردید شدهاند پکن میکوشد خود را بهعنوان جایگزینی قابل اعتماد معرفی کند.
چین با گسترش تعاملات اقتصادی و سیاسی با کشورهای حاشیه خلیج فارس و دیگر بازیگران جنوب جهانی در حال افزایش نفوذ نرم خود است؛ نفوذی که میتواند در مذاکرات با آمریکا نیز بهطور غیرمستقیم نقشآفرین باشد.
اقتصاد و فناوری؛ کانون رقابت چین و آمریکا
در کنار تحرکات سیاسی و امنیتی، حوزه اقتصاد و فناوری یکی از مهمترین عرصههای رقابت و تعامل میان چین و آمریکا به شمار میرود. پکن در این حوزه اهدافی را دنبال میکند؛ از جمله کاهش محدودیتهای صادراتی آمریکا در حوزه فناوریهای پیشرفته، رفع تحریمها علیه شرکتهای چینی و کاهش محدودیتهای سرمایهگذاری. در مقابل چین نیز با نشان دادن آمادگی برای افزایش واردات از آمریکا، بهویژه در حوزههایی مانند انرژی، محصولات کشاورزی و هواپیما تلاش میکند از این موضوع بهعنوان اهرم چانهزنی استفاده کند. موضوعاتی مانند تعرفهها، زنجیره تأمین و صادرات مواد معدنی کمیاب نیز در این مذاکرات نقش مهمی دارند.
در این میان، مسئله تایوان همچنان حساسترین محور اختلاف باقی مانده است. چین بهدنبال آن است که آمریکا را به اتخاذ مواضع محتاطانهتر در این زمینه ترغیب کند. حتی دستاوردهای نمادین در این حوزه میتواند برای پکن اهمیت قابل توجهی داشته باشد، زیرا به تقویت موقعیت راهبردی این کشور کمک میکند.
چین چگونه اهرمهای خود را پیش از نشست افزایش میدهد؟
نکته قابل توجه در رویکرد چین تسریع همزمان اقدامات در حوزههای مختلف است. تحرکات دیپلماتیک در کره شمالی، سیاست محتاطانه در غرب آسیا و پیشبرد مذاکرات اقتصادی همگی در راستای ایجاد یک موقعیت منسجمتر برای چین پیش از نشست با آمریکا قرار دارند. این اقدامات، در کنار تمرکز آمریکا بر بحرانهای متعدد، نوعی عدم توازن نسبی ایجاد کرده است. در این شرایط چین میتواند با هزینه کمتر، نفوذ خود را افزایش دهد و در مذاکرات دست برتر نسبی پیدا کند.
با این حال این رویکرد بدون چالش نخواهد بود. رفتار غیرقابل پیشبینی برخی بازیگران منطقهای ازجمله کره شمالی، محدودیتهای داخلی در آمریکا و نگرانی متحدان واشنگتن در شرق آسیا عواملی هستند که میتوانند بر نتایج این روند تأثیر بگذارند.
چشمانداز مذاکره و پیامدهای آن
نشست پیشرو میان رؤسای جمهور چین و آمریکا، میتواند نتایج متفاوتی به همراه داشته باشد. دستیابی به توافقات محدود در حوزه تجارت، یکی از سناریوهای محتمل است؛ توافقاتی که هرچند میتواند به کاهش تنشها در کوتاهمدت کمک کند، اما مسائل عمیقتر راهبردی را حلوفصل نخواهد کرد. در مقابل، پیشرفت در موضوعاتی مانند مدیریت تنشها در منطقه، هماهنگی در قبال کره شمالی یا حتی توافقهای نمادین در مورد تایوان میتواند پیامدهای گستردهتری داشته باشد. در این میان، نحوه استفاده چین از اهرمهای ایجادشده نقش تعیینکنندهای در نتایج نهایی خواهد داشت.
چین با بهرهگیری از رویکردی تدریجی، منعطف و چندلایه در حال آمادهسازی خود برای یکی از مهمترین نشستهای دیپلماتیک با ایالات متحده است. این کشور با ترکیب ابزارهای دیپلماتیک، اقتصادی و امنیتی تلاش دارد موقعیت خود را تقویت کرده و در مذاکرات دست بالاتری به دست آورد. هرچند نتیجه نهایی این تلاشها به عوامل متعددی بستگی دارد، اما شواهد نشان میدهد که پکن با برنامهریزی دقیق، در مسیر افزایش نفوذ و تثبیت جایگاه خود در نظام بینالملل گام برمیدارد.
پانویس:
[۱] کیم جونگاون در سال ۲۰۱۸ برای تثبیت روابط و احتمالاً هماهنگی مواضع پیش از نخستین دیدار خود با ترامپ در سنگاپور به پکن سفر کرد.
منبع: دیپلمات
انتهای پیام/ تجارت و دیپلماسی

