مسیر اقتصاد/ ساخت خط لوله گاز قطر-ترکیه به دلیل بیثباتی منطقه غرب آسیا دوباره مورد بحث قرار گرفته است، البته هنوز مشکلات ساخت آن پابرجاست. براساس این طرح قدیمی، گاز میدان «پارس جنوبی/گنبد شمالی» از طریق عربستان سعودی، اردن و سوریه به ترکیه و سپس به اروپا منتقل میشود. روی کاغذ، این طرح مشکل بزرگی را حل میکند مبنی براینکه چگونه گاز کشورهای عربی خلیج فارس بدون تکیه بر مسیرهای دریایی به بازارهای اروپا میرسد.
اهمیت ثبات سوریه برای خط لوله قطر-ترکیه
در میان تحولات مربوط به تنگه هرمز، ترکیه سریعا به آن واکنش نشان داده است. آلپ ارسلان بایراکتار، وزیر انرژی این کشور، خط لوله گازی قطر-ترکیه را به عنوان پاسخ به ریسک طرف عرضه مطرح کرد. ترکیه در سالهای اخیر تلاش کرده تا خود را به کریدور انرژی تبدیل کند که پیشنهاد اخیر نیز با این الگو همسو است. اگر این طرح توسعه یابد، نقش ترکیه را به عنوان یک کشور ترانزیتی برای اتصال خلیج فارس به اروپا تعمیق میبخشد و نفوذ آن را در بین تولیدکنندگان و مصرفکنندگان تقویت میکند. البته، بدون ساخت این خط لوله نیز، ترکیه همواره خود را مرکز هر مسیر جدیدی معرفی کرده است.
جذابیت مسیرهای زمینی به راحتی قابل درک است. تنگه هرمز سهم بزرگی از نفت و گاز طبیعی مایع جهان را حمل میکند و هنگام بیثباتی حتی برای مدت کوتاهی، جذابیت جایگزینها بیشتر میشود. در واقع، خطوط لوله ریسک دریایی را برطرف میکند، زیرا گاز را به جای آبهای مورد مناقشه از طریق زمینی منتقل میکنند. اما در این میان، محدودیت اصلی جغرافیا و سیاست است. خط لوله قطر-ترکیه از چندین حوزه قضایی عبور میکند که همه آنها قابل اعتماد نیستند. شاید عربستان سعودی و اردن قابل مدیریت باشند، اما سوریه اینگونه نیست. در این راستا، هر طرح جدی به ثبات سوریه بستگی دارد که آن نیز هنوز وجود ندارد. کنترل بر تمام کشور محقق نشده، نهادها شکننده هستند و بازیگران خارجی شرایط را شکل میدهند. باید توجه داشت که یک خط لوله به شرایط قابل پیشبینی برای دهههای آتی نیاز دارد. همین شکاف به تنهایی برای متوقف کردن پروژه کافی است.
نضعیف منطق تجاری برای سرمایهگذاران
خطوط لوله داراییهای ثابتی هستد که نمیتوانند در صورت بروز مشکل، مسیر خود را تغییر دهند. اگر بخشی از مسیر ناپایدار شود، فعالیت آن متوقف خواهد شد. این ریسکها شامل خرابکاری، درگیریهای داخلی یا فشار دولتی میشود که سرمایهگذاران آن را به شدت در نظر گرفته و یا به طور کلی از آن اجتناب میکنند. در این میان، میزان سرمایه مورد نیاز رقم بالایی خواهد بود. چنین پروژهای دهها میلیارد دلار هزینه دارد و ساخت آن سالها طول میکشد. تأمین مالی آن نیازمند قراردادهای بلندمدت، مقررات پایدار و اجرای معتبر در چندین کشور است. در صورتعدم وجود شرایط پیشگفته، این پروژه همچنان در حد تئوری باقی میماند. حتی اگر این موانع برطرف شوند، منطق تجاری همچنان ضعیف خواهد بود.
تردید قطر و اروپا باوجود بلندپروازی آنکارا
صادرات گاز طبیعی مایع (LNG) قطر انعطافپذیری آن را افزایش میدهد تا محمولهها را بسته به قیمت، تقاضا یا شرایط سیاسی تغییر مسیر دهد. اما خط لوله قطر این مزیت را ندارد. این روند برای دوحه منطقی نیست، زیرا دههها تلاش صرف ایجاد سیستم جهانی انعطافپذیر کرده است. این امر با افزایش تولید قطر، اهمیت بیشتری پیدا میکند. توسعه میدان شمالی، تولید گاز طبیعی مایع را به میزان قابل توجهی افزایش میدهد که به معنای انعطافپذیری بیشتر است. اروپا میتواند LNG بیشتری را از طریق زیرساختهای موجود و بدون انتظار برای تکمیل خط لوله دریافت کند. موضع اروپا این امر را کرده است؛ هرچند تنوعبخشی همچنان اولویت در اولویت این قراره قرار دارد، اما گاز طبیعی مایع در حال حاضر این نقش را ایفا میکند. پایانههای وارداتی و واحدهای شناور گازسازی مجدد، دسترسی نسبتاً سریع به عرضه جهانی را فراهم میکنند. این سیستم هرچند تکمیل نشده، اما کاربردی است. در مقابل، خط لوله طولانی و پرخطر، نگرانیهای فوری اروپا را حل نمیکند.
در مجموع، عدم همسویی کاملا مشهود است؛ ترکیه این خط لوله را به عنوان یک راه حل راهبردی تبلیغ میکند، اما قطر انگیزه قوی برای تکمیل آن ندارد. اروپا میتواند از طریق کانالهای موجود، تقاضا را برآورده کند. سرمایهگذاران این پروژه را با ریسک بالا و بازده مبهم میبینند. این مواضع برای اجرای این پروژه همسو نیستند. رویکرد، ترکیه بیشتر شبیه یک آزمایش است تا دریابد که آیا اختلالات اخیر نحوه درک ریسک را تغییر داده است و آیا این تغییر، فضایی را برای پروژههای گذشته میگشاید یا خیر. همچنین، نقش ترکیه بدون ساخت این خط لوله تقویت میشود.
این پیشنهاد بر انتظارات نیز تاثیرگذار است، برای نمونه در خلیج فارس، این امر بر لزوم یافتن جایگزینهای فراتر از مسیرهای دریایی تأکید میکند. در ترکیه، این امر زمینه را برای گسترش زیرساختها و نفوذ تقویت میکند. در اروپا نیز لایه دیگری به بحث در مورد امنیت عرضه، به ویژه اهمیت انعطافپذیری مسیر، میافزاید. در مجموع، خط لوله قطر-ترکیه نه به دلیل مشکلات فنی، بلکه به دلیل نبود ثبات لازم محکوم به شکست است. هرچند اختلالات هرمز بحث درباره آن را دوباره مطرح کرده است، اما چالشهای اولیههنوز پابرجاست.
منبع: مجمع غرب آسیا
انتهای پیام/ انرژی

