۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۵

مسیر اقتصاد؛ رسانه تصمیم‌سازان اقتصاد ایران

شناسه: ۲۲۲۰۸۷ ۱۹ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۹:۰۰ دسته: دولت و حکمرانی
۰

در روزهای اخیر در جنگ ایران و آمریکا، لحن دونالد ترامپ بیش از هر چیز با نوسان، اغراق و تغییر ناگهانی جهت شناخته شد. او در فاصله‌ای کوتاه، از تهدید به نابودی «یک تمدن کامل» و بازگرداندن ایران به «عصر حجر» به استقبال از «دوران طلایی» در غرب آسیا رسید؛ چرخشی که بیش از آنکه نشانه یک خط‌مشی باثبات باشد، از استفاده ابزاری از بی‌ثباتی در گفتار حکایت دارد. در این چارچوب، تهدیدهای ترامپ را نباید عینا نشانه عزم قطعی دانست و تعریف‌هایش را هم نباید علامت تغییر پایدار سیاست آمریکا تلقی کرد. لفاظی‌های او در این بحران نشان دادند که کارکرد اصلی‌شان نه توصیف دقیق واقعیت، بلکه جابه‌جا کردن محاسبات طرف مقابل و ساختن یک قاب تبلیغاتی برای افکار عمومی است. نوسان و اغراق در لحن، به یکی از ابزارهای فشار واشنگتن برای تحمیل اراده خود به طرف مقابل تبدیل شده است و این مسئله باید به ویژه در مذاکرات احتمالی مورد توجه باشد.

مسیر اقتصاد/ آتش‌بس دو هفته‌ای که با میانجی‌گری پاکستان اعلام شد، نه در فضای آرامش، بلکه در اوج تهدیدهای لفظی ترامپ شکل گرفت. ترامپ در آستانه ضرب‌الاجل خود برای بازگشایی تنگه هرمز، از احتمال مرگ «یک تمدن کامل» سخن گفت و ساعاتی بعد، آتش‌بس موقت را پذیرفت و اعلام کرد پیشنهاد ۱۰ ماده‌ای ایران می‌تواند مبنایی «قابل اجرا» برای ادامه مذاکره باشد. همین جابه‌جایی سریع از تهدید ویرانی به پذیرش مذاکره، به‌خودی‌خود نشان می‌دهد که زبان کاخ سفید در این مقطع، بیش از آنکه ثابت و قابل پیش‌بینی باشد، سیال و تاکتیکی بوده است.

آسوشیتدپرس همین نوسان را به‌عنوان محور تحلیل خود برجسته کرده و نوشته است ترامپی که زمانی به ژست صلح‌طلبی و حتی رؤیای نوبل تکیه می‌کرد، در این بحران به «زبان نابودی» روی آورد؛ تغییری که با تلاش او برای یافتن راهی جهت خاتمه دادن به جنگی که خود در آن درگیر شده بود، پیوند داشت. حتی در خوانش رسانه‌های آمریکایی هم مسئله فقط تندی لحن نبود، بلکه بی‌ثباتی در صورت‌بندی هدف جنگ و راه خروج از آن هم دیده می‌شد.

نوسان لحن، بخشی از ابزار فشار بود

رسانه‌های معتبر غربی فقط به عجیب بودن ادبیات ترامپ اشاره نکرده‌اند؛ برخی از آنها این رفتار را در چارچوب یک الگوی شناخته‌شده در مذاکره تحلیل کرده‌اند. رویترز در تحلیلی با عنوان «نظریه مرد دیوانه» توضیح می‌دهد که رویکرد ترامپ در قبال ایران بر نمایش عامدانه بی‌ثباتی، تهدیدهای اغراق‌آمیز و ابهام در رفتار استوار بوده تا طرف مقابل را به دادن امتیاز وادار کند. در همان گزارش، یک استاد مذاکره از دانشگاه کلمبیا می‌گوید این سبک بر «اغراق هدفمند» و چیزی که خود ترامپ قبلا «اغراق صادقانه» می‌نامید تکیه دارد، اما در عین حال هشدار می‌دهد که موفقیت پایدار در مذاکره به عقلانیت ادراک‌شده و اعتماد هم نیاز دارد.

این تحلیل به فهم بهتر رفتار روزهای آخر کمک می‌کند. ترامپ با بالا بردن سقف تهدید، می‌کوشید ایران را وادار به پذیرش یک تغییر فوری در میدان کند و سپس همان تغییر را به‌عنوان دستاورد سیاسی خود عرضه کند. اما وقتی طرف مقابل از این تهدیدها نترسید و حاضر نشد در چهارچوب مطلوب واشنگتن تسلیم شود، موضع ترامپ نیز جابه‌جا شد و از تهدید حداکثری به پذیرش آتش‌بس موقت و گفتگو رسید. به بیان دیگر، آنچه تغییر کرد فقط ادبیات نبود؛ بلکه تلاش برای یافتن یک خروج قابل‌فروش از جنگ هم در پس این نوسان دیده می‌شد.

از «عصر حجر» تا «دوران طلایی»؛ هر دو سوی یک اغراق

چرخش از «عصر حجر» به «دوران طلایی» فقط یک تغییر زبانی ساده نبود؛ این چرخش نشان داد که دو سرِ گفتار ترامپ، هر دو بر اغراق بنا شده‌اند. تهدید نخست، تصویری آخرالزمانی از ویرانی کامل می‌ساخت و وعده دوم، تصویری غیرواقعی از صلح و رونق فوری ارائه می‌داد. الجزیره در بازخوانی ساعات پایانی پیش از آتش‌بس، همین تغییر لحن را مرکز روایت خود قرار داده و نشان داده است که چگونه ترامپ در فاصله‌ای کوتاه، از ادبیات ویرانگر به ادبیات وعده‌پردازانه رسید. این نوسان، به‌جای آنکه نشان‌دهنده ارزیابی دقیق میدان باشد، بیشتر از میل به اثرگذاری روانی و مدیریت روایت حکایت می‌کند.

در نتیجه، برای ایران و دیگر بازیگران منطقه‌ای، نه تهدیدهای ترامپ باید عینا به‌عنوان نشانه تصمیم قطعی خوانده شود و نه تعریف‌ها و وعده‌هایش باید به‌مثابه علامت ثبات و حسن‌نیت پایدار تعبیر شود. لفاظی‌های او در این بحران نشان دادند که کارکرد اصلی‌شان نه توصیف دقیق واقعیت، بلکه جابه‌جا کردن محاسبات طرف مقابل و ساختن یک قاب تبلیغاتی برای افکار عمومی است. از همین رو، برخورد تحلیلی با سخنان ترامپ باید بر ارزیابی رفتار عملی و متن توافق‌ها متمرکز باشد، نه بر فراز و فرود واژه‌هایی که او در هر مقطع به کار می‌برد.

بنابراین، جمع‌بندی دقیق‌تر آن است که در این بحران، لحن ترامپ به‌شدت نوسانی، اغراق‌آمیز و متکی بر نمایش بی‌ثباتی بود و همین بی‌ثباتی، بخشی از ابزار فشار او در مذاکره محسوب می‌شد. این سبک شاید در کوتاه‌مدت بتواند فضای روانی بسازد، اما در بلندمدت بیش از آنکه نشانه اقتدار باثبات باشد، نشانه دشواری در تعریف هدف، هزینه و مسیر خروج از بحران است.

منابع:

آسوشیتدپرس

رویترز

الجزیره

انتهای پیام/ دولت و حکمرانی



جهت احترام به مخاطبان فرهیخته، نظرات بدون بازبینی منتشر می شود. لطفا نظرات خود را جهت تعميق و گسترش بحث ارائه نمایید. نظرات حاوی توهين، افترا و تهمت به ديگران پاک می شود.