مسیر اقتصاد/ ایران در جنگ ۱۲ روزه خرداد ماه سال جاری، با وجود غافلگیری اولیه به مرور شرایط بهتری نسبت به دشمن صهیونی پیدا کرد و در نهایت آتش بس از سوی طرف مقابل مطرح شد. پذیرش آتش بس بدون شروطی چون پذیرش تجاوزگری و جنایت جنگی طرف مقابل، دریافت خسارت یا موارد مشابه، عملا عرصه را برای تجاوزگری مجدد طرف مقابل، اینبار با نقش آفرینی علنی و رسمی آمریکا در کنار رژیم صهیونی فراهم کرد.
در شرایط فعلی نیز که طرف مقابل جنگ را به ملت ایران تحمیل کرده و رهبر عزیز ایران را در کنار تعدادی از مقامات بلندپایه نظامی به شهادت رسانده است، یکی از مهمترین مسائلی که باید به آن توجه شود، شرایط پذیرش آتش بس احتمالی است که در صورت تداوم مقاومت ملت ایران، در آینده نزدیک از سوی طرف مقابل مطرح میشود.
آنچه مسلم است اینکه طرف مقابل در طول سالهای اخیر و به ویژه از زمان روی کار آمدن دوباره ترامپ در آمریکا، از هیچگونه فشاری بر ملت ایران، از جمله اقتصادی و نظامی فروگذار نکرده است. نقشه طرف مقابل تضعیف هرچه بیشتر ایران از طریق اقداماتی چون بستن شریانهای حیاتی فروش نفت و بازگشت ارزهای صادراتی ایران بوده است. پایان جنگ تنها در صورتی منطقی است که این بازی طرف مقابل را بر هم بزند و امکان تجدید قوا و جنگ افروزی مجدد علیه ایران را غیرممکن کند.
جلوگیری از بازسازی پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه و خروج سربازان آمریکایی یکی از مواردی است که برای تحقق اهداف فوق ضروری است. رهبر شهید انقلاب زمانی گفت انتقام خون حاج قاسم، خروج آمریکا از منطقه خواهد بود. به لطف الهی امروز شرایط برای گرفتن انتقام خون حاج قاسم محقق شده است و از مقامات بلندپایه ایران انتظار میرود این مسئله را بهعنوان کمترین شروط برای پایان آتش بس در نظر بگیرند.
علاوه بر تحمیل خسارتهای سنگین نظامی به پایگاههای آمریکا و رژیم صهیونی و آمادگی ذهنی نیروهای خودی درخصوص این شرط مهم برای آتش بس، آماده کردن کشورهای میزبان پایگاههای آمریکایی نیز برای این مهم ضروری است. امروز کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس یکی از متضرران اصلی جنگ افروزی اخیر آمریکا بودهاند و به روشنی به دنبال مسیرهایی برای پایان دادن به شرایط موجود و بازگشت به دوران ثبات و رشد اقتصادی و کسب درآمدهای کلان از فروش انرژی هستند. برای این کشورها ثبات مهمترین پیش شرط تنفس اقتصادی است و بدون آن، با خروج سرمایه، مهاجرت گسترده نیروی متخصص داخلی و خارجی، پایان صنعت توریسم و به صفر رسیدن سرمایهگذاری خارجی مواجه و به تعبیر خلاصه از زندگی ساقط میشوند.
انتظار این است که این کشورها برای آتش بس حاضر به دادن امتیازات متعدد به طرفهای این جنگ باشند. بنابراین پیش از بهرهبرداری آمریکا و اسرائیل از این موقعیت و با سرعت عمل دستگاه دیپلماسی باید به آنها فهماند که باید خود را با شرایط نظم جدید غرب آسیا هماهنگ کنند؛ در این نظم نمیتوان هم همزیستی مسالمت آمیز با ایران داشت و هم میزبان پایگاههای آمریکا بود. حضور پایگاههای آمریکایی قرار بود امنیت را برای آنها به ارمغان بیاورد که به وضوح در تحقق این هدف شکست خورد، بنابراین باید به خود بیایند و بپذیرند که برای پایان جنگ راهی جز فشار به آمریکا برای خروج از منطقه ندارند.
فروپاشی رژیم صهیونی به عنوان خواسته هر ایرانی غیور و وطن پرست، بیش از هر چیز به خروج آمریکا از منطقه گره خورده است. اگر ایران بتواند از تهدید فعلی جنگ، با تسلیم نشدن در برابر فشارهای خارجی و تهدادات براندازانه داخلی و همچنین دیپلماسی فعال با کشورهای منطقه، در نهایت به دستاورد خروج آمریکا از منطقه برسد، گامی بزرگ در جهت فروپاشی رژیم صهیونی نیز برداشته است.
انتهای پیام/ تجارت و دیپلماسی

