به گزارش مسیر اقتصاد درگیری نظامی میان آمریکا و ایران در حالی تشدید شده که اقتصاد جهانی هنوز با آثار افزایش گسترده تعرفههای تجاری دولت ترامپ دستوپنجه نرم میکند. ادامه این جنگ میتواند شوک تازهای به اقتصاد جهانی وارد کند؛ شوکی که مهمترین کانال انتقال آن بازار انرژی و قیمت نفت خواهد بود.
جنگی که میتواند اقتصاد جهانی را وارد مرحلهای جدید کند
اقتصاددانان هشدار میدهند در صورت تشدید درگیریها، اختلال در عرضه انرژی غرب آسیا میتواند قیمت نفت را به محدودهای بسیار بالاتر از سطح فعلی برساند و موج تازهای از تورم جهانی ایجاد کند. در حال حاضر نیز اختلال در صادرات انرژی منطقه موجب افزایش قیمت نفت و گاز و نوسان در بازارهای مالی شده است.
در چنین شرایطی، بازارهای جهانی با سناریوهای متفاوتی روبهرو هستند که از پایان سریع درگیری تا یک بحران گسترده انرژی را شامل میشود.
نقش کلیدی تنگه هرمز در بازار جهانی انرژی
یکی از مهمترین نقاط تمرکز این بحران، تنگه هرمز است؛ گذرگاهی که حدود ۲۰ درصد از نفت جهان از آن عبور میکند. هرگونه اختلال در این مسیر میتواند به سرعت عرضه جهانی انرژی را تحت تأثیر قرار دهد. تجربه بحرانهای گذشته نیز نشان میدهد حتی کاهش اندک در عرضه نفت میتواند تأثیر قابل توجهی بر قیمتها داشته باشد.
بر اساس برآوردهای اقتصادی، اگر عرضه جهانی نفت تنها یک درصد کاهش یابد، قیمتها ممکن است حدود چهار درصد افزایش پیدا کند. بنابراین در صورت اختلال طولانی در صادرات نفت خلیج فارس، قیمتها میتواند جهشی بسیار بزرگتر را تجربه کند.
سناریوی نفت ۱۰۸ دلاری
بر اساس مدلسازیهای اقتصادی، در یک سناریوی شدید که درگیریها ادامه پیدا کند و صادرات انرژی خلیج فارس با اختلال گسترده روبهرو شود، قیمت نفت میتواند تا حدود ۱۰۸ دلار در هر بشکه افزایش یابد.
در چنین وضعیتی حملات متقابل میتواند زیرساختهای انرژی منطقه مانند پالایشگاهها، بنادر و خطوط لوله را هدف قرار دهد و تولید و صادرات انرژی را متوقف کند.
حتی در صورت تلاش آمریکا برای تأمین امنیت کشتیها در تنگه هرمز از طریق اسکورت نظامی، خطر همچنان بالا باقی میماند. حملات پهپادی کمهزینه یا عملیاتهای محدود نیز میتواند برای مختل کردن عبور نفتکشها کافی باشد و این گذرگاه حیاتی انرژی را عملاً از کار بیندازد.
تورم جهانی و چالش جدید بانکهای مرکزی
افزایش شدید قیمت نفت تنها یک مسئله انرژی نیست؛ این موضوع از چند مسیر مختلف اقتصاد جهانی را تحت تأثیر قرار میدهد. نخست آنکه افزایش هزینه انرژی هزینه تولید و حملونقل را بالا میبرد و به سرعت قیمت کالاها و خدمات را افزایش میدهد. دوم آنکه افزایش قیمت سوخت قدرت خرید مصرفکنندگان را کاهش میدهد و رشد اقتصادی را کند میکند.
این شرایط بانکهای مرکزی را نیز در موقعیتی دشوار قرار میدهد. اگر افزایش قیمت انرژی باعث افزایش انتظارات تورمی شود، بانکهای مرکزی ممکن است ناچار شوند به جای کاهش نرخ بهره، سیاستهای انقباضیتری اتخاذ کنند.
پیامدهای متفاوت برای اقتصادهای بزرگ
تأثیر افزایش قیمت انرژی بر اقتصادهای بزرگ جهان یکسان نخواهد بود. در ایالات متحده، انقلاب شیل باعث شده شوکهای نفتی اثر پیچیدهتری داشته باشند. از یک سو مصرفکنندگان از افزایش قیمت سوخت آسیب میبینند، اما از سوی دیگر تولیدکنندگان نفت از قیمتهای بالاتر سود میبرند.
با این حال در حوزه تورم، افزایش قیمت نفت میتواند اثر قابل توجهی داشته باشد. برآوردها نشان میدهد اگر قیمت نفت به حدود ۱۰۸ دلار برسد، تورم آمریکا ممکن است حدود ۰.۸ واحد درصد افزایش یابد و از هدف ۲ درصدی فدرال رزرو فاصله بگیرد.
در اروپا وضعیت متفاوت است. کشورهای اروپایی تولیدکننده بزرگ انرژی نیستند و بنابراین افزایش قیمت نفت و گاز فشار مستقیمتری بر رشد اقتصادی آنها وارد میکند. برآوردها نشان میدهد شوک انرژی میتواند حدود ۰.۶ درصد از تولید ناخالص داخلی منطقه یورو و ۰.۵ درصد از اقتصاد بریتانیا بکاهد.
چین نیز به عنوان یکی از بزرگترین واردکنندگان نفت جهان با فشار جدیدی مواجه خواهد شد. این کشور علاوه بر تعرفههای تجاری آمریکا و بحران بازار مسکن، اکنون با افزایش هزینه انرژی نیز روبهرو میشود.
برندگان و بازندگان بحران انرژی
در میان این تحولات، برخی کشورها ممکن است از افزایش قیمت انرژی سود ببرند. روسیه یکی از مهمترین برندگان احتمالی این وضعیت است. افزایش قیمت نفت میتواند درآمدهای نفتی این کشور را به شکل قابل توجهی افزایش دهد و کسری بودجه آن را کاهش دهد.
در مقابل، اقتصادهای وابسته به واردات انرژی با فشار بیشتری مواجه خواهند شد و احتمال افزایش تورم و کاهش رشد اقتصادی در آنها بالا میرود.
سناریوهای مختلف برای آینده اقتصاد جهانی
اقتصاددانان سه سناریوی اصلی برای ادامه این بحران در نظر گرفتهاند.
در سناریوی شدید، جنگ ادامه پیدا میکند و زیرساختهای انرژی منطقه هدف حملات بیشتری قرار میگیرد. در این حالت قیمت نفت به بیش از ۱۰۰ دلار میرسد و تورم جهانی افزایش مییابد.
در سناریوی میانه، درگیریها ادامه پیدا میکند اما اختلال در زیرساختهای انرژی محدود میماند. در این حالت قیمت نفت در حدود ۸۰ دلار تثبیت میشود و اثرات اقتصادی قابل کنترل خواهد بود.
در سناریوی سوم، آمریکا و ایران به آتشبس میرسند، اختلال در عرضه انرژی کاهش مییابد و قیمت نفت به سطح پیش از جنگ یعنی حدود ۶۵ دلار در هر بشکه بازمیگردد.
تجربهای که یادآور شوکهای نفتی دهه ۱۹۷۰ است
بحرانهای ژئوپلیتیکی غرب آسیا پیش از این نیز بارها اقتصاد جهانی را تحت تأثیر قرار دادهاند. در سال ۱۹۷۳ تحریم نفتی کشورهای عربی قیمت نفت را به شدت افزایش داد و اقتصاد جهانی را وارد دورهای از تورم و رکود کرد.
اگرچه اقتصاد جهانی امروز نسبت به آن زمان کمتر وابسته به انرژی است و منابع متنوعتری برای تأمین انرژی وجود دارد، اما ادامه جنگ در غرب آسیا همچنان میتواند پیامدهای گستردهای برای رشد اقتصادی، تورم و سیاستهای پولی در سراسر جهان داشته باشد.
در همین حال، افزایش سریع قیمت نفت و گاز در روزهای اخیر نشان میدهد که حتی درگیریهای محدود نیز میتواند بازارهای جهانی انرژی را به شدت متلاطم کند و چشمانداز اقتصاد جهانی را با عدم قطعیتهای جدیدی مواجه سازد.
منبع: بلومبرگ
انتهای پیام/ انرژی




