به گزارش مسیر اقتصاد حملات مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران در حالی انجام شده که هدف اعلامی آن پایان دادن به بنبست طولانیمدت بر سر برنامه هستهای تهران عنوان شده است. با این حال برخی کارشناسان هشدار میدهند که این حملات میتواند نتیجهای معکوس داشته باشد و حتی ایران را به سمت توسعه سلاح هستهای سوق دهد.
مناقشهای که بیش از دو دهه ادامه دارد
ایران همواره تأکید کرده است که برنامه هستهای این کشور ماهیتی صلحآمیز دارد و برای تولید انرژی و اهداف غیرنظامی طراحی شده است. با این حال از سال ۲۰۰۲، زمانی که دو تأسیسات اعلامنشده برای غنیسازی اورانیوم و تولید پلوتونیوم در این کشور کشف شد، برنامه هستهای ایران با بدبینی و حساسیت شدید از سوی جامعه بینالمللی دنبال شده است.
در سال ۲۰۱۵ توافق هستهای موسوم به «برجام» میان ایران و قدرتهای جهانی امضا شد. این توافق محدودیتهای گستردهای بر فعالیتهای هستهای ایران اعمال کرد و بازرسیهای دقیق بینالمللی را نیز در نظر گرفت. اما خروج دولت دونالد ترامپ از این توافق در سال ۲۰۱۸ عملاً موجب فروپاشی آن شد و پس از آن ایران سطح غنیسازی اورانیوم و برخی فعالیتهای مرتبط با برنامه هستهای خود را افزایش داد.
ذخایر اورانیوم؛ نگرانی اصلی جامعه بینالمللی
یکی از نگرانیهای اصلی درباره برنامه هستهای ایران به میزان ذخایر اورانیوم غنیشده این کشور مربوط میشود. گزارشها نشان میدهد ایران تا سال گذشته بیش از ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای ۶۰ درصد در اختیار داشته است.
از نظر فنی، رسیدن از سطح غنای ۶۰ درصد به غنای ۹۰ درصد که برای ساخت سلاح هستهای مورد استفاده قرار میگیرد، مرحلهای نسبتاً کوتاهتر محسوب میشود. در صورت ادامه فرایند غنیسازی و تبدیل اورانیوم از حالت گازی به فلزی، این ذخیره میتواند برای ساخت بیش از ۱۰ کلاهک هستهای کافی باشد.
همین نگرانیها درباره این ذخیره اورانیوم، یکی از دلایل اصلی حملات آمریکا و اسرائیل به تأسیسات هستهای ایران عنوان شده است.
حملات نظامی و آسیب به تأسیسات هستهای
حملات خرداد ماه سال جاری که با نام عملیات «چکش نیمهشب» شناخته میشود، با هدف تخریب زیرساختهای هستهای ایران انجام شد. در این عملیات از بمبهای سنگرشکن برای هدف قرار دادن تأسیسات هستهای استفاده شد.
دونالد ترامپ مدعی شد این حملات برنامه هستهای ایران را «نابود» کرده است. با این حال گزارشهای بعدی نشان داد که اگرچه خسارات قابل توجهی وارد شده، اما برخی از تأسیسات مهم که در عمق زمین و زیر کوهها ساخته شدهاند، به طور کامل از بین نرفتهاند. تأسیسات نطنز و اصفهان از جمله این سایتها هستند.
تصاویر ماهوارهای نیز نشان میدهد برخی ساختمانهای مرتبط با این تأسیسات آسیب دیدهاند، اما بخشهای زیرزمینی برنامه هستهای ایران همچنان پابرجا ماندهاند.
کاهش نظارت بینالمللی
پس از این حملات، ایران دسترسی بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی به برخی سایتهای حساس هستهای را محدود کرد. در نتیجه آژانس عملاً نتوانسته است وضعیت دقیق ذخایر اورانیوم غنیشده ایران و فعالیتهای جاری در این تأسیسات را تأیید کند.
در گزارشهای اخیر، آژانس اعلام کرده است که قادر نیست به طور کامل تأیید کند آیا ایران همه فعالیتهای مرتبط با غنیسازی را متوقف کرده یا خیر. با این حال مدیرکل آژانس، رافائل گروسی، اعلام کرده است که در حال حاضر نشانهای از وجود یک برنامه ساخت سلاح هستهای در ایران مشاهده نشده است.
تنها راه بازدارندگی دستیابی به سلاح هستهای است؟
با وجود این ارزیابی، برخی کارشناسان هشدار میدهند که حملات نظامی ممکن است نتیجهای کاملاً معکوس داشته باشد.
به گفته جفری لوئیس، پژوهشگر مؤسسه مطالعات بینالمللی مونتری، اگر این حملات نتواند ساختار سیاسی ایران را تغییر دهد، این احتمال وجود دارد که ایران برای جلوگیری از تهدیدهای آینده به این نتیجه برسد که تنها راه بازدارندگی واقعی، دستیابی به سلاح هستهای است.
او معتقد است فناوری مورد نیاز برای چنین برنامهای چندان پیچیده نیست و کشوری که از حملات نظامی جان سالم به در برده، ممکن است مانند کره شمالی به این نتیجه برسد که در یک جهان پرتنش، داشتن سلاح هستهای بهترین ابزار بازدارندگی است.
برخی کارشناسان دیگر نیز هشدار میدهند که حملات اخیر میتواند انگیزههایی در داخل ایران برای حرکت به سمت «تسلیحاتی کردن» برنامه هستهای ایجاد کند.
این نگرانیها نشان میدهد که تلاش برای حل مسئله هستهای ایران از طریق حملات نظامی نه تنها ممکن است به نتیجه نرسد، بلکه حتی میتواند پیامدهایی پیچیدهتر و خطرناکتر برای امنیت بینالمللی به همراه داشته باشد.
منبع: گاردین
انتهای پیام/ دولت و حکمرانی

