به گزارش مسیر اقتصاد اختتامیه دوازدهمین همایش سالانه اقتصاد مقاومتی امروز ۲۸ بهمن ماه با موضوع «نظم نوین جهانی؛ بازآفرینی قدرت ایران» با میزبانی مرکز مطالعات سیاسی و بینالمللی وزارت امور خارجه در حال برگزاری است. محمد امینی رعیا مدیر اندیشکده اقتصاد مقاومتی به عنوان برگزارکننده همایش در ابتدای صحبت خود گفت: هدف همایش سالانه اقتصاد مقاومتی کمک به بهبود کیفیت تصمیم گیری در کشور است و این موضوع از طریق بسترسازی برای مباحثه و گفتگو حول مسائل اساسی کشور پیگیری می شود. در سال جاری نیز با توجه به اهمیت بحث، موضوع نظم نوین جهانی در دستور کار قرار گرفت.
وی افزود: یکی از نوآوریهای همایش سال جاری برگزاری یک برنامه ویژه ارائه محور به سبک ارائههای TED بود که در آن ۹ ابتکار ایران برای نقش آفرینی در نظم نوین جهانی توسط صاحب نظران ارائه شد.
مدیر اندیشکده اقتصاد مقاومتی گفت: در جریان این رویداد ۴ ماهه، بیش از ۲۰۰ نفر از خبرگان، مسئولین و سیاست پژوهان مشارکت داشتند و به نوعی حول یک ایده مرکزی با هم ارتباط پیدا کردند.
امینی رعیا ادامه داد: در بخش های مختلف این همایش از نشست های تخصصی تا طرح های سیاستی، با افراد جدید و صاحب نظر و دارای ظرفیتی آشنا شدیم که یک دستاورد برای ما محسوب میشود. امیدوارم بتوانیم این تشکل را توسعه دهیم و از ظرفیت آن برای بهبود حکمرانی در کشور استفاده کنیم.
وی ادامه داد: وزارت خارجه نیز همکاری خوبی داشت که جای تشکر دارد. حالا این فرصت وجود دارد که بتوانیم تعاملات را توسعه دهیم و با استفاده از ظرفیت های ایجاد شده، در حل مسائل کشور نقش آفرینی بیشتری داشته باشیم. همایش تمام شده اما کار تازه آغاز شده است.
جمع بندی اندیشکده اقتصاد مقاومتی از همایش دوازدهم
با عنایت به مسائل و نکات ارزشمند مطرح شده در جریان نشستهای تخصصی و طرحهای سیاستی ارائه شده به همایش و همچنین سابقه اندیشکده اقتصاد مقاومتی در پرداختن به موضوع در جریان مطالعات سیاستی و عملیاتی داخلی و خارجی و همکاری گسترده با خبرگان در این زمینه، بیانیه همایش دوازدهم به عنوان جمع بندی اندیشکده از این رویداد سالانه، توسط محمد امینی رعیا مدیر اندیشکده در مراسم اختتامیه قرائت شد.
متن بیانیه دوازدهمین همایش سالانه اقتصاد مقاومتی به شرح زیر است:
جهان در حال عبور از پیچیدهترین گذار تاریخی است. ستونهای نظمِ پس از جنگ سرد لرزان شده و رویای «پایان تاریخ» لیبرالدموکراسی رنگ باخته است. عصر گذار، به جای همگرایی و جهانی شدن، به سمت واگرایی، چندتکهشدن و بلوکبندیهای جدید پیش میرود و جهان چندقطبی دیگر یک ایده نظری نیست، بلکه واقعیتی در حال وقوع است.
در جریان این تغییرات، کشوری مانند آمریکا با درک افول هژمونی خود و لزوم حرکت به سمت ساخت جدیدی از قدرت، در تلاش برای بازتعریف قواعد بازی، ایجاد کریدورهای جدید و تضعیف کشورها و قطبهای رقیب خود در زنجیرههای ارزش جهانی است و از فعالترین بازیگران در مهندسیِ نظم نوین محسوب میشود. از دیگر بازیگران فعال در این زمینه میتوان به چین و روسیه اشاره کرد که هر کدام به عنوان قطب جدیدی از قدرت، در حال نقشآفرینی هستند. ایران نیز که با پشتوانه تمدنی و موقعیت بینظیر جغرافیایی-اقتصادی خود در قلب این دگردیسی ایستاده و تجربیات مهم و موثری در بازیگری منطقهای و بینالمللی داشته است، باید از فرصت تغییر نظم جهان هر چه سریعتر استفاده نماید. در واقع باید تصریح کرد که نظم جدید جهان، خودبهخود به نفع ما شکل نمیگیرد و جانمایی در آن نیازمند درس گرفتن از تجربیات گذشته، درک درست عصر جدید، عبور از انفعال و گام نهادن در مسیر «بازآفرینی قدرت» است.
باید با صراحت هشدار داد که اگر ما در این لحظه تاریخی، با تصمیمات راهبردی، جایگاه خود را بازطراحی و تثبیت ننماییم، نهتنها فرصتها را از دست میدهیم، بلکه با تهدیدات جدی مواجه خواهیم شد. تغییر نظم جهان، یکی از فرصتهای بزرگی است که امکان پیشرفت همهجانبه را برای ما میسر میکند؛ به شرطی که از آن به موقع، با تدبیر و هوشمندانه استفاده کنیم. این مهم، نیازمند «تحول در ساختار و شیوه حکمرانی»، «اجماع عملی بر شیوه مواجهه با تحریم» و «تعیین راهبردهای موثر و پیشبرد اقدامات متناسب با آن» است.
مسئله اول: تحول در ساختار و شیوه حکمرانی
تصمیمگیری سریع، قاطع و با کیفیت از الزامات تحول در ساختار و شیوه حکمرانی است. ما در نبردی تمامعیار قرار داریم، اما «ساختارهای بوروکراتیک و دیوانسالاری ما به ویژه در سطوح موثر و عالی، همچنان متصلب و کُند عمل میکند»، «توزیع گسترده قدرت در ساختارهای مختلف تصمیمگیری، قاطعیت تصمیمات را با چالش مواجه کرده» و «اتخاذ تصمیمات کم کیفیت، حل مسائل حال و آینده را به تعویق انداخته است». بنابراین «تسریع اتخاذ تصمیم در مسائل فوریتدار»، «حرکت به سمت فرماندهی واحد و تمرکز قدرت در ساختارهای عالی تصمیمگیری» و «استفاده از نظام تصمیمسازی با کیفیت جهت اتخاذ تصمیمات موثر و آیندهنگرانه»، تغییراتی است که باید برای نقشآفرینی در نظم نوین جهانی، در عرصه حکمرانی اتفاق بیفتد.
مسئله دوم: اجماع عملی بر شیوه مواجهه با تحریم
تحریم مسئله مهم بینالمللی ایران است که باید در سطوح عالی ملّی، نسبت به شیوه مواجهه با آن «اجماع عملی» حاصل شود. شیوه مواجهه با تحریم در عمل تاکنون «دور زدن تحریم» از طریق شبکههای غیررسمی ارزی-تجاری بوده که بسیار پرهزینه است و اقتصاد ایران را در تله بقا گرفتار میکند. همزمان با دور زدن تحریم، «برداشتن تحریم» از طریق مذاکره نیز در مقاطع مختلف در دستور کار بوده اما نتیجه پایدار و موثری نداشته است. البته مذاکره هیچگاه نفی نمیشود و میز گفتگو نباید خالی بماند؛ اما مذاکره ابزار است نه راهبرد و به تنهایی باعث برداشتن تحریم نمیشود. لذا موثرترین شیوه مواجهه با این مسئله، «بیاثر کردن تحریم» است که از طریق «تولید قدرت با تکیه بر مزیتهای داخلی، منطقهای و بینالمللی» میسر میشود و امکان برداشتن تحریم را نیز فراهم میکند. در واقع تحریم تا زمانی که اثر دارد، برداشته نمیشود و اجماع بر این فهم از مسئله در عمل، زمینهساز برون رفت از شرایط تحریمی به ویژه با استفاده از فرصتهای تغییر نظم جهان خواهد بود.
مسئله سوم: راهبردهای موثر در بازآفرینی قدرت ایران
در چارچوب بی اثر کردن تحریم، ضروری است راهبردهایی اتخاذ شود که ضامن بازآفرینی قدرت ایران در نظم نوین جهانی باشد. در این راستا، ۶ راهبرد پیشنهادی عبارتند از:
- توسعه زنجیرههای ارزش مبتنی بر صنایع پیشران: نقشآفرینی پایدار در منطقه و جهان، نیازمند تعریف همکاری پیوسته و شکلدهی به «کریدورهای اقتصادی» با محوریت ایران است. این مهم زمانی حاصل میشود که یک بده بستان اقتصادی متقابل بین کشورهای هدف با ایران شکل بگیرد و هر کشور در این زنجیره، نقش منحصر به فرد خود را ایفا نماید. صنایع پیشران کشور، به عنوان نمونه صنعت غذا، میتواند مبنای توسعه زنجیرههای ارزش منطقهای حول ایران شود و علاوه بر ارزآوری، وابستگی متقابل با کشورهای هدف را تعمیق نماید؛ به گونهای که تعدادی از کشورها مواد اولیه این زنجیرهها را تامین کنند، تعدادی مسیرهای تامین و لجستیک را شکل دهند، تعدادی در فرآوری مشارکت نمایند و تعدادی از کشورها نیز محصول نهایی مورد نیاز خود را از آن تامین کنند.
- انطباق نقشه ارزی و تجاری: بی اثر کردن تحریم های ارزی، از طریق تراز کردن تجارت با کشورها و شرکای بزرگ قابل تحقق است. این مهم باعث میشود امکان «تسویه ارزی مستقیم و دوجانبه یا چندجانبه» فراهم گردد و نیاز به تسویه ارزی تجارت از طریق کشور ثالث و نظام پرداخت غیررسمی ناشی از تحریم، از بین برود. مقاصد صادرات نفت ایران مثل چین، مقاصد صادرات فرآوردههای نفتی مثل برزیل و یا مقاصد دیگر محصولات صادراتی کشور، میتوانند نقطه آغازین این طراحی جدید تجاری باشند و نیازهای کشور از کالای اساسی تا محصولات واسطهای و نهایی را از محل منابع ارزی حاصل از این صادرات تامین نمایند.
- توسعه زیرساختهای مالی مستقل از دلار: سلطه دلار و زیرساختهای پرداخت آمریکایی، سالها اهرم اصلی واشنگتن برای تحمیل اراده سیاسی بوده است؛ اما امروز روند دلارزدایی به معنی «کاهش وابستگی به ارزها و زیرساختهای ارزی وابسته به دلار از جمله سوئیفت» به یک راهبرد جهانی بدل شده است. ایران باید با ایجاد زیرساختهای پرداخت رسمی و مستقل و اتصال آن به تجارت واقعی، فرآیندهای مالی بینالمللی خود را از شبکههای پرهزینه و غیررسمی مستقل کند. ایجاد اتاقهای پایاپای دوجانبه با شرکای اقتصادی، اتصال فنی به سیستمهای پرداخت بینبانکی درکشورهایی همچون چین و روسیه و ایجاد تقاضای واقعی برای «ریال برونمرزی» در قالب پیمانهای پولی دوجانبه اقداماتی است که در این زمینه میتواند در دستورکار قرار گیرد.
- نقشآفرینی در مسیرهای ترانزیتی منطقه: با وجود توسعه مسیرهای ترانزیتی شرقی-غربی و شمال-جنوب، سهم ایران در این حوزه ناچیز است و رقبای منطقهای در حال دور زدن جغرافیای ایران هستند. تعلل در تکمیل مسیرها و زیرساختهای لجستیکی آن و همچنین بلاتکلیفی راجع به توسعه سواحل مکران به عنوان یک نقطه محوری در جغرافیای ایران، این مسیرها را از ارزش آفرینی برای کشور خارج کرده است. همکاری با کشورهای ذینفع در توسعه مسیرها، زیرساختها و نقاط کلیدی ترانزیتی از جمله چین، روسیه، پاکستان، افغانستان، عراق، ترکمنستان و… نه تنها ایران را به نقطهای مهم در لجستیک منطقه تبدیل میکند، بلکه یک تعامل راهبردی و پایدار با این کشورها شکل میدهد.
- گذار از سازمانهای بینالمللی به پیمانهای دو و چندجانبه: در جهانی که سازمانهای بینالمللی نظیر WTO و IMF کارایی خود را از دست دادهاند، اصرار بر عضویت در آنها با هزینههای گزاف، توجیه ندارد. در این زمینه، تمرکز کشور باید بر اجراییسازی توافقات دوجانبه با کشورهایی از جمله پاکستان، پیمانهای منطقهای و تعامل با گروهها و اتحادیههای نوظهور مانند بریکس و شانگهای و استفاده از ظرفیت آنها در توسعه همکاریهای بینالمللی باشد.
- نقشآفرینی در تامین امنیت انرژی منطقه: ایران به عنوان تامین کننده بخشی از نفت چین، میتواند از ظرفیت این کشور در توسعه زیرساختهای تولید انرژی خود استفاده کند و از خروجی آن جهت تعریف تعاملات مبتنی بر انرژی با کشورهایی از جمله عراق بهرهبرداری نماید. همچنین این فرصت وجود دارد که ایران ضمن نقش آفرینی در صادرات گاز روسیه به کشورهای منطقه، علاوه بر رفع نیازهای داخلی، نقش مرکزی در تامین امنیت انرژی منطقه ایفا کند. در صورت پیشبرد این اقدامات، تبدیل شدن به هاب انرژی دور از دسترس نخواهد بود.
در پایان مجددا تصریح میشود که فرصتها دائمی نیستند، پنجرههای اثرگذاری به سرعت در حال بسته شدن هستند و تداوم وضع موجود، نتیجهای جز کوچک شدن اقتصاد و تضعیف مؤلفههای قدرت ملی نخواهد داشت. لذا در این گذار تاریخی، باید بتوانیم از تهدیدها فرصت بسازیم و جمهوری اسلامی ایران را به عنوان قطبی مستقل، پیشرو، تحریمناپذیر و قدرتمند در جهان جدید تثبیت نماییم.
پایان همایش سالانه اقتصاد مقاومتی در ایستگاه دوازدهم، نقطه آغاز حرکتی موثر برای بازآفرینی قدرت ایران در نظم نوین جهانی، با محوریت «نیروهای نواندیش و دغدغهمند کشور» خواهد بود. به حول و قوه الهی، انشاالله.
انتهای پیام/ تجارت و دیپلماسی

