به گزارش مسیر اقتصاد دوازدهمین همایش سالانه اقتصاد مقاومتی با عنوان «نظم نوین جهانی؛ بازآفرینی قدرت ایران» در سال ۱۴۰۴ برگزار میشود. این رویداد در سال جاری میزبان بخش ویژهای تحت عنوان «راهنما» بوده است. ویژه برنامه راهنما که با الگویی متفاوت و به سبک ارائههای استاندارد جهانی (TED) طراحی شده است، بستری را فراهم میکند که ایدههای سیاستی و راهبردی به شکلی صریح، منسجم و مسئلهمحور ارائه شوند. سخنرانان بخش «راهنما» در این رویداد، با تمرکز بر کلیدواژه «ابتکارات ایران»، تلاش میکنند نقشه راهی برای عبور از چالشهای فعلی و ارتقای جایگاه کشور در معادلات بینالمللی ترسیم نمایند.
مهدی رزم آهنگ مدیر گروه اقتصاد بینالملل مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی، یکی از ارائهدهندگان در ویژه برنامه راهنما بود که طرح پیشنهادی خود با موضوع «تعامل راهبردی ایران و چین؛ روند تعمیق سطح روابط» را ارائه کرد.
تعامل راهبردی ایران و چین؛ روند تعمیق سطح روابط
در دوران گذار نظم بینالملل و تغییر ثقل قدرت جهانی به سمت آسیا، بازتعریف جایگاه جمهوری اسلامی ایران در زنجیرههای ارزش منطقهای و جهانی، نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت اجتنابناپذیر است. روابط کنونی ایران و چین، علیرغم ظرفیتهای بالقوه، در سطح بقا و مبتنی بر فروش حداقلی نفت و واردات کالاهای مصرفی تثبیت شده است. این ابتکار با نقد رویکردهای متعارف توسعه تجارت، چارچوب نظری هنر حکمرانی و رویکرد کلحکومت را برای ارتقای سطح روابط پیشنهاد میدهد. هسته مرکزی این راهبرد، گذار از سطح تجارت دوجانبه به سطح همپوشانسازی افقهای توسعه است؛ وضعیتی که در آن امنیت اقتصادی و زنجیره تأمین دو کشور به یکدیگر گره میخورد. بر این اساس، نقشهای سهلایه شامل اقدامات «افقآفرین» مانند اتصال به CPEC و کریدور جهانی مس، «تحولآفرین» مانند زنجیره انرژیهای پاک و زیرساختهای مالی و «اعتمادآفرین» مانند کریدور سبز سرمایهگذاری طراحی و ارائه شده است.
آسیبشناسی وضعیت موجود؛ تله بقا
نخستین گام در طراحی هر راهبرد نوین، درک دقیق و بیواسطه از نقطه عزیمت کنونی است. در تحلیل روابط اقتصادی تهران-پکن، با وجود تبلیغات سیاسی و اسناد همکاری بالادستی، واقعیت میدانی حکایت از تثبیت روابط در سطحی حداقلی دارد که میتوان آن را سطح بقا نامید. ویژگیهای این سطح عبارتند از:
- صادرات: فروش نفت خام عمدتاً به پالایشگاههای کوچک و مستقل چینی (Teapots) با اعمال تخفیفهای قابلتوجه و از طریق مکانیسمهای پیچیده دور زدن تحریم. صادرات غیرنفتی نیز عمدتاً به محصولات با ارزش افزوده پایین یا متوسط (محصولات پتروشیمی خام، فرش، پسته، زعفران و پای مرغ) محدود شده است.
- واردات: ارز حاصل از صادرات، غالباً در یک چرخه معیوب و پرهزینه به ارزهای واسط (مانند درهم و یورو) تبدیل شده و صرف واردات کالاهای اساسی و مصرفی میشود.
- زنجیره تأمین: ساختار لجستیک و زنجیره تأمین کشور، تغییر ماهوی نسبت به دوران پیش از تحریم نکرده و صرفاً روشهای پرداخت و حملونقل پیچیدهتر شده است.
بسیاری از سیاستگذاران، سقف آرزوهای خود را ارتقای این وضعیت به سطح توسعه تجاری میدانند؛ یعنی افزایش حجم صادرات نفت، تسهیل تراکنشهای بانکی و اجرای چند پروژه فاینانس. اما این طرح استدلال میکند که ایران و چین ظرفیت ارتقا به سطح سوم، یعنی همپوشانسازی افقهای توسعه را دارند. در این سطح، منطق حاکم بر روابط، منطق بازی با حاصلجمع مضاعف است، به این معنا که شکست یکی به مثابه شکست دیگری و پیروزی یکی، ضامن پیروزی دیگری است.
برای گذار از سطح بقا به سطح راهبردی، ابزارهای متعارف سیاستگذاری اقتصادی ناکارآمد هستند. در پارادایم توسعه تجاری، تأکید بر شاخصهای حکمرانی خوب نظیر مقرراتزدایی، تسهیل صدور مجوز، شفافیت و رقابت آزاد است. این ابزارها برای شرایط صلح و ثبات طراحی شدهاند. اما در شرایط جنگ اقتصادی و تغییر نظم جهانی، ما نیازمند رویکرد تخریب خلاق شومپیتری و گذار به پارادایم Statecraft هستیم. واژه Statecraft ترکیبی از State یعنی حاکمیت و Craft به معنای مهارت و هنر است. این رویکرد بیانگر استفاده هنرمندانه، یکپارچه و هماهنگ از تمامی ابزارهای قدرت ملی (اقتصادی، دیپلماتیک، نظامی و اطلاعاتی) برای تحقق یک هدف راهبردی است.
از سوی دیگر در رویکرد کلحکومت برخلاف رویکرد لیبرال که دولت را به تسهیلگر حداقلی تقلیل میدهد، دولت نقش مأموریتگرا ایفا میکند. سیاست صنعتی، آمایش سرزمین و دیپلماسی اقتصادی، نه به صورت جزیرهای، بلکه به صورت درهمتنیده و با رویکرد از بیرون به داخل بازتعریف میشوند. منظور از رویکرد از بیرون به داخل، تعریف نقش داخلی بر اساس مأموریت بینالمللی است. در این چارچوب، تمرکز از تجارت کالاهای خرد به سمت شاهرگهای درهمتنیده یعنی حوزههای انرژی، ترانزیت راهبردی، فناوریهای پیشرفته، کامودیتیهای حیاتی و ساختار تسویه مالی تغییر میکند.
تقاطع نیازهای راهبردی ایران و چین
چرا چین باید به ایران به عنوان یک شریک راهبردی بنگرد؟ پاسخ در آسیبپذیریهای ساختاری چین نهفته است. چین اگرچه یک غول اقتصادی است، اما همچنان در حال توسعه است و با چالشهای امنیتی جدی مواجه است. دکترین چرخش دوگانه چین، تلاشی برای مدیریت همین آسیبپذیریهاست. از جمله نیازهای راهبردی چین میتوان به امنیت انرژی و مواد معدنی به معنای دسترسی پایدار به نفت، گاز و فلزات حیاتی (مس، لیتیوم، کبالت) برای انقلاب صنعتی چهارم اشاره کرد. همچنین میتوان از رهبری فناوری و تسلط بر زنجیره ارزش خودروهای برقی، باتریها و انرژیهای تجدیدپذیر نیز به عنوان نیاز دیگر نام برد.
نیاز دیگر امنیت غذایی است که بتواند غذا برای جمعیت عظیمی را به صورت پایدار تامین کند. بینالمللیسازی یوان و ایجاد معماری مالی موازی با دلار برای کاهش اثرات تحریم و یکجانبهگرایی آمریکا نیز از دیگر نیازهای چین است و در نهایت مقابله با استراتژی مهار و شکستن حلقه محاصره آمریکا در ایندوپاسیفیک نیز را میتوان در این حوزه دستهبندی کرد.
ایران با دارا بودن منابع عظیم انرژی و معدنی، موقعیت ژئوپلیتیک منحصر به فرد و دسترسی به آبهای آزاد و خشکی اوراسیا و استقلال سیاسی، میتواند بخشی از پاسخ چین به چالشهای فوق باشد. تلاقی این نیازها و ظرفیتها، نقطه کانونی همپوشانسازی افقهای توسعه است.
جهت پیگیری و عملیاتیسازی این راهکار باید در سه لایه، اقدامات مختلفی را تعریف کرد. لایه اول اقدامات افقآفرین است. این دسته از اقدامات، پروژههای بلندمدتی هستند که سرنوشت ژئواکونومیک دو کشور را به هم گره میزنند. از جمله این اقدامات میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
اتصال به کریدور اقتصادی چین و پاکستان (CPEC): کریدور CPEC، ستون فقرات ابتکار کمربند-راه در جنوب آسیاست. ایران نباید صرفاً نظارهگر باشد، بلکه باید در «شاخه غربی» این کریدور نقشآفرینی کند.
- صادرات انرژی: پاکستان دچار ناترازی شدید انرژی است که مانع توسعه صنعتی زنجیرههای چینی در آنجا میشود. ایران میتواند با تکمیل خط لوله صلح و صادرات برق، انرژی مورد نیاز صنایع چینی در پاکستان را تأمین کند.
- بارگذاری زنجیره ارزش در مکران: ایجاد یک همکاری سهجانبه (ایران-چین-پاکستان) در سواحل مکران. با ترکیب انرژی ارزان ایران و نیروی کار منطقه، میتوان صنایع آببر و انرژیبر (فولاد، پتروشیمی، پالایشگاه) را در مرزهای شرقی بارگذاری کرد و محصولات را به بازارهای منطقه (آفریقا، هند، مدیترانه) صادر نمود.
کریدور شرقی-غربی یا ترانزیت ارزشافزوده: ایران در مسیر کریدور زمینی شرق به غرب قرار دارد. اما نباید صرفاً یک «پل عبوری» باشد. ایده راهبردی بر اساس استفاده از شهرکهای صنعتی مستقر در مسیر (مشهد، تهران، قزوین، زنجان، تبریز) برای پردازش کالا بنا شده است. قطعات نیمهساخته از چین وارد شده، با استفاده از نیروی کار تحصیلکرده و انرژی ارزان ایران تکمیل شده و به عنوان محصول نهایی به بازارهای اروپا یا غرب آسیا صادر شوند. این الگو، ایران را از «معبر» به «شریک تولیدی» تبدیل میکند.
کریدور شمال-جنوب (شرق) و حل معمای مالاکا: چین به شدت به تنگه مالاکا وابسته است و آمریکا توانایی مسدود کردن این تنگه را دارد. ایران میتواند به عنوان «درِ پشتی» چین عمل کند. ایجاد کریدوری که غرب چین را از طریق آسیای میانه و افغانستان به بندر چابهار و آبهای آزاد متصل کند، حیاتیترین نیاز امنیتی چین را پاسخ میدهد.
کریدور مواد معدنی: انتقال مواد معدنی افغانستان و آسیای میانه به ایران برای فرآوری و سپس صادرات به چین. گفتنی است جهان در حال گذار از «پترو-دلار» به سمت ارزشمندی برق و انرژیهای تجدیدپذیر است. فلز مس در این گذار، حکم نفت جدید را دارد. برآوردها (مانند گزارش آنکتاد) نشان میدهند که تا سال ۲۰۳۰ جهان با کمبود شدید مس مواجه خواهد شد. ایران هم ذخایر مس دارد و هم انرژی لازم برای ذوب و پالایش آن. ایران میتواند با جذب کنسانتره مس از منطقه (مثل کشورهای ارمنستان و پاکستان) و ادغام آن با منابع داخلی، به هاب جهانی کاتد مس تبدیل شده و خوراک صنایع هایتک چین از جمله خودروهای برقی را تأمین کند.
لایه دوم اقدامات تحولآفرین است. این اقدامات در بازه میانمدت (۱ تا ۳ سال) قابل اجرا هستند و زیرساختهای لازم برای افقهای بلندمدت را فراهم میکنند. از جمله این اقدامات میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
انرژیهای پاک و اقتصاد سبز: همکاری در تکمیل زنجیره ارزش انرژیهای تجدیدپذیر. چین رهبر جهانی در تولید پنلهای خورشیدی است. ایران میتواند به جای خرید محصول نهایی، در حلقه تولید پلیسیلیکون سرمایهگذاری مشترک جذب کند. همچنین همکاری در افزایش بهرهوری کشاورزی در استانهای مستعد (از جمله خوزستان و فارس) با تکنولوژی چین.
کریدور ابریشم دیجیتال: همکاری در توسعه زیرساختهای نسل پنجم، مراکز داده و انتقال ترافیک دیتا از مسیر امن ایران که موجب کاهش تأخیر در ارتباطات شرق و غرب میشود.
تعمیق ساختار پرداخت رسمی: گذار از شبکه تراستی و صرافیهای غیررسمی به سمت ایجاد سازکارهای تسویه دوجانبه، حسابهای دفتری مشترک و استفاده از ارزهای دیجیتال بانک مرکزی (CBDC). هدف، ایجاد یک کانال امن برای تأمین کالاهای اساسی و دارو و آزادسازی تجارت از زیر سایه دلار و درهم است.
بستههای پرچمدار گردشگری: با توجه به شرایط امنیتی منطقه و تصویرسازیهای رسانهای منفی، انتظار ورود انبوه گردشگر چینی واقعبینانه نیست. راهکار، تمرکز بر کیفیت به جای کمیت است. طراحی تورهای اختصاصی برای اینفلوئنسرها، نخبگان و طبقه مرفه چین با تضمینهای امنیتی ویژه و مسیرهای خروج اضطراری. این افراد تصویرسازان آینده هستند و میتوانند ذهنیت جامعه چین را نسبت به ایران تغییر دهند.
در نهایت نیز باید به لایه سوم که شامل اقدامات اعتمادآفرین است، اشاره شود. برای رسیدن به اهداف فوق، ابتدا باید دیوار بیاعتمادی ناشی از تحریمها و نوسانات تصمیمگیری در ایران ترمیم شود. از جمله این اقدامات میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
کریدور سبز سرمایهگذاری: ایجاد مناطق ویژه اقتصادی اختصاصی برای شرکتهای کوچک و متوسط چینی که ویژگی اصلی آن ارائه پنجره واحد خدمات، معافیتهای مالیاتی خاص و مهمتر از همه، رعایت الزامات محرمانگی و پوششهای ضدتحریمی است. بسیاری از شرکتهای چینی نگران افشای تعاملات خود و جریمههای آمریکا هستند. این مناطق باید به گونهای طراحی شوند که هویت سرمایهگذاران محفوظ بماند.
تسهیل لجستیک و رفع موانع گمرکی: حضور مستقیم شرکتهای لجستیک چینی در بنادر ایران برای مدیریت عملیات کانتینری. این امر مشکل دموراژ و هزینه معطلی کشتی را حل کرده و پیشبینیپذیری زنجیره تأمین را افزایش میدهد. همچنین رفع موانع انتقال سود و اصل سرمایه که امروز یکی از بزرگترین دغدغههای سرمایهگذاران خارجی در ایران است.
بنابراین بازآفرینی نقش ایران در نظم نوین جهانی، نیازمند تغییر بنیادین در تفکر راهبردی کشور است. الگوی فعلی روابط با چین (سطح بقا) اگرچه نیازهای روزمره را رفع میکند، اما ایران را در تله توسعهنیافتگی نگه میدارد. ارتقاء به سطح همپوشانی توسعه، نیازمند گذار از بخشینگری دستگاهها و اتخاذ رویکرد کلحکومت است. ایران باید با بهرهگیری از جغرافیای خود، نه به عنوان یک مانع یا صرفاً یک مسیر عبوری، بلکه به عنوان یک شریک اجتنابناپذیر در امنیت انرژی، زنجیره تأمین و ثبات منطقهای چین تعریف شود. این مسیر، نیازمند شجاعت در تصمیمگیری، ثبات در اجرا و پذیرش الزامات تخریب خلاق برای ساختن بنای جدید توسعه است.
انتهای پیام/ تجارت و دیپلماسی

