۱۴ بهمن ۱۴۰۴

مسیر اقتصاد؛ رسانه تصمیم‌سازان اقتصاد ایران

شناسه: ۲۱۸۷۵۱ ۱۴ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۴:۴۰ دسته: پول و بانک
۰

محمد قائدامینی کارشناس حوزه پول و بانک، نتیجه هر دو الگوی رایج سیاست ارزی در ایران، شامل تثبیت مصنوعی و رهاسازی نرخ ارز، را تضعیف تولید ملی دانست و افزود: نرخ ارز باید نه به‌عنوان یک متغیر پولی منفعل، بلکه به‌مثابه ابزار پشتیبان سیاست صنعتی و رقابت‌پذیری تولید مدیریت شود. تثبیت سخت‌گیرانه با وجود تورم‌های بالا یا رهاسازی بازار به بهانه ایجاد تعادل در عرضه و تقاضا، هردو به نوسانات دامنه‌دار پیش‌بینی ناپذیر منجر می‌شود و توان تولید کشور را تخریب می‌کند. برای عبور از این دوگانه باید راه سومی در پیش گرفته شود که آن تنظیم مسیر نرخ ارز بر اساس متغیرهای واقعی اقتصاد، مانند بهره‌وری نیروی کار و توان رقابت صنعت است. تجربه‌هایی مانند دوره‌هایی از عملکرد سامانه نیما نشان می‌دهد که «رشد آرام و قابل پیش‌بینی» نرخ ارز می‌تواند بدون شوک، هم انتظارات تورمی را مهار کند و هم امکان برنامه‌ریزی را به تولیدکننده بازگرداند.

یکی از حیاتی‌ترین مسائل اقتصاد ایران، ساماندهی به بازار ارز و جلوگیری از نوسانات پی‌درپی است که علاوه بر تخریب اعتماد عمومی، هزینه بخش تولید را نیز به شدت افزایش داده است. در چنین شرایطی عده‌ای تلاش برای ثبات در نرخ ارز و عده‌ای دیگر احترام به سازِکار عرضه و تقاضای بازار و جلوگیری از مداخله دولتی را راهکار مناسب عنوان می‌کنند. در این راستا محمد قائدامینی کارشناس حوزه پول و بانک در گفتگو با مسیر اقتصاد گفت: نرخ ارز در ایران تنها یک متغیر پولی نیست، این شاخص عملاً به «قطب‌نمای تولید و صنعت» در اقتصاد کشور تبدیل شده است.

نوسان سیاستگذار ارزی بین تثبیت سخت‌گیرانه و رهاسازی نرخ ارز

وی افزود: تجربه چند دهه گذشته نشان می‌دهد که سیاست‌گذاری ارزی در ایران عمدتاً میان دو سر طیف نوسان کرده است؛ تثبیت سخت‌گیرانه و طولانی‌مدت از یک‌سو و رهاسازی منفعلانه از سوی دیگر، در حالی که هیچ‌کدام پاسخگوی پیچیدگی‌های اقتصاد تولیدمحور نیستند. تثبیت مطلق نرخ ارز، به‌ویژه در دهه ۱۳۸۰، اگرچه در ظاهر ثبات ایجاد کرد، اما در عمل به فرسایش رقابت‌پذیری تولید داخلی انجامید. وقتی تورم داخلی بالاتر از تورم شرکای تجاری است، ثابت نگه داشتن نرخ ارز به معنای ارزان‌سازی واردات و تحمیل فشار مضاعف به تولیدکننده داخلی است. چنین سیاستی عملاً یارانه‌ای پنهان به رقبای خارجی و مجازاتی برای صنعت ملی بوده است.

قائدامینی با بیان اینکه عبور از تثبیت نباید به پذیرش شوک‌های ارزی تعبیر شود، گفت: جهش‌های ناگهانی نرخ ارز یکی از مخرب‌ترین عوامل برای زنجیره ارزش تولید است. این شوک‌ها، محاسبه بهای تمام‌شده را ناممکن می‌کند و سرمایه‌گذاری را به دلیل از بین رفتن افق پیش‌بینی‌پذیر، فلج می‌سازد. از آنجا که بخش بزرگی از تولید کشور به واردات مواد اولیه و کالاهای واسطه‌ای وابسته است، هر جهش ارزی مستقیماً هزینه تولید را افزایش می‌دهد و سرمایه در گردش بنگاه‌ها را از بین می‌برد.

راه سوم سیاست ارزی؛ تنظیم هدفمند روند نرخ ارز

وی ادامه داد: برای برون‌رفت از این دوگانه مخرب برای «راه سوم» را در پیش بگیریم؛ مدلی که بر مدیریت روند نرخ ارز، نه واکنش به نوسانات مقطعی، استوار است. در این رویکرد وظیفه سیاست‌گذار پولی آن است که مسیر نرخ ارز را بر اساس متغیرهای واقعی اقتصاد، مانند بهره‌وری نیروی کار و توان رقابت صنعت، تنظیم کند. در این چارچوب، نرخ ارز نه سرکوب می‌شود و نه به بازار غیررسمی واگذار، بلکه به‌صورت فعال و هدفمند مدیریت می‌شود.

این کارشناس اقتصادی با اشاره به تفاوت میان نگاه ارتدوکس مبتنی بر «تفاضل تورم داخلی و خارجی» و نگاه راهبردی مبتنی بر «نرخ مؤثر صنعتی»، گفت: تمرکز صرف بر متغیرهای اسمی می‌تواند اقتصاد را وارد چرخه‌های معیوب تورمی کند. در حالی که در نگاه صنعتی، اگر بهره‌وری تولید داخلی نسبت به رقبا عقب بماند، سیاست ارزی باید مانع حذف تولیدکننده از بازار شود.

تجربه موفق افزایش با ثبات و آرام نرخ ارز

وی در ادامه به تجربه برخی دوره‌های فعالیت سامانه نیما اشاره کرد و آن را نمونه‌ای عملی از مدیریت موفق روند نرخ ارز ارزیابی کرد و گفت: در آن مقاطع نرخ ارز با شیبی آرام و قابل پیش‌بینی حرکت کرد؛ به‌گونه‌ای که فعالان اقتصادی «احساس شوک» نداشتند. این وضعیت باعث شد انتظارات تورمی لنگر شود، تولیدکنندگان بتوانند تغییرات نرخ را در برنامه‌ریزی خود لحاظ کنند و رقابت‌پذیری صنعت بدون جهش‌های تورمی حفظ شود.

قائدامینی در پایان تاکید کرد: شرط موفقیت این رویکرد، تغییر نگاه سیاست‌گذار است. نرخ ارز باید از یک متغیر واکنشی به ابزاری در خدمت سیاست صنعتی تبدیل شود. این امر مستلزم بازگشت اقتدار بانک مرکزی در مدیریت روند نرخ ارز، طراحی یک مدل بومی برای محاسبه نرخ مؤثر صنعتی با همکاری نهادهای صنعتی و ایجاد پیش‌بینی‌پذیری در مسیر نرخ ارز است. تنها در این صورت است که می‌توان نرخ ارز را از منشأ بی‌ثباتی، به پیشران رشد پایدار و تقویت تولید ملی تبدیل کرد.

انتهای پیام/ پول و بانک



جهت احترام به مخاطبان فرهیخته، نظرات بدون بازبینی منتشر می شود. لطفا نظرات خود را جهت تعميق و گسترش بحث ارائه نمایید. نظرات حاوی توهين، افترا و تهمت به ديگران پاک می شود.