به گزارش مسیر اقتصاد نشست «تعاملات راهبردی ایران با چین و روسیه؛ از تفاهم تا اقدام» روز سه شنبه ۱۶ دیماه ۱۴۰۴ از ساعت ۱۴ الی ۱۷ و با میزبانی «اندیشکده مطالعات راهبردی ایران و چین» برگزار میشود. این نشست، ششمین نشست تخصصی از دوازدهمین همایش سالانه اقتصاد مقاومتی بود که در بازه آبان تا اسفندماه سال جاری با موضوع «نظم نوین جهانی؛ بازآفرینی قدرت ایران» در حال برگزاری است. در ششمین نشست از این همایش موانع و فرصتهای توسعه روابط اقتصادی ایران با چین و روسیه به عنوان دو قطب اقتصادی مهم در تجارت جهانی کنونی، مورد بررسی قرار گرفت.
فرصتهای از دسترفته در تعامل با چین و روسیه هنوز قابل احیاست
در ابتدای این نشست علیرضا پیمانپاک رئیس کل اسبق سازمان توسعه تجارت، گفت: است سیاستگذاری اقتصادی و سیاست خارجی ایران باید با واقعیتهای حاکم بر جهان امروز و جریانهای مسلط اقتصاد بینالملل تطبیق داده شود و نگاههای غیرواقعبینانه و آرمانگرایانه نسبت به تعاملات خارجی کنار گذاشته شود. به گفته او، ایران در شرایط کنونی در حوزه تجارت خارجی، تأمین منابع و تعامل با غرب با محدودیتهای جدی مواجه است و با وجود تلاشهای متعدد، عملاً در وضعیت تقابل با غرب قرار دارد. در چنین شرایطی، کشور یا باید مسیر انزوا را بپذیرد یا با اتکا به جایگاه ژئوپلیتیکی و اقتصادی خود، توسعه تعاملات با سایر کشورها را بهطور جدی در دستور کار قرار دهد.
پیمانپاک تأکید میکند که حتی افزایش ۱۰ تا ۲۰ میلیارد دلاری حجم تجارت خارجی میتواند برای اقتصاد ایران اثرگذار باشد؛ در حالی که این رقم برای کشورهایی مانند چین، روسیه، اعضای اوراسیا، کشورهای آفریقایی و همسایگان ایران عدد بزرگی محسوب نمیشود. به باور او، این کشورها برخلاف غرب در تقابل ساختاری با ایران قرار ندارند و تحولات نظم جهانی، انگیزه آنها برای همکاری با ایران را افزایش داده است. از این منظر، استفاده از ظرفیتهای چین و روسیه نه یک انتخاب سیاسی، بلکه ضرورتی اقتصادی است که حتی در صورت بهبود روابط با غرب نیز باید دنبال شود.
او با اشاره به تجربه کشورهایی مانند ترکیه، توضیح میدهد که استفاده هوشمندانه از فرصتهای ژئوپلیتیکی ــ مانند جنگ اوکراین ــ میتواند منجر به جهش در تعاملات اقتصادی شود؛ فرصتی که ایران نیز از ابتدای سال ۱۴۰۱ در اختیار داشت، اما از آن بهره نبرد. به گفته پیمانپاک، روسیه با حذف حدود ۸۰ میلیارد دلار از واردات خود به دلیل تحریمها و مشکلات لجستیکی، نیازمند مسیرهای جدید تجاری بود و ایران میتوانست از طریق فعالسازی کریدور شمال–جنوب، هم صادرات خود را افزایش دهد و هم به مسیر ترانزیت کالاهای سایر کشورها تبدیل شود.
با این حال، او معتقد است فاصله معناداری میان توافقات راهبردی و آنچه در عمل محقق میشود وجود دارد. به گفته او، در سطح سران ایران، چین و روسیه توافقات متعددی شکل گرفته، اما در مرحله اجرا کمتر از ۱۰ درصد این توافقات عملیاتی شده است؛ مسئلهای که ریشه اصلی آن را باید در مشکلات داخلی ایران جستوجو کرد. پیمانپاک بخشی از این ناکامی را ناشی از فضای منفی نسبت به روسیه و چین، ضعف تصمیمگیری، تعارض منافع و نبود متولی مشخص برای پروژههای کلان میداند.
او با اشاره به اقدامات دولت سیزدهم، از توافق تجارت آزاد ایران با اتحادیه اقتصادی اوراسیا و برقراری روابط بانکی دوجانبه با روسیه بهعنوان بسترهای مهم یاد میکند که میتوانستند به کاهش وابستگی ایران به شبکههای پرریسک تراستی منجر شوند. به گفته او، در حال حاضر بخش قابل توجهی از منابع ارزی کشور در اختیار شبکههایی است که هم هزینه بالا دارند و هم ریسک اقتصادی و امنیتی ایجاد میکنند؛ در حالی که امکان استفاده از شبکه بانکی روسیه و چین و انجام مبادلات با روبل و یوآن وجود داشته، اما مورد استفاده قرار نگرفته است.
پیمانپاک این وضعیت را نتیجه تعارض منافع و شکلگیری شبکههای ذینفع میداند که در برابر تغییر مسیر مقاومت میکنند. او تصریح میکند که با وجود حجم بیش از ۱۳۰ میلیارد دلاری تجارت خارجی ایران، حتی یک میلیارد دلار از ظرفیتهای ایجادشده از مسیر چین و روسیه بهطور واقعی فعال نشده است. این در حالی است که روسیه پیشنهادهایی برای تولید مشترک صنعتی در ایران ارائه داده بود و با اصلاح نگاه طرف روسی نسبت به توان صنعتی ایران، مسیر جدیدی در حال شکلگیری بود که در ادامه متوقف شد.
از نگاه او، ضعف تنها متوجه دولت نیست و بخش خصوصی نیز عملکرد قابل دفاعی نداشته است. پیمانپاک توضیح میدهد که بسیاری از فعالان اقتصادی ایران با وجود باز شدن بازارهایی مانند بازار ۲۰ میلیارد دلاری قطعات خودرو روسیه، تمایلی به حضور در این بازارها نداشتند و همچنان چشمانتظار بازار غرب باقی ماندند؛ بازاری که رقابت در آن شدیدتر و سهم ایران محدودتر است. به باور او، ذهنیت منفی نسبت به تعامل با روسیه و چین در میان بخشی از فعالان اقتصادی، یکی از موانع جدی استفاده از این فرصتهاست.
او شبکه بانکی را مهمترین نقطه اثر تحریمها میداند و میگوید اگر کشوری قصد تعامل واقعی با ایران نداشته باشد، اجازه دسترسی بانکی نمیدهد؛ اما در مورد روسیه، بیش از یک سال و نیم است که درخواست تأسیس شعبه بانک VTB در ایران بدون پاسخ مانده است. به گفته پیمانپاک، در عمل کمتر دیده شده که طرف روس یا چینی مانع همکاری شود و بخش عمده مشکل از کمتحرکی و عدم تصمیمگیری در داخل کشور ناشی میشود.
پیمانپاک در جمعبندی تأکید میکند که برای پیشبرد پروژههایی مانند کریدور شمال–جنوب و توسعه تعاملات اقتصادی با چین و روسیه، ایران به متولی متمرکز و مدیر پروژههای مشخص با اختیارات بالا نیاز دارد. به باور او، اراده طرف مقابل برای افزایش حداقل دوبرابری تعاملات اقتصادی با ایران وجود دارد، اما در داخل کشور این اراده اغلب به شعار محدود شده است. او معتقد است در صورت وجود عزم جدی، حتی در کوتاهمدت نیز امکان افزایش حداقل ۱۰ میلیارد دلاری صادرات ایران فراهم است؛ فرصتی که همچنان در حال از دست رفتن است.
نظم نوین جهانی و فرصتهایی که در دیوانسالاری ایران متوقف میشوند
در ادامه نشست سیدرضا رفیعی عضو هیات مدیره اتاق بازرگانی مشترک ایران و روسیه، با طرح این گزاره که توسعه کشور نیازمند هماهنگی میان دو بال دولت و بخش خصوصی است، تأکید میکند که در شرایط فعلی، هیچیک از این دو بال کارکرد مؤثری در بهرهبرداری از فرصتهای اقتصادی ندارند. به گفته او، اگرچه همواره منتقد نقش اجرایی دولت بوده و اعتقاد داشته بخش خصوصی باید محور عمل باشد، اما تجربه فعالیت در اتاقهای مشترک بازرگانی نشان داده است که بخش خصوصی نیز از ضعف ساختاری و محافظهکاری رنج میبرد. نتیجه این وضعیت، از دست رفتن فرصتهایی است که میتوانست جایگاه ایران را در نظم در حال شکلگیری جهانی ارتقا دهد.
رفیعی با اشاره به تحولات پس از جنگ اوکراین، معتقد است سیاستگذاران ایرانی همچنان با چارچوبهای ذهنی قدیمی به مسائل بینالمللی نگاه میکنند. به باور او، وزارت امور خارجه، بانک مرکزی، وزارت صمت و حتی اتاق بازرگانی، فاقد سازِکار الزامآور برای تغییر نگاه مدیران نسبت به نظم نوین جهانی هستند. او مثال میزند که در جریان جنگ اوکراین، روسیه از ایران درخواست تأمین بخشی از نیاز غذایی خود را داشت، اما وزارت بازرگانی ایران بدون ارزیابی راهبردی، این امکان را رد کرد. به گفته رفیعی، نه قرارگاهی برای بررسی این فرصت تشکیل شد و نه عزمی برای استفاده از آن وجود داشت.
وی با اشاره به تجربه شخصی خود در ارائه پیشنهادهای فناورانه، از جمله استفاده از فناوری پرتودهی برای کاهش ضایعات غذایی و افزایش صادرات، تأکید میکند که حتی زمانی که این موضوع در رسانه ملی نیز مطرح شد، هیچ نهاد مسئولی حاضر به ارزیابی یا پیگیری آن نشد. از نگاه او، این بیتفاوتی نهادی نشاندهنده بحران جدی در نظام تصمیمسازی کشور است.
رفیعی توسعه روابط با روسیه پس از جنگ اوکراین را نمونهای روشن از فرصتسوزی میداند؛ فرصتی که از حالت طلایی به نقرهای و سپس برنزی تنزل یافت، بدون آنکه بهرهبرداری مؤثری از آن صورت گیرد. او تأکید میکند نقشآفرینی در نظم نوین جهانی نیز اکنون در همین نقطه قرار دارد و در صورت تداوم انفعال، این فرصت نیز از دست خواهد رفت.
به باور این عضو اتاق مشترک ایران و روسیه، بخشی از مشکل به محافظهکاری بخش خصوصی بازمیگردد که نتیجه بیثباتی سیاستها و تغییرات مداوم دولتهاست. در مقابل، بخش دولتی نیز فاقد تحرک بوده و با نسخههای قدیمی برای شرایط جدید تصمیمگیری میکند. رفیعی هشدار میدهد بدون تحول در نظام دیوانسالاری، توسعه تعاملات با کشورهایی مانند روسیه و چین عملاً ممکن نخواهد بود.
برنامه ایران باید جذب سرمایه چین و نقش آفرینی در صادرات انرژی روسیه باشد
در ادامه نشست مهدی ازرقی کارشناس اقتصاد بینالملل، گفت: مسئله ایران در مواجهه با نظم نوین جهانی صرفاً به سطح سیاستگذاران محدود نمیشود، بلکه حتی در میان کارشناسان و تحلیلگران نیز نوعی مقاومت ذهنی در برابر پذیرش تغییرات بنیادین نظام بینالملل وجود دارد. به گفته او، بسیاری هنوز حاضر نیستند کاهش سلطه غرب و تغییر موازنههای جهانی را بپذیرند و همچنان با همان چارچوبها و نسخههای قدیمی به تحلیل جهان امروز میپردازند؛ مسئلهای که باعث شده حتی در تعامل با چین و روسیه نیز نگاه ایران بهروز و راهبردی نباشد.
ازرقی با تفکیک جایگاه چین و روسیه در نظم جدید جهانی توضیح میدهد که چین بهتنهایی یک قطب مستقل اقتصادی است، اما روسیه چنین ظرفیتی ندارد و برای ایفای نقش اقتصادی بزرگ، به اتصال پایدار به بازارهای انرژی نیازمند است. به باور او، اگر روسیه در کنار اروپا قرار میگرفت، امکان شکلگیری یک قطب اقتصادی بسیار قدرتمند وجود داشت و همین مسئله موجب شد اروپا به تشدید شکاف با روسیه روی بیاورد. پس از جنگ اوکراین، مسیر اروپا عملاً برای روسیه بسته شده و این کشور به دنبال بازارهای جدید صادرات انرژی است؛ بخشی که ستون فقرات اقتصاد روسیه محسوب میشود و در اسناد بالادستی آن نیز بهعنوان یک سیاست بلندمدت مورد تأکید قرار گرفته است.
در مقابل، چین از مزیتهای گسترده اقتصادی برخوردار است، اما وابستگی شدید به واردات انرژی، نقطهضعف راهبردی این کشور به شمار میرود؛ ضعفی که آمریکا نیز بهخوبی از آن آگاه است و تلاش میکند از آن استفاده کند. به همین دلیل، چین بهطور جدی به سمت متنوعسازی منابع انرژی و تعمیق همکاری با روسیه و کشورهای منطقه حرکت کرده است.
ازرقی بر این نکته تأکید دارد که ایران به دلیل موقعیت ژئوپلیتیکی و منابع خود، قابل حذف از نظم جدید جهانی نیست، اما برای بهرهبرداری از این موقعیت، باید قدرتهای منطقهای را در داخل کشور ذینفع کند. از نگاه او، ذینفع شدن چین و روسیه در پروژهها و منافع اقتصادی ایران، نوعی بازدارندگی پایدار ایجاد میکند.
او ضعف نگاه راهبردی در داخل کشور، شرقستیزی در میان بخشی از مدیران میانی و فقدان اعتمادبهنفس در اتخاذ تصمیمات کلان را از موانع اصلی میداند و معتقد است ایران باید در سطح راهبردی، تعاملاتی تعریف کند که برای طرف مقابل نیز مزیت واقعی ایجاد کند. در این چارچوب، ازرقی تأکید میکند ایران نباید بخشی از بلوک چین یا روسیه شود، بلکه باید یک بلوک اقتصادی مستقل حول خود شکل دهد و سپس با این قدرتها تعامل کند.
در بخش پیشنهادهای عملی، ازرقی مهمترین محور همکاری با چین را جذب سرمایهگذاری گسترده چینی میداند و معتقد است ایران باید برای این هدف امتیازی فراتر از اقتصاد صرف ارائه دهد. به باور او، فروش یوآنی نفت و جدی گرفتن پترویوآن، یک امتیاز راهبردی برای چین محسوب میشود؛ چراکه تضعیف سلطه پترودلار و بینالمللیسازی یوآن، یکی از اهداف کلان پکن است.
در تعامل با روسیه نیز او پیشنهاد میکند رقابت مخرب در صادرات انرژی کنار گذاشته شود و بهجای آن، همکاری شکل بگیرد. به گفته ازرقی، سوآپ گاز روسیه از مسیر ایران حتی در بدبینانهترین حالت میتواند ۴ تا ۵ میلیارد دلار درآمد ایجاد کند و در صورت ساماندهی ۴۰ درصد صادرات گاز روسیه از مسیر ایران، یک تعامل راهبردی بلندمدت و تعیینکننده برای هر دو کشور شکل خواهد گرفت.
ایران اهمیت ژئوپلیتیکی خود برای چین را نادیده گرفته است
در ادامه نشست حسین قاهری رئیس اندیشکده مطالعات راهبردی ایران و چین، گفت: فهم نادرست از راهبرد چین و نظم جدید جهانی، یکی از ریشههای اصلی ناکامی ایران در بهرهگیری از ظرفیتهای همکاری با شرق است. به گفته او، چین اساساً تمایلی به ورود به تقابلهای دوجانبه میان کشورها ندارد و راهبرد خود را یا بر تعاملات دوجانبه مستقل با هر کشور بنا میکند یا در قالب ترتیبات منطقهای و چندجانبه پیش میبرد. از همین رو، کنار هم قرار دادن چین و روسیه و تلاش برای تعریف همکاری مشترک صرفاً با حضور این دو کشور، با منطق سیاست خارجی چین سازگار نیست. قاهری تأکید میکند استفاده از ظرفیت چین و روسیه ضروری است، اما این تعامل باید یا بهصورت مستقل با هر یک از آنها شکل بگیرد یا از مسیر نهادهایی مانند شانگهای و بریکس پیگیری شود.
او نخستین گام برای اصلاح مسیر را ارتقای شناخت از نظم جدید جهانی و برنامههای مشخص قدرتهایی مانند چین میداند و تصریح میکند که توسعه تعاملات اقتصادی بدون درک نگاه طرف مقابل ممکن نیست. قاهری با اشاره به آمارهای تجاری میگوید سهم ایران از واردات چین تنها حدود دو دهم درصد است؛ رقمی که حتی از سهم عراق نیز کمتر است. ایران در صادرات نفت به چین نیز جایگاهی مشابه کشورهایی مانند آنگولا دارد و در رتبه ششم قرار میگیرد. این ارقام بهروشنی نشان میدهد که چین نه به تجارت با ایران وابسته است و نه نفت ایران برای این کشور نقش حیاتی دارد.
از نگاه قاهری، اهمیت ایران برای چین نه اقتصادی، بلکه ژئوپلیتیکی و جغرافیایی است؛ ظرفیتی که ایران در عمل از آن غفلت کرده است. او وابستگی بالای چین به تنگه مالاکا را یکی از دغدغههای راهبردی پکن میداند و همکاری چین با پاکستان را نیز در همین چارچوب تحلیل میکند. قاهری یادآور میشود که توسعه بندر چابهار توسط چین حتی پیش از پروژه گوادر مطرح بوده، اما ایران توسعه این بندر راهبردی را به هند، رقیب چین، سپرده است؛ اقدامی که به گفته او پیام منفی و روشنی به طرف چینی ارسال کرده و نشانهای از بیثباتی و نگاه ابزاری ایران به چین بوده است.
قاهری یکی از مهمترین چالشهای داخلی کشور را وابستگی شدید به شبکههای تراستی برای انتقال ارز میداند و آن را نه صرفاً یک مشکل اقتصادی، بلکه تهدیدی علیه امنیت ملی توصیف میکند. او با اشاره به اینکه حدود ۸۰ درصد تجارت خارجی ایران به چین گره خورده، میگوید ایران با وجود این وابستگی، از شبکه مالی CIPS استفاده نمیکند و همچنان به تراستیهایی وابسته مانده که اقتصاد و امنیت کشور را به امارات و واسطهها گره زدهاند. به باور او، تراستیها تا دیروز اقتصاد ایران را به گروگان گرفته بودند و امروز امنیت کشور را گروگان گرفتهاند. قاهری تأکید میکند دهها میلیارد دلار از منابع ارزی ایران در این شبکهها بلوکه شده و بازگشت حتی بخشی از آن میتواند بسیاری از مشکلات ارزی و امنیتی کشور را کاهش دهد.
او ریشه این وضعیت را در ضعف تصمیمگیری میداند و میگوید مشکل اصلی کمبود راهکار نیست، بلکه حضور افرادی در موقعیتهای تصمیمگیری است که شناختی از چین و سازوکارهای آن ندارند. قاهری با انتقاد از عملکرد نمایندگیهای دیپلماتیک ایران میپرسد سفرای ایران در چین و روسیه چه نقشی در حل مسئله تراستیها و اتصال به CIPS ایفا کردهاند، در حالی که بسیاری از کشورها، از جمله روسیه و حتی برخی کشورهای تحت تحریم، به این شبکه متصل شدهاند.
قاهری با تشریح منطق ایجاد CIPS توضیح میدهد که چین حدود یک دهه پیش به این جمعبندی رسید که بخش مهمی از قدرت آمریکا به سلطه دلار بازمیگردد. به همین دلیل، ایجاد جایگزینی برای سوئیفت را در دستور کار قرار داد؛ سیستمی که برخلاف سوئیفت، صرفاً پیامرسان مالی نیست، امکان تسویه وجوه را فراهم میکند، بهصورت ۲۴ ساعته فعال است و پیشبینی میشود تا سال ۲۰۳۰ به سطح سوئیفت برسد. او تأکید میکند چین از ابتدا خواهان همکاری ایران در این شبکه بوده، اما ایران این فرصت را نادیده گرفته است.
به گفته قاهری، برخلاف برخی فضاسازیها، چین در دوره تحریم نهتنها خرید نفت از ایران را متوقف نکرده، بلکه در مقاطعی آن را افزایش داده و حتی تمایل دارد این خرید را تا حدود ۳۰ درصد بالا ببرد. در مقابل، شبکههای تراستی داخلی مانع شفافیت، ورود بازیگران جدید و بازگشت سریع منابع ارزی شدهاند.
قاهری در ادامه با مقایسه ایران و روسیه میگوید با وجود تحریمهای شدیدتر علیه روسیه، این کشور هیچگاه به شبکههای تراستی متوسل نشده و تبادلات مالی خود را بهصورت رسمی مدیریت کرده است. او سپردن توسعه چابهار به هند را «خیانت به منافع ایران» میداند و معتقد است ایران بارها با رفتارهای متناقض، به چین دهنکجی کرده است.
در جمعبندی، قاهری ریشه اثرگذاری شدید تحریمها بر اقتصاد ایران را در چهار عامل خیانت، جهالت، کمجرئتی و موانع ساختاری میداند و تأکید میکند عبور از این وضعیت نیازمند نهادهای امنیتی فعال، مدیران آگاه و جسور، مجلسی متمرکز بر مانعزدایی و قوه قضاییهای است که بهجای برخورد با مدیران فعال، مدیران بیعمل را مورد بازخواست قرار دهد.
تعامل با چین و روسیه یک ضرورت برای اقتصاد ایران است
در ادامه نشست مجتبی بیگدلی کارشناس اقتصاد بینالملل، تحریم را مؤثرترین متغیر اثرگذار بر اقتصاد ایران در دو دهه اخیر دانست و گفت: سیاستگذاری ایران در این حوزه، دو رویکرد ناکام را پشت سر گذاشته است. به گفته او، در دوره نخست و همزمان با دولت احمدینژاد، تحریم بهعنوان پدیدهای موقتی و کماهمیت تلقی میشد و راهکارهایی مانند جایگزینی ارز یا دور زدن تحریمها بدون درک هزینههای بلندمدت آن دنبال شد. این رویکرد نهتنها هزینههای سنگینی به اقتصاد تحمیل کرد، بلکه نگاه سایر کشورها به ایران را نیز بهتدریج تغییر داد.
رویکرد دوم، تمرکز بر رفع تحریم از مسیر مذاکره در دولت روحانی بود؛ مسیری که به باور بیگدلی، تحولات سالهای اخیر نشان داده است در عمل امکانپذیر نیست. او تأکید میکند که هیچیک از این دو رویکرد، راهحل پایداری برای اقتصاد ایران نبودهاند و تداوم آنها، تنها به تعمیق آسیبها منجر شده است.
بیگدلی با اشاره به روابط اقتصادی ایران و چین، این پرسش را مطرح میکند که چگونه چین در ۱۵ سال اخیر بزرگترین شریک تجاری ایران بوده، اما ایران حتی یک بانک فعال در این کشور ندارد، در حالی که ۱۵ بانک ایرانی در اروپا عملاً بلااستفاده ماندهاند. از نگاه او، این تناقض ناشی از فقدان نگاه بلندمدت و ناتوانی در پذیرش تغییر نظم جهانی است.
به اعتقاد این کارشناس، همکاری با چین و روسیه برای ایران یک انتخاب اختیاری نیست، بلکه ضرورتی اجتنابناپذیر و در برخی ابعاد تنها مسیر باقیمانده است. او هشدار میدهد که هر روز تأخیر در استفاده از فرصتهای محدود موجود، به کوچکتر شدن اقتصاد ایران و تغییر نگاه دیگر کشورها نسبت به ایران منجر میشود؛ تغییری که میتواند ایران را به کشوری پرریسک و غیرقابل اتکا در تعاملات بینالمللی تبدیل کند.
بیگدلی یکی از حلقههای مفقوده تعاملات خارجی ایران را ناتوانی در تبدیل توافقات کلان و راهبردی به برنامههای اجرایی میداند. به گفته او، بروکراسی داخلی، فقدان مسئولیتپذیری دستگاهها و ضعف بخش خصوصی و دولتی در ورود به پروژههای بزرگ، پیام منفی به طرفهای خارجی ارسال میکند. او در جمعبندی دیدگاه خود میگوید برای انجام همکاریهای راهبردی با قدرتهای بزرگ، ایران ابتدا باید از درون قوی شود، چراکه کشورهای بزرگ با کشورهای ضعیف همکاری بلندمدت و برد-برد تعریف نمیکنند. به اعتقاد بیگدلی، عبور از بروکراسی گسترده و ناکارآمد، پیششرط این تقویت درونی است.
فقدان تصمیم قاطع؛ گلوگاه اصلی روابط اقتصادی ایران با شرق
در ادامه نشست فرشاد عادل کارشناس اندیشکده مطالعات راهبردی ایران و چین، تعامل با چین و روسیه را در شرایط کنونی جهان، فرصتی راهبردی برای ایران دانست که بهدلیل ضعفهای داخلی بهدرستی مورد استفاده قرار نگرفته است. او معتقد است ایران باید برای هر یک از این کشورها برنامهای مستقل طراحی کند و نباید روابط با شرق را به تعاملات با غرب گره بزند. به گفته عادل، تلقی ریسکپذیری پایین چین و روسیه در همکاری با ایران، بیش از آنکه واقعیتی بیرونی باشد، بازتاب ناتوانی داخلی ایران در ایجاد چارچوبهای قابل اتکا برای همکاری است.
او با اشاره به عقبماندگی نگاه تصمیمگیران از تحولات نظم نوین جهانی، هشدار میدهد که اگر ایران اقدامی جدی انجام ندهد، تصویر کشوری پرریسک و منفعل از خود تثبیت خواهد کرد. از نگاه عادل، ضعف زیرساختها، موازیکاری نهادی، غلبه منافع شخصی و فقدان تصمیمگیری قاطع، مانع اصلی بهرهبرداری از تمایل کشورهای دیگر برای همکاری با ایران است.
عادل نمونههایی مانند تعلل در توسعه کریدور شمال–جنوب و نبود متولی مشخص برای جمعبندی و اقدام را نشانه انسداد نهادی میداند و تأکید میکند بروکراسی فرساینده، فقدان راهبرد کلان و نبود عزم جدی، سه مانع اصلی توسعه تعاملات اقتصادی ایران با چین و روسیه هستند.
انتهای پیام/ تجارت و دیپلماسی













