به گزارش مسیر اقتصاد نشست «تعاملات راهبردی ایران با چین و روسیه؛ از تفاهم تا اقدام» روز سه شنبه ۱۶ دیماه ۱۴۰۴ از ساعت ۱۴ الی ۱۷ و با میزبانی «اندیشکده مطالعات راهبردی ایران و چین» برگزار میشود. این نشست، ششمین نشست تخصصی از دوازدهمین همایش سالانه اقتصاد مقاومتی بود که در بازه آبان تا اسفندماه سال جاری با موضوع «نظم نوین جهانی؛ بازآفرینی قدرت ایران» در حال برگزاری است. در ششمین نشست از این همایش موانع و فرصتهای توسعه روابط اقتصادی ایران با چین و روسیه به عنوان دو قطب اقتصادی مهم در تجارت جهانی کنونی، مورد بررسی قرار گرفت.
حاضر نیستیم تغییر در نظم جهانی و افول غرب را بپذیریم
در این نشست مهدی ازرقی، کارشناس اقتصاد بینالملل، گفت: مشکل ایران تنها در سطح سیاستگذاران نیست، بلکه حتی در میان کارشناسان و تحلیلگران نیز مقاومت در برابر پذیرش تغییرات نظم نوین جهانی وجود دارد. به گفته او، بسیاری هنوز حاضر نیستند بپذیرند که سلطه غرب در حال کاهش است و جهان تغییر کرده است؛ به همین دلیل، حتی هنگام تعامل با چین و روسیه نیز همان نسخههای قدیمی را دنبال میکنیم و نمیپذیریم تغییراتی که اکنون شکل گرفته، تأثیرات چند دههای خواهد داشت.
چین یک قطب مستقل اقتصادی است ولی روسیه نه
او روسیه را کشوری میداند که بهتنهایی قادر به تبدیل شدن به یک قطب اقتصادی نیست و برای این هدف، نیازمند اتصال به بازار انرژی است. بهعنوان مثال، اگر روسیه در کنار اروپا قرار داشت، میتوانست یک قطب اقتصادی بینظیر ایجاد کند، و اروپا با تشدید شکاف میان روسیه و این قاره، تلاش کرد از شکلگیری چنین قطبی جلوگیری کند. پس از جنگ اوکراین، امکان همکاری روسیه و اروپا منتفی شده و روسیه اکنون به دنبال بازارهای جدید برای صادرات انرژی است، بخشی که سهم قابل توجهی از اقتصاد این کشور را تشکیل میدهد. اسناد بالادستی روسیه نشان میدهد که توسعه بخش انرژی یک سیاست بلندمدت است و عدم دسترسی به بازارهای گسترده صادرات انرژی، چالشی بزرگ برای این کشور ایجاد خواهد کرد.
در مقابل، چین از مزیتهای اقتصادی بسیار بالاتری برخوردار است، اما وابستگی گسترده به واردات انرژی، نقطه ضعف اساسی این کشور است. آمریکا نیز از این ضعف مطلع است و در حال استفاده از آن است. چین بهطور جدی در تلاش است این ضعف را با متنوعسازی سبد انرژی و توسعه تعاملات با روسیه و کشورهای عربی پوشش دهد.
باید برای چین و روسیه نفع اقتصادی تعریف کنیم
ازرقی بر این باور است که مزایای ژئوپلیتیکی و منابع ایران باعث شده است که کنار گذاشتن این کشور در نظم جدید غیرممکن باشد. بنابراین ایران باید قدرتهای منطقهای را در داخل خود ذینفع کند. اگر چین و روسیه در عرصههای مختلف در ایران ذینفع باشند، نوعی بازدارندگی ایجاد میشود.
برخی از مدیران وزارت خارجه از غربگرایی عبور کرده و شرقستیز شدهاند
او به ضعف داخلی در شناخت تحولات جهانی نیز اشاره میکند و میگوید حتی فضای فکری مدیران میانی دستگاههایی مثل وزارت خارجه، به قدری روس زده و به دور از واقعیتهای جهانی است که نباید اسم آن را تنها غربگرایی گذاشت، بلکه نوعی شرق ستیزی نیز در نگاه مسئولین حاکم شده است. فردی که غرب گرا باشد، به دنبال بهرهمندی از منافع تعامل با غرب است و در عین حال ممکن است مشکلی با توسعه تعاملات با روسیه و چین نداشته باشد، ولی فردی که شرق ستیز باشد، خودش را بی دلیل از ظرفیتهای این کشورها محروم میکند. بنابراین وضعیت مطلوبی از نظر نگاه به تعاملات خارجی در دستگاههای تصمیمگیر ما حاکم نیست.
چالش دیگر ازرقی، ضعف اعتماد به نفس در اتخاذ تصمیمات کلان است. در نظم نوین جهانی، اتخاذ تصمیمات و تعاملات راهبردی ضروری است و ایران باید بتواند در لایه راهبردی تصمیماتی اتخاذ کند که برای طرف مقابل نیز مزیت ایجاد کند. وی همچنین به فقدان ایدههای کلان راهبردی اشاره میکند و معتقد است اندیشکدهها باید این خلا را پر کرده و پیشنهادات راهبردی روی میز مسئولان بگذارند.
نمیتوانیم بخشی از نظم مورد نظر چین یا روسیه باشیم
درخصوص سیاست تعامل با چین و روسیه، ازرقی تأکید میکند ایران نباید بخشی از بلوک چین یا روسیه باشد، بلکه باید یک بلوک اقتصادی مستقل حول خود ایجاد کند و تعاملات این بلوک را با چین و روسیه برقرار کند. در غیر این صورت، تعامل با چین محدود به فروش نفت و خرید کالا و با روسیه صرفاً به رقابت در صادرات انرژی خلاصه خواهد شد.
ورود سرمایه چینی در ازای فروش یوآنی نفت
ازرقی درخصوص تعریف همکاری مشترک راهبردی با چین گفت: از نظر چینیها امروز ایران و چین یک تعامل راهبردی دارند؛ چراکه از طرفی خرید نفت چین از ایران برای ایران حیاتی است و از طرف دیگر حفظ امنیت تنگه هرمز برای چین حیاتی است. امروز باید این نظم را برهم بزنیم و یک نظم جدید ایجاد کنیم. امروز خلاصه بیانات تحلیلگران ایرانی درخصوص تعامل با چین این است که مهمترین نیاز ایران، ورود سرمایه چینی به ایران است. من معتقدم ایران به لحاظ راهبردی نیاز به حضور چین و سرمایهگذاری این کشور در ایران داریم. این مسئله حتی سرمایهگذاری داخلی را نیز تشویق میکند و به اقتصاد ثبات میبخشد. بنابراین امروز مهمترین نیازی که ما از چین میخواهیم سرمایهگذاری است و باید در این زمینه دست آنها را باز بگذاریم تا میزان سرمایهگذاری بیشتر شود.
وی افزود: اما اینکه چه امتیازی ایران میتواند به چین بدهد، به نظرم در حوزه اقتصادی نیست چراکه اعدادی که ما میتوانیم در حوزه اقتصادی تامین کنیم، برای چین عددی محسوب نمیشود و قابل اتکا نیست. من معتقدم باید امتیاز بیشتری به چین بدهیم که فراتر از حوزه اقتصاد باشد. در این شرایط من فکر میکنم مسئله فروش یوآنی نفت و جدی گرفتن پترویوآن یک امتیاز حیاتی برای طرف چینی محسوب میشود. یک مسئله راهبردی چین امروز ترویج جهانی یوآن است و کنار زدن پترودلار در عرصه جهانی، تنها یک مزیت اقتصادی برای چین نیست.
باید ۴۰ درصد صادرات انرژی روسیه از مسیر ایران انجام شود
ازرقی درخصوص نحوه تعریف همکاری مشترک با روسیه نیز گفت: باید این چالش رقابت در حوزه فروش انرژی با روسیه را برهم بزنیم. امروز ما و روسیه به عنوان رقیب مطرح هستیم و تداوم آن به افزایش تخفیف فروش نفت منجر میشود که به نفع هیچکدام نیست. بنابراین در این زمینه باید به جای تلاش برای رقابت به سمت تعامل حرکت کنیم. سوآپ گاز روسیه از مسیر ایران در بدترین سناریو، ۴ تا ۵ میلیارد دلار درآمد برای ایران به دنبال دارد ولی با چالش زیرساختی مواجه است. من معتقدم واردات گاز از روسیه باید مستقل از کشورهای حاشیه دریای خزر و از مسیر دریایی مستقیم انجام شود. اگر ایران بتواند ۴۰ درصد صادرات گاز روسیه را از مسیر خود ساماندهی کند، این یک تعامل راهبردی بلندمدت محسوب میشود و باید به این سمت حرکت کنیم.
انتهای پیام/ تجارت و دیپلماسی

