۱۷ دی ۱۴۰۴

مسیر اقتصاد؛ رسانه تصمیم‌سازان اقتصاد ایران

شناسه: ۲۱۷۸۰۴ ۱۶ دی ۱۴۰۴ - ۱۷:۲۰ دسته: تجارت و دیپلماسی، دوازدهمین همایش سالانه اقتصاد مقاومتی
۰

سیدرضا رفیعی عضو هیات مدیره اتاق بازرگانی مشترک ایران و روسیه، در نشست «تعاملات راهبردی ایران با چین و روسیه؛ از تفاهم تا اقدام»، ضمن انتقاد از عملکرد دولت و بخش خصوصی در بهره‌برداری از ظرفیت توسعه تعاملات با چین و روسیه، گفت: با وجود فرصت‌های کم‌نظیر در نظم نوین جهانی، فاقد سازِکار مؤثر برای شناسایی و بهره‌برداری از این ظرفیت‌ها هستیم. نگاه قدیمی سیاست‌گذاران، محافظه‌کاری بخش خصوصی و ناکارآمدی دیوان‌سالاری باعث شده فرصت‌هایی مانند توسعه روابط با روسیه پس از جنگ اوکراین، همکاری‌های کشاورزی، مالی و زیرساختی با روسیه و چین و نقش‌آفرینی در کریدور شمال–جنوب عملاً متوقف شود. بدون تغییر نگاه مدیریتی و اصلاح نظام تصمیم‌گیری، تعاملات راهبردی ایران در حد شعار باقی می‌ماند.

به گزارش مسیر اقتصاد نشست «تعاملات راهبردی ایران با چین و روسیه؛ از تفاهم تا اقدام» روز سه شنبه ۱۶ دی‌ماه ۱۴۰۴ از ساعت ۱۴ الی ۱۷ و با میزبانی «اندیشکده مطالعات راهبردی ایران و چین» برگزار می‌شود. این نشست، ششمین نشست تخصصی از دوازدهمین همایش سالانه اقتصاد مقاومتی بود که در بازه آبان تا اسفندماه سال جاری با موضوع «نظم نوین جهانی؛ بازآفرینی قدرت ایران» در حال برگزاری است. در ششمین نشست از این همایش موانع و فرصت‌های توسعه روابط اقتصادی ایران با چین و روسیه به عنوان دو قطب اقتصادی مهم در تجارت جهانی کنونی، مورد بررسی قرار گرفت.

بخش دولتی و بخش خصوصی تفاوتی در هدر دادن فرصت‌های طلایی ندارند

در این نشست سیدرضا رفیعی عضو هیات مدیره اتاق بازرگانی مشترک ایران و روسیه، گفت: توسعه کشور بر دو بال بخش دولتی و بخش خصوصی استوار است، اما در شرایط فعلی هیچ‌یک از این دو بال به‌درستی عمل نمی‌کنند. به گفته او، اگرچه همواره منتقد عملکرد دولت بوده و باور داشته است که کارهای اجرایی باید به بخش خصوصی سپرده شود، اما تجربه فعالیت در اتاق‌های مشترک بازرگانی نشان داده که بخش خصوصی نیز وضعیت بهتری نسبت به بخش دولتی ندارد. از نگاه او، امروز هم در دولت و هم در بخش خصوصی، با وجود فرصت‌های طلایی، شرایط به‌گونه‌ای است که این فرصت‌ها یکی پس از دیگری از بین می‌روند.

رفیعی با اشاره به مواضع رئیس‌جمهور مبنی بر استقبال از ارائه راهکارهای عملی، توضیح می‌دهد که بارها در این زمینه با دستگاه‌های دولتی مکاتبه کرده و راهکارهایی برای حل برخی مشکلات ارائه داده است، اما حتی پاسخ رسمی نیز دریافت نکرده است. به اعتقاد او، این بی‌اعتنایی نشان‌دهنده نبود سازِکار مشخص برای شنیدن و ارزیابی پیشنهادهای عملی در بدنه اجرایی کشور است.

با عینک‌های قدیمی به مسائل نظم جدید جهانی نگاه می‌کنیم

او با اشاره به تحولات اخیر در نظم جهانی تأکید می‌کند که سیاست‌گذاران کشور، از وزارت امور خارجه گرفته تا بانک مرکزی، وزارت صمت و حتی اتاق بازرگانی، همچنان با عینک‌های قدیمی به مسائل بین‌المللی نگاه می‌کنند. رفیعی این پرسش را مطرح می‌کند که کدام نهاد در کشور مسئول الزام مدیران به تغییر نگاه و انطباق با نظم جدید جهانی است و تصریح می‌کند که در این زمینه خلأ جدی وجود دارد. او برای توضیح این مسئله به جنگ اوکراین اشاره می‌کند و می‌گوید در این مقطع، روسیه از ایران درخواست کرد بخشی از نیاز غذایی این کشور را تأمین کند، اما وزارت بازرگانی ایران اعلام کرد چنین امکانی وجود ندارد. به گفته رفیعی، هیچ قرارگاهی برای ارزیابی این فرصت شکل نگرفت و اساساً عزمی برای بهره‌برداری از آن وجود نداشت، در حالی که این ظرفیت همچنان برای ایران فراهم است.

رفیعی مثال دیگری از بی‌توجهی به فرصت‌ها را در حوزه کاهش ضایعات غذایی مطرح می‌کند. او توضیح می‌دهد که با استفاده از فناوری پرتودهی می‌توان ضایعات غذایی کشور را به‌طور قابل توجهی کاهش داد و از محل افزایش صادرات، ده‌ها هزار میلیارد تومان درآمد ایجاد کرد. با این حال، حتی پس از تولید یک کلیپ تخصصی و پخش آن از صداوسیما، هیچ مقام مسئولی برای بررسی، ارزیابی یا راستی‌آزمایی این ادعا با او تماس نگرفت؛ چه رسد به حرکت در مسیر اجرا.

خلا نهادی ایران برای نقش‌آفرینی در نظم جدید جهانی

او با اشاره به ویژگی‌های نظم نوین جهانی تأکید می‌کند که کشورها به سمت منطقه‌گرایی و تقویت امنیت اقتصادی حرکت کرده‌اند، اما در ایران نهادی وجود ندارد که به‌صورت متمرکز روی این موضوع کار کند و بررسی کند نظم جدید جهانی چه مختصاتی دارد و ایران چه جایگاهی باید در آن برای خود تعریف کند. از نگاه رفیعی، توسعه روابط با روسیه پس از جنگ اوکراین یک فرصت طلایی بود که به‌مرور به فرصت نقره‌ای و سپس برنزی تبدیل شد، اما همچنان از آن استفاده نشده است. او معتقد است نقش‌آفرینی در نظم نوین جهانی نیز یک فرصت طلایی پیش روی ایران است، چراکه در این نظم در حال شکل‌گیری، هر کشور باید جایگاه خود را بسازد و اکنون زمان این اقدام است.

رفیعی استفاده نکردن از این فرصت‌ها را هم به عملکرد دولت و هم به وضعیت بخش خصوصی مرتبط می‌داند. به گفته او، بخش خصوصی ایران به‌دلیل بی‌ثباتی سیاست‌ها و تغییرات مکرر پس از روی کار آمدن دولت‌های مختلف، محافظه‌کار شده و تمایل کمتری برای ورود به پروژه‌های بلندمدت دارد. در مقابل، بخش دولتی نیز تحرک لازم را ندارد و با درک قدیمی از تحولات جهانی، برای شرایط جدید نسخه‌ می‌پیچد؛ رویکردی که به‌زعم او یک آفت جدی است و باید هرچه سریع‌تر اصلاح شود.

فرصت‌هایی که در دیوان‌سالاری ایران متوقف می‌شوند

او تأکید می‌کند که بدون تحول در نظام دیوان‌سالاری کشور، توسعه تعاملات با کشورهایی مانند چین و روسیه محقق نخواهد شد. رفیعی در این زمینه به تجربه توسعه تبادلات مالی اشاره می‌کند و می‌گوید یک شرکت خصوصی تلاش‌های زیادی برای ایجاد گشایش انجام داد و در تعامل با روسیه به دستاوردهایی نیز رسید، اما در عمل رقیب اصلی این شرکت، بانک مرکزی ایران بود و موانع زیادی برای این شرکت در داخل ایجاد شد.

او مثال دیگری از فرصت‌های مغفول‌مانده را به حوزه کشاورزی و تجارت غلات مربوط می‌داند. به گفته رفیعی، چین به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین خریداران غلات در جهان، بخشی از نیاز خود را از آمریکا و آمریکای جنوبی تأمین می‌کند، اما در سال‌های اخیر برنامه گسترده‌ای برای کشت فراسرزمینی در روسیه راه‌اندازی کرده و بخشی از نیاز خود را از این مسیر تأمین می‌کند. به اعتقاد او، ایران نیز می‌تواند با استفاده از منابع حاصل از فروش نفت به چین، کالاهای کشاورزی از روسیه وارد کند؛ مسیری که نیاز به زیرساخت پیچیده‌ای ندارد، اما به‌طور جدی دنبال نشده است.

یک مدیر میانی می‌تواند یک همکاری بزرگ را معطل بگذارد

رفیعی همچنین به پروژه‌های زیرساختی اشاره می‌کند و می‌گوید در بخشی از خط ریلی ایران در کریدور شمال–جنوب، روس‌ها آمادگی خود را برای سرمایه‌گذاری اعلام کردند، اما مقامات ایرانی اعلام کردند این پروژه در اولویت کشور نیست و همین مسئله مانع ورود روسیه شد. به گفته او، در این مورد مدیران میانی راه‌آهن ایران نقش مهمی در جلوگیری از شکل‌گیری این تعامل بزرگ داشتند. او مثال مشابهی را در مورد خطوط ریلی برقی تهران–مشهد و تهران–اصفهان مطرح می‌کند و می‌گوید طرف چینی برای سرمایه‌گذاری در این پروژه‌ها اعلام آمادگی کرده، اما در دیدارهای انجام‌شده عنوان کرده‌اند که ایران تمایلی به استفاده از سرمایه‌گذاری چینی ندارد. رفیعی جمع‌بندی می‌کند که در ساختار دیوان‌سالاری کشور، حتی یک مدیر یا کارمند می‌تواند با به تعویق انداختن یک تصمیم، مانع اجرای پروژه‌های بزرگ شود، بدون آنکه سازوکار مؤثری برای پیگیری و پاسخ‌گویی وجود داشته باشد.

انتهای پیام/ تجارت و دیپلماسی



جهت احترام به مخاطبان فرهیخته، نظرات بدون بازبینی منتشر می شود. لطفا نظرات خود را جهت تعميق و گسترش بحث ارائه نمایید. نظرات حاوی توهين، افترا و تهمت به ديگران پاک می شود.