به گزارش مسیر اقتصاد برای دههها، سویا یکی از موفقترین محصولات صادراتی ایالات متحده بوده است. ایالتهای غرب میانه آمریکا (موسوم به میدویست)، از ویسکانسین و آیووا گرفته تا ایلینوی و مینهسوتا، بخش بزرگی از اقتصاد کشاورزی خود را بر پایه کشت و صادرات این محصول بنا کرده بودند. چین، بهعنوان بزرگترین واردکننده سویا در جهان، نقش کلیدی در این معادله داشت؛ بهگونهای که در مقاطعی بیش از ۴۰ درصد سویای صادراتی آمریکا راهی بازار چین میشد.
سویا آمریکا؛ قربانی تقابل تعرفهای با چین
اما این رابطه تجاری، بیش از آنکه صرفاً اقتصادی باشد، بهشدت تحت تأثیر سیاست قرار داشت. با تشدید تنشهای تجاری میان واشنگتن و پکن و اعمال تعرفههای متقابل، سویا به یکی از نخستین قربانیان جنگ تعرفهای تبدیل شد. چین در واکنش به سیاستهای تجاری آمریکا، تعرفههای سنگینی بر واردات سویای آمریکایی اعمال کرد و همزمان بهدنبال تأمینکنندگان جایگزین رفت.
تجربه کشاورزان آمریکایی نشان میدهد که این تغییر، برای بسیاری از آنها نه یک شوک مقطعی، بلکه آغاز یک بحران بلندمدت بوده است. کشاورزانی که سالها برنامه تولید، سرمایهگذاری و حتی بدهیهای خود را بر اساس تقاضای پایدار چین تنظیم کرده بودند، ناگهان با بازاری مواجه شدند که یا کوچک شده بود یا بهکلی از دست رفته بود.
برزیل جایگزین آمریکا در واردات سویا چین
در این میان، برزیل بیشترین منفعت را برد. این کشور که پیشتر نیز یکی از صادرکنندگان مهم سویا بود، با استفاده از فرصت ایجادشده، بهسرعت جایگاه خود را در بازار چین تثبیت کرد. چین نهتنها واردات سویای برزیلی را افزایش داد، بلکه با سرمایهگذاری در زیرساختهای کشاورزی و لجستیکی آمریکای لاتین، وابستگی خود به این مسیر جدید را تقویت کرد. نتیجه آن بود که حتی در دورههایی که تنشهای تجاری تا حدی کاهش یافت، چین دیگر تمایل چندانی به بازگشت به سطح قبلی واردات از آمریکا نشان نداد.
بسیاری از کشاورزان آمریکایی در ابتدا تصور میکردند این وضعیت موقتی است. کمکهای دولتی و بستههای حمایتی که دولت آمریکا برای جبران خسارات ناشی از جنگ تجاری در نظر گرفت، این تصور را تقویت میکرد که بازار چین دیر یا زود بازخواهد گشت. اما با گذشت زمان، مشخص شد که این کمکها نمیتوانند جایگزین یک بازار صادراتی پایدار شوند و تنها نقش مُسکّن کوتاهمدت را ایفا میکنند.
متنوع سازی مبادی وارداتی؛ راهبرد مهم چین در تامین سویا
از منظر ساختاری، آنچه رخ داده فراتر از کاهش صادرات یک محصول خاص است. چین با متنوعسازی منابع تأمین سویا، ریسک وابستگی به یک کشور را کاهش داده و همزمان قدرت چانهزنی خود را در بازار جهانی افزایش داده است. در مقابل، آمریکا با وجود توان بالای تولید، با محدودیتهای سیاسی و تجاری روبهرو شده که به طور مستقیم به بخش کشاورزی آن منتقل شده است.
جایگزینی بازار چین کار سادهای نیست. بازارهای دیگر، چه در آسیا و چه در اروپا، نه از نظر حجم و نه از نظر قیمت، توان جذب مازاد سویای آمریکا را ندارند. در نتیجه، کشاورزان ناچار شدهاند یا سطح زیر کشت خود را کاهش دهند، یا به محصولات دیگر روی بیاورند؛ تصمیمهایی که اغلب با ریسک بالا و هزینههای قابلتوجه همراه است.
اثرگذاری جنگهای تجاری بر زنجیرههای تامین جهانی
در سطحی کلانتر، تجربه سویا نشان میدهد که جنگهای تجاری چگونه میتوانند زنجیرههای تأمین جهانی را بهطور پایدار بازآرایی کنند. برخلاف تصور سیاستگذاران، بازگشت به وضعیت پیشین همیشه ممکن نیست. وقتی یک کشور وارد مسیر جدیدی از تأمین کالا میشود و برای آن زیرساخت، قرارداد و سرمایهگذاری تعریف میکند، تغییر مسیر دوباره هزینهبر و حتی غیرمنطقی خواهد بود.
روایت کشاورزان آمریکایی تصویری ملموس از پیوند سیاست تجاری و اقتصاد واقعی ارائه میدهد؛ جایی که تصمیمهای کلان در سطح دولتها، مستقیماً بر معیشت تولیدکنندگان و ساختار تولید کشاورزی اثر میگذارد و میتواند موقعیت یک کشور را در بازارهای جهانی برای سالها تغییر دهد.
منبع: wisconsinwatch
انتهای پیام/ تجارت و دیپلماسی

