مسیر اقتصاد/ در سالهای گذشته، روایت غالب در رسانهها و محافل غربی درباره تحریمهای ایران، بر «فشار هدفمند بر حاکمیت» و «حداقلبودن آسیب به مردم» استوار بوده است. با این حال، گزارش اخیر شبکه CNN نشانهای از تغییر تدریجی این روایت است؛ گزارشی که بهصراحت اذعان میکند تحریم آمریکا و غرب، بیش از هر چیز طبقه متوسط ایران را تضعیف کردهاند؛ همان طبقهای که در ادبیات سیاسی غرب، نقش محوری در اصلاحات تدریجی و ثبات اجتماعی دارد.
اهمیت این گزارش نه در اصل اثرگذاری تحریمها، بلکه در پذیرش پیامدهای اجتماعی آن از زبان یک رسانه جریان اصلی غربی است؛ اعترافی که کمتر در سالهای گذشته شنیده شده بود.
تحریم و فرسایش تدریجی طبقه متوسط ایران
CNN در این گزارش به نتایج یک پژوهش دانشگاهی معتبر استناد میکند که نشان میدهد تحریمهای اعمالشده علیه ایران، بهویژه از اوایل دهه ۲۰۱۰ و پس از تشدید فشارها در سال ۲۰۱۸، باعث کوچکشدن محسوس طبقه متوسط شده است. طبق این تحقیق، بخش قابل توجهی از خانوادههایی که پیشتر در دهکهای میانی درآمدی قرار داشتند، در اثر کاهش قدرت خرید، تورم مزمن و رکود اقتصادی، به سمت دهکهای پایینتر رانده شدهاند.
این روند بهمعنای گسترش فقر مطلق نیست، بلکه بهمعنای از بین رفتن ثبات اقتصادی خانوادههاست؛ ثباتی که امکان برنامهریزی، سرمایهگذاری در آموزش و مشارکت فعال در اقتصاد را فراهم میکند. تحریمها، برخلاف ادعاهای اولیه، فشار خود را نه بر ساختار قدرت، بلکه بر لایهای از جامعه وارد کردهاند که ستون فقرات اقتصاد شهری و نیروی انسانی کشور محسوب میشود.
چه کسانی کمتر آسیب دیدند؟
یکی از نکات کلیدی گزارش CNN، اشاره به نامتقارنبودن اثر تحریمهاست. این گزارش تأکید میکند که تحریمها بهطور یکسان بر همه گروههای جامعه اثر نگذاشتهاند. به اذعان نویسندگان، در حالی که طبقه متوسط بهتدریج تضعیف شده، برخی گروههای کوچک و نزدیک به ساختار حاکمیت توانستهاند خود را با شرایط جدید تطبیق دهند یا حتی از اقتصاد تحریمی منتفع شوند.
این بخش از گزارش، بهطور ضمنی نشان میدهد که تحریمها نهتنها ابزار دقیقی برای فشار سیاسی نبودهاند، بلکه در عمل باعث انتقال هزینهها به بدنه جامعه و بازتوزیع نابرابر منابع شدهاند؛ موضوعی که خود میتواند به تعمیق نابرابری و شکاف اجتماعی منجر شود.
تحریمها و تناقض راهبرد غرب
نکته قابل تأمل در گزارش CNN، برجستهکردن یک تناقض اساسی است: اگر هدف تحریمها حمایت از تغییرات اصلاحی در ایران بوده، نتیجه عملی آن تضعیف همان نیروی اجتماعیِ حامل اصلاحات است. طبقه متوسط، در بسیاری از تحلیلهای سیاسی، بهعنوان بازیگر اصلی اصلاحات تدریجی، مطالبهگری مدنی و عقلانیت اقتصادی معرفی میشود. با این حال، تحریمها دقیقاً این لایه را هدف قرار داده و توان اقتصادی و اجتماعی آن را تحلیل بردهاند.
به بیان دیگر، حتی از منظر ادعایی غرب نیز، تحریمها به نتیجه معکوس منجر شدهاند: بهجای تقویت نیروهای میانهرو و اصلاحطلب، آنها را درگیر بقا و معیشت روزمره کردهاند و میدان را برای رادیکالشدن فضای اجتماعی بازتر کردهاند.
نقش سیاستگذاری داخلی؛ اشارهای گذرا اما ضروری
در گزارش CNN تمرکز اصلی بر تحریمهاست، اما بدیهی است که شدت اثرگذاری این تحریمها بدون زمینههای داخلی قابل توضیح نیست. ضعف سیاستهای حمایتی، بیثباتی اقتصادی و ناکارآمدی در مدیریت شوکها، باعث شده فشار تحریمها با شدت بیشتری به طبقه متوسط منتقل شود. با این حال آنچه مسلم است اینکه حتی با در نظر گرفتن خطاهای داخلی، جهتگیری اصلی فشار تحریمها بهوضوح متوجه مردم بوده است.
گزارش CNN را میتوان یکی از صریحترین اعترافهای رسانهای غرب درباره پیامدهای اجتماعی تحریمهای ایران دانست. این گزارش نشان میدهد که تحریمها، برخلاف ادعاهای رسمی، طبقه متوسط ایران را تضعیف کردهاند؛ طبقهای که هم موتور اقتصاد و هم نیروی بالقوه اصلاحات محسوب میشود.
این اعتراف، از منظر تحلیل اقتصادی و سیاستگذاری، اهمیت ویژهای دارد. چراکه نشان میدهد تحریمها نهتنها ابزار کارآمدی برای تغییر رفتار سیاسی نبودهاند، بلکه در عمل، هزینه اصلی آنها را مردم و بهویژه طبقه متوسط پرداختهاند؛ واقعیتی که حتی در روایتهای غربی نیز دیگر قابل انکار نیست.
انتهای پیام/ دولت و حکمرانی

