به گزارش مسیر اقتصاد دوازدهمین همایش سالانه اقتصاد مقاومتی با عنوان «نظم نوین جهانی؛ بازآفرینی قدرت ایران» در سال ۱۴۰۴ برگزار میشود. این رویداد در سال جاری میزبان بخش ویژهای تحت عنوان «راهنما» بوده است. ویژه برنامه راهنما که با الگویی متفاوت و به سبک ارائههای استاندارد جهانی (TED) طراحی شده است، بستری را فراهم میکند که ایدههای سیاستی و راهبردی به شکلی صریح، منسجم و مسئلهمحور ارائه شوند. سخنرانان بخش «راهنما» در این رویداد، با تمرکز بر کلیدواژه «ابتکارات ایران»، تلاش میکنند نقشه راهی برای عبور از چالشهای فعلی و ارتقای جایگاه کشور در معادلات بینالمللی ترسیم نمایند. رضا بخشیآنی مدیرعامل اسبق شرکت سرمایهگذاری خارجی جمهوری اسلامی ایران، یکی از ارائهدهندگان در ویژه برنامه راهنما بود که طرح پیشنهادی خود با موضوع «اقتصاد سیاسی نظم نوین جهانی؛ فناوریهای تحول آفرین» را ارائه کرد.
اقتصاد سیاسی نظم نوین جهانی؛ فناوریهای تحول آفرین
جهان امروز در آستانه تحولی بنیادین و گذار از نظم سنتی به یک «نظم نوین جهانی» است. این دگرگونی که ابعاد مختلف سیاسی، اقتصادی و ژئوپلیتیک را در بر میگیرد، با تغییر در ماهیت منابع قدرت، ظهور بازیگران نوظهور و بازتعریف زنجیرههای ارزش جهانی همراه است. این نوشتار به بررسی مؤلفههای کلیدی این نظم جدید، از جمله تغییر در سبد انرژی، انقلاب فناوری در نیروی کار، احیای کریدورهای زمینی (جاده ابریشم نوین) و ظهور بلوکهای قدرت اقتصادی در مقابل هژمونی سنتی میپردازد.
گذار انرژی و ژئوپلیتیک فلزات راهبردی
نخستین و شاید مهمترین مؤلفه در نظم جدید، تغییر ماهیت امنیت انرژی است. نفت سنتی که برای دههها محور اصلی معادلات قدرت در خاورمیانه و جهان بود، به تدریج جایگاه هژمونیک خود را از دست داده و جای خود را به منابع انرژی تجدیدپذیر، بهویژه انرژی خورشیدی میدهد.
با پیشرفتهای خیرهکننده فناوری، هزینه تمامشده تولید برق خورشیدی سیری نزولی داشته و اقتصادیتر شده است. به عنوان یک نمونه موردی شاخص، میتوان به یکی از بزرگترین مزارع خورشیدی جهان در چین اشاره کرد که مساحتی معادل شهر نیویورک دارد و با ظرفیت ۵۰۰ مگاوات (معادل ۵ نیروگاه بزرگ حرارتی)، نمادی از این تغییر پارادایم است. این منبع انرژی برخلاف سوختهای فسیلی، پایانناپذیر بوده و فاقد آلایندگیهای زیستمحیطی است.
چالش اصلی انرژی خورشیدی، عدم امکان تولید در شب است؛ لذا مسئله «ذخیرهسازی انرژی» و صنعت باتریسازی به گلوگاه استراتژیک تبدیل شده است. در این راستا، تقاضا برای فلزاتی همچون لیتیوم، گرافیت، نیکل، کبالت و مس به شدت افزایش یافته است. در اقتصاد سیاسی جدید، این فلزات حکم «نفت نوین» را دارند. رقابت قدرتهای بزرگ اکنون بر سر تسلط بر معادن و زنجیره ارزش این فلزات شکل گرفته است، زیرا نه تنها ذخیرهسازی برق شبکه، بلکه برقیسازی صنعت حملونقل (خودروها، قطارها و لجستیک) نیز کاملاً به این منابع وابسته است.
رباتیک پیشرفته و هوش مصنوعی
مؤلفه دوم نظم جدید، ظهور نسل جدیدی از نیروی کار حاصل از همافزایی «رباتیک پیشرفته» و «هوش مصنوعی» است. این تحول، محدودیتهای سنتی نیروی کار انسانی را از میان برداشته است. از جمله مزایای نیروی کار رباتیک این است که قابلیت تولید نامحدود دارد، یعنی امکان فعالیت ۲۴ ساعته در سه شیفت کاری بدون خستگی را دارد. مزیت دوم بهرهوری و هزینه است که کاهش چشمگیر هزینههای تولید و افزایش تیراژ محصول را به دنبال خواهد داشت و مزیت سوم نیز ایمنی است که به دلیل حذف خطرات جانی و ارتقای استانداردهای سلامت محیط کار است.
این تحول بهویژه برای کشورهایی که با بحران پیری جمعیت و کاهش نیروی کار مواجه هستند، یک راهکار راهبردی است. نمونه بارز این امر، کارخانجات کاملاً رباتیک در چین، آمریکا، ژاپن و کره جنوبی (بهویژه در صنعت خودروسازی) است که پیشبینی میشود طی دهه آینده منجر به جهش قابلتوجه در تولید ناخالص داخلی (GDP) این کشورها شود.
ژئواکونومی ترانزیت و ابتکار جاده ابریشم جدید چین
مؤلفه سوم، تغییر در نقشه لجستیک جهانی و احیای مسیرهای تجاری زمینی است. این امر به معنای بازتعریف زنجیرههای ارزش و کاهش وابستگی به مسیرهای دریایی سنتی است که پس از انقلاب صنعتی شکل گرفته بودند.
اقتصاد چین و قدرتهای آسیایی به شدت به مسیرهای دریایی (تنگه مالاکا، کانال سوئز و بابالمندب) وابستهاند. این مسیرها دارای دو چالش عمده هستند. یک چالش آسیبپذیری نظامی است. حضور پایگاههای نظامی ایالات متحده در مناطقی مانند تنگه مالاکا و آسیای جنوب شرقی، تجارت دریایی چین را در صورت بروز تنش، با خطر انسداد مواجه میکند. چالش بعدی انسداد فیزیکی است. حادثه بسته شدن کانال سوئز (به مدت ۱۷ روز توسط یک کشتی) نشان داد که گلوگاههای دریایی تا چه حد شکننده هستند.
برای مقابله با این تهدیدات، چین طرح «یک کمربند-یک راه» (جاده ابریشم جدید) را با تمرکز بر سه محور زمینی دنبال میکند. کریدور شمالی (روسیه) که به دلیل جنگ اوکراین و یخبندانهای فصلی، فعلاً با محدودیت مواجه است. کریدور میانی (قزاقستان-خزر-آذربایجان-ترکیه) که عملا برای دور زدن ایران و روسیه طراحی شده است و کریدور ایران که کوتاهترین، باثباتترین و امنترین مسیر که زیر ضربه هیچ قدرت رقیبی (مانند آمریکا) نیست. اگرچه تحریمها مانعی فعلی هستند، اما پیشبینی میشود با کمرنگ شدن اثر تحریمها، ایران به حلقه وصل اصلی در زنجیره ارزش آسیای شرقی به اروپا تبدیل شود.
آمارهای توسعه و شکاف شرق و غرب
بررسی شاخصهای صنعتی و اقتصادی نشان میدهد که جهان شاهد یک خیزش اقتصادی در شرق آسیاست، مشابه آنچه در قرن ۱۸ در اروپا و آمریکای شمالی رخ داد. به عنوان مثال میتوان به شاخصهای کلیدی توسعه چین اشاره کرد. درآمد سرانه خانوار چینی از ۱۰۰۰ دلار در سال ۱۹۵۰ به ۱۲,۰۰۰ دلار در سال ۲۰۲۳ افزایش یافته است. شبکه عظیم قطارهای پرسرعت (۳۰۰ کیلومتر بر ساعت) که تمامی شهرهای بالای ۵۰۰ هزار نفر را به هم متصل کرده، توسعه یافته است؛ زیرساختی که در آمریکا و اروپا نظیر ندارد. در زمینه انرژی نیز چین با ۸۸۷ هزار مگاوات ظرفیت نصب شده خورشیدی (در برابر ۱۱۷ هزار مگاوات آمریکا) و ۵۲۱ هزار مگاوات ظرفیت بادی (در برابر ۱۵۳ هزار مگاوات آمریکا)، پیشتاز مطلق انرژی پاک است. همچنین چین با ۳.۵ هزار میلیارد دلار صادرات (در برابر ۲ هزار میلیارد دلار آمریکا) و مازاد تجاری ۶۰۰ میلیارد دلاری، بزرگترین صادرکننده جهان است. سیاستهای تعرفهای آمریکا نیز تلاشی برای پر کردن این شکاف فزاینده ارزیابی میشود.
مجموعه تحولات فوق منجر به پایان نظم تکقطبی و شکلگیری جهان چندقطبی شده است. در این نظم جدید، کشورها در قالب «بلوکهای اقتصادی-سیاسی» سازماندهی میشوند. به عنوان مثال بریکس که ائتلافی از قدرتهای نوظهور که به عنوان وزنهای در برابر «گروه هفت» عمل میکند و سازمان همکاری شانگهای که با محوریت چین و عضویت کشورهایی نظیر ایران، الگویی شبیه به اتحادیه اروپا را در شرق دنبال میکند از جمله یکسانسازی تعرفهها، استانداردها و حرکت به سوی ارز واحد.
از سوی دیگر سند جدید استراتژی امنیت ملی آمریکا، به صراحت کاهش نفوذ جهانی این کشور را پذیرفته است. اولویتدهی به آمریکای لاتین و کاهش تمرکز بر خاورمیانه و آسیا، نشانگر پذیرش واقعیت جهان چندقطبی و ناتوانی در حفظ هژمونی مطلق گذشته است.
در نتیجه میتوان چنین بیان داشت که نظم نوین جهانی بر پایههایی استوار است که در آن «داده، انرژی پاک، فلزات کمیاب و کریدورهای زمینی» جایگزین مؤلفههای سنتی قدرت شدهاند. ایران در این میان، با قرارگیری در قلب شاهراه جاده ابریشم و برخورداری از منابع غنی، فرصتی تاریخی برای بازتعریف جایگاه خود در زنجیره ارزش جهانی و بهرهبرداری از رقابت بلوکهای قدرت شرق و غرب دارد.
انتهای پیام/ تجارت و دیپلماسی

