۲۴ بهمن ۱۴۰۴

مسیر اقتصاد؛ رسانه تصمیم‌سازان اقتصاد ایران

شناسه: ۲۱۹۱۰۵ ۲۴ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۴:۱۰ دسته: تجارت و دیپلماسی، دوازدهمین همایش سالانه اقتصاد مقاومتی
۰

در ویژه برنامه «راه‌نما» در چارچوب دوازدهمین همایش سالانه اقتصاد مقاومتی، حمیدرضا فرتوک زاده عضو هیات علمی دانشگاه صنعتی مالک اشتر، ابتکار خود به منظور افزایش تاب آوری اقتصاد ایران با گذار به تجارت «حلقه بسته» را ارائه کرد. بر اساس این ارائه تجارت خارجی ایران طی دهه‌های اخیر به مدلی «حلقه‌باز» تبدیل شده است؛ مدلی که در آن جریان ارزآوری نفت و مواد خام، ارتباط ارگانیکی با مسیر واردات و توسعه صنعتی ندارد. این گسست ساختاری، اقتصاد را در برابر شوک‌های ارزی و تحریم‌ها آسیب‌پذیر کرده و صنایع قابلیت‌پایه را تحت فشار قرار داده است. چارچوب «ایلاف» با تکیه بر منطق حلقه‌بسته، پیشنهاد می‌کند که جریان صادرات و واردات به‌صورت هوشمند به یکدیگر متصل شوند تا ارز حاصل از صادرات صنعتی در خدمت تقویت تولید و امنیت اقتصادی قرار گیرد. این بازطراحی، توسعه صنعتی را از انتظار برای رفع تحریم به عرصه ابتکار در دل تحریم منتقل می‌کند.

به گزارش مسیر اقتصاد دوازدهمین همایش سالانه اقتصاد مقاومتی با عنوان «نظم نوین جهانی؛ بازآفرینی قدرت ایران» در سال ۱۴۰۴ برگزار می‌شود. این رویداد در سال جاری میزبان بخش ویژه‌ای تحت عنوان «راه‌نما» بوده است. ویژه برنامه راه‌نما که با الگویی متفاوت و به سبک ارائه‌های استاندارد جهانی (TED) طراحی شده است، بستری را فراهم می‌کند که ایده‌های سیاستی و راهبردی به شکلی صریح، منسجم و مسئله‌محور ارائه شوند. سخنرانان بخش «راه‌نما» در این رویداد، با تمرکز بر کلیدواژه «ابتکارات ایران»، تلاش می‌کنند نقشه راهی برای عبور از چالش‌های فعلی و ارتقای جایگاه کشور در معادلات بین‌المللی ترسیم نمایند. حمیدرضا فرتوک زاده عضو هیات علمی دانشگاه صنعتی مالک اشتر، یکی از ارائه‌دهندگان در ویژه برنامه راه‌نما بود که درخصوص ضرورت افزایش تاب آوری ایران تهیه شده بود.

افزایش تاب‌آوری اقتصاد ایران؛ گذار به تجارت خارجی Closed-loop

در تحلیل وضعیت کنونی اقتصاد ایران و چالش‌های عمیق ناشی از تنش‌های ارزی، نیازمند یک چارچوب نظری منسجم هستیم که فراتر از تحلیل‌های سطحی روزمره باشد. این چارچوب، که ذیل عنوان کلان «ایلاف» معرفی می‌شود، راهبردی برای توسعه صنعتی ایران است. نقطه عزیمت این بحث، آسیب‌شناسی تجارت خارجی ایران با استفاده از مفاهیم تفکر سیستمی و تفاوت میان سیستم‌های حلقه‌باز (Open Loop) و سیستم‌های حلقه‌بسته (Closed Loop) است.

منظور از سیستم حلقه‌بسته سیستمی است که خروجی‌های آن به عنوان بازخورد (Feedback) به ورودی‌ها بازمی‌گردد و منجر به خودتنظیم‌گری، تعادل و پایداری درونی می‌شود. سیستم حلقه‌باز (واگرا) نیز سیستمی است فاقد سازکار بازخورد؛ مسیری یک‌طرفه که در آن اجزا بدون ارتباط ارگانیک با یکدیگر عمل می‌کنند و سیستم را به سمت ناپایداری می‌برند.

مسئله بنیادین این است که تجارت خارجی ایران، به ویژه طی نیم‌قرن اخیر، در یک وضعیت شدیداً «حلقه‌باز» گرفتار شده است. برای درک چرایی این وضعیت، باید به ریشه‌های تاریخی و ظهور پدیده‌ای به نام «دلار برون‌زا» بازگردیم.

اقتصاد ایران در دهه ۱۳۴۰ شمسی، دورانی از رشد متوازن و توسعه صنعتی هدفمند را تجربه کرد. در ابتدای این دهه، درآمد نفتی کشور حدود ۷۰۰ میلیون دلار بود. این درآمد محدود، به عنوان «سوخت کمکی» برای موتور محرک اقتصاد عمل می‌کرد، نه جایگزین آن. تیمی از تکنوکرات‌های زبده (مانند تیم عالیخانی) با درک درست از شرایط، توانستند زیرساخت‌های صنعتی کشور را پایه‌گذاری کنند.

اما بزنگاه انحراف، از نیمه دوم دهه ۴۰ و اوایل دهه ۵۰ آغاز شد. در این سال‌ها درآمد نفت از ۷۰۰ میلیون دلار به ۴ میلیارد دلار (سال ۴۸) و سپس به ۲۰ میلیارد دلار (سال ۵۳) رسید. در نتیجه دلاری که حاصل زحمت، نوآوری و فعل‌وانفعالات درونی اقتصاد (تولید صنعتی) نبود، بلکه از فروش ثروت طبیعی (نفت) حاصل می‌شد، با حجم عظیم وارد اقتصاد شد.

دلار برون‌زا فی‌نفسه پدیده‌ای شوم نیست؛ همان‌طور که ماهی تیلاپیا در زیست‌بوم‌های بسته و کویری (مثل یزد) منبع غذایی مفیدی است. اما اگر این گونه مهاجم به اکوسیستم‌های باز و رودخانه‌های حیاتی (مانند کارون یا خزر) وارد شود، تمام گونه‌های بومی را نابود می‌کند.

دلار نفتی در اقتصاد ایران نقش همان گونه مهاجم را ایفا کرد. ورود بی‌رویه این دلارها به «رودخانه تولید داخلی»، صنایع نوپای ملی را که توان رقابت با کالای خارجی نداشتند، بلعید و نابود کرد.

تجارت خارجی حلقه‌باز

در سیستم حلقه‌باز فعلی، میان «مجاری ارزآوری» و «مجاری ارزحی» گسست کامل وجود دارد. تجارت خارجی ایران بر دو ریل مجزا و بی ارتباط حرکت می‌کند. ریل اول که وظبفه ارزآوری را برعهده دارد و مبتنی بر صادرات نفت خام و «کامودیتی‌ها» (پتروشیمی، فولاد، مواد معدنی) است و ریل دوم که بر مصرف ارز بنا شده و واردات کالاهای اساسی (غذا) و کالاهای صنعتی/واسطه‌ای را پوشش می‌دهد.

در نتیجه دلارهای نفتی و کامودیتی وارد یک استخر مرکزی (اغلب تراستی‌ها) می‌شوند و سپس بدون هیچ استراتژی صنعتی، به واردکنندگانی تخصیص می‌یابند که هر کالایی را از هر مبدایی که بخواهند وارد کنند. در این الگو، یک واردکننده گوشت، نیازی نمی‌بیند که گوشت را از کشوری بخرد که آن کشور خریدار کالای ایرانی باشد. او گوشت را از نیوزیلند یا برزیل می‌خرد که هیچ کالای صنعتی از ایران نمی‌خرند و دلار نفتی را به آن‌ها می‌دهد. این یعنی قطع بازخورد.

ابتکار تجارت حلقه‌بسته

گذار به سیستم حلقه‌بسته به معنای متصل کردن هوشمندانه جریان واردات به جریان صادرات است. در گفتگویی با سفیر پاکستان، این ایده مطرح شد که ایران گوشت قرمز را با دلار نفتی از نیوزیلند/برزیل می‌خرد یعنی خروج یک‌طرفه ارز. تحت این ابتکار ایران گوشت را از پاکستان وارد کند و در مقابل، پاکستان خودروی ایرانی (مانند تارا) و کالای صنعتی بخرد. این ایده مورد تایید و استقبال سفیر پاکستان قرار گرفت.

با عملیاتی‌کردن این ابتکار، احیای صنایع قابلیت‌پایه اتفاق می‌افتد. یعنی صنایعی مانند نساجی، کیف و کفش، لوازم خانگی و قطعه‌سازی که امروز «آرایش صادراتی» ندارند، با تضمین بازار (مثلا در ازای واردات گوشت)، مجبور به ارتقای کیفیت و صادرات می‌شوند. همچنین امنیت لجستیکی کشور نیز ارتقا می‌یابد و به کمک تجارت با همسایگان (پاکستان، روسیه، آسیای میانه) ریسک حمل‌ونقل دریایی و تحریم‌های بیمه‌ای کاهش می‌دهد. همچنین این ابتکار سبب حذف دلار نیز می‌شود و امکان استفاده از پیمان‌های پولی دوجانبه و تهاتر فراهم می‌شود.

تاریخ توسعه صنعتی ایران سه بزنگاه تلخ را در مواجهه با نظم آنگلوساکسونی (بریتانیا و سپس آمریکا) تجربه کرده است که مانع از شکل‌گیری این حلقه‌های بسته شد. در دوره پهلوی اول تلاش برای خرید ذوب‌آهن از آلمان که توسط بریتانیا در دریا مصادره شد. و در دوره پهلوی دوم نیز تلاش مجدد برای ذوب‌آهن که با کارشکنی غرب مواجه شد و نهایتاً از طریق شوروی (در قالب یک معامله پایاپای/حلقه‌بسته) به دست آمد. همچنین حتی در دوره جمهوری اسلامی نیز پروژه خودروی ال-۹۰ (تندر ۹۰) با رنو نیز نمونه‌ای از این بزنگاه‌های تلخ است. در این پروژه اگرچه قرار بود ایران در زنجیره جهانی رنو قرار گیرد (تولید قطعه در ازای صادرات)، اما تحریم‌های هسته‌ای و «اضطراب ژئوپلیتیک» این حلقه را شکست.

در مقابل، بزرگترین خطای ما در دهه ۹۰ این بود که تصور کردیم تحریم یک سرماخوردگی ساده است که صرفا با مُسکّن، که در قالب سیستم تراستی در امارات پدیدار شد، حل می‌شود؛ در حالی که تحریم یک «دیابت پیشرونده» بود و ما نیز به پیشرفت این بیماری کمک کردیم. یعنی ما نفت را به چین فروختیم، پول را به امارات بردیم و از طریق امارات (با کارمزد و ریسک بالا) از روسیه غلات خریدیم.

این در حالی است که باید مثلث «ایران-چین-روسیه» را شکل می‌دادیم. صادرات نفت به چین، خرید کالا از چین یا صادرات کالا به روسیه، خرید غلات از روسیه و در قالب سه‌جانبه صادرات به چین، واردات از روسیه و تسویه چین و روسیه. اگر ۱۵ سال پیش صنعت خودرو را با چین «حلقه‌بسته» می‌کردیم، امروز برای یک چراغ خودروی چینی نیازمند حواله دلار نبودیم و قیمت خودرو ۴۰ درصد پایین‌تر بود.

امروز ما درگیر یک جنگ تمام‌عیار هستیم. اظهارات مقامات آمریکایی (مانند اسکات بسنت) مبنی بر اینکه «اگر جای مردم ایران بودم ریال نگه نمی‌داشتم»، یک توصیه اقتصادی نیست؛ یک اعلام جنگ روانی است. این جنگ پتروشیمی‌ها و فولادی‌ها (که درآمد دلاری دارند) را هدف نگرفته است. هدف اصلی، صنایع قابلیت‌پایه و کوچک‌مقیاس از جمله صنعت پوشاک (با ۱۰۰ تا ۲۰۰ هزار زن سرپرست خانوار) و صنعت کیف و کفش، مبلمان و لوازم خانگی هستند.

وقتی شوک ارزی (ناشی از مدل حلقه‌باز) رخ می‌دهد، قدرت خرید مردم سقوط می‌کند. مردم خرید لباس و مبل را متوقف می‌کنند. در نتیجه تعطیلی کارگاه‌ها و بیکاری شریف‌ترین اقشار جامعه رخ می‌دهد. این همان بی‌پناهی است که در قحطی بزرگ ۱۲۹۶ با مکیدن غلات ایران توسط بریتانیا و به کمک قدرت لیره استرلینگ رخ داد و در نوبت‌های بعدی از جمله تورم‌های دهه ۵۰ نیز تجربه شد.

بسته‌های ایلاف برای افزایش تاب‌آوری اقتصادی

راه نجات، انتظار برای رفع تحریم نیست. بازسازی روایت توسعه صنعتی ایران باید همین امروز و در دل تحریم آغاز شود. راهکار عملیاتی، ایجاد «بسته‌های ایلاف» است که در قالب سه محور زیر قابل خلاصه‌سازی است:

  1. کشاورزی برای داخل: کشاورزی ایران با توجه به بحران آب، نباید منبع ارزآوری (صادرات هندوانه/لبنیات ارزان) باشد. کشاورزی باید در یک حلقه بسته، صرفاً امنیت غذایی داخل را تأمین کند تا قیمت غذا تابع نوسان دلار نشود.
  2. صنعت برای صادرات: ارز مورد نیاز کشور باید از صادرات کالای صنعتی (نه فقط نفت و مواد خام) به بازارهای مکمل (روسیه، عراق، پاکستان، آفریقا) تأمین شود.
  3. دولت تسهیل‌گر: دولت به جای تزریق ارز ترجیحی (که رانت می‌آفریند)، باید زیرساخت «اتصال» را فراهم کند. مثلاً سازکاری ایجاد کند که صادرکننده مبل به روسیه، بتواند اعتبار ریالی بگیرد و واردکننده نهاده دامی از روسیه، ارز آن صادرکننده را دریافت کند (ریال آفشور و کارنسی سواپ).

اگر اقتصاد را به این ماژول‌های مقاوم و حلقه‌های بسته تبدیل کنیم، ابزار تحریم کند می‌شود. اما اگر همچنان بر مدل «نفت بفروش، دلار بگیر، کالا بخر» اصرار کنیم، دشمن با یک شوک کوچک به بازار ارز، امنیت ملی و معیشت مردم را به گروگان می‌گیرد. بنابراین توسعه صنعتی و امنیت ملی ایران بر مبنای این ابتکار، نه در گروی رفع تحریم، بلکه در گروی چگونگی «آرایش» ما در برابر تحریم است.

انتهای پیام/ تجارت و دیپلماسی



جهت احترام به مخاطبان فرهیخته، نظرات بدون بازبینی منتشر می شود. لطفا نظرات خود را جهت تعميق و گسترش بحث ارائه نمایید. نظرات حاوی توهين، افترا و تهمت به ديگران پاک می شود.