مسیر اقتصاد/ در میانه تنشهای سیاسی و امنیتی اخیر، روزنامه والاستریتژورنال در یادداشتی تحلیلی پیشنهادی را مطرح کرده که از تغییر زمین بازی در مواجهه آمریکا با ایران حکایت دارد. نویسنده این یادداشت با صراحت مینویسد که حمله نظامی، اگرچه همواره یکی از گزینههای روی میز بوده، اما پرهزینه، پرریسک و غیرقابلکنترل است. در مقابل، او راهکاری را پیشنهاد میکند که بهزعمش میتواند اثری همسنگ یا حتی مؤثرتر داشته باشد: ضربه زدن به شبکههای انتقال پول ایران، بهویژه درآمدهای حاصل از فروش نفت.
بهجای حمله نظامی، شریان مالی ایران را قطع کنید
در استدلال والاستریتژورنال، نقطه اتکای ایران برای تابآوری در برابر تحریمها نه توان نظامی، بلکه توانایی جابهجایی پول خارج از نظام رسمی بانکی است. نویسنده توضیح میدهد که ایران طی سالهای تحریم، شبکهای از حسابها، شرکتهای واسطه و سازوکارهای غیرشفاف مالی ایجاد کرده که امکان دریافت، نگهداری و انتقال درآمدهای نفتی را بدون عبور از کانالهای رسمی فراهم میکند. این شبکه عمدتاً در بیرون از مرزهای ایران و در مراکز مالی منطقهای، بهویژه امارات متحده عربی، متمرکز است.
نکته کلیدی تحلیل والاستریتژورنال این است که همین «غیررسمی بودن» که تاکنون به ایران امکان دور زدن تحریمها را داده، اکنون به یک نقطه ضعف تبدیل شده است. این شبکهها بهدلیل اتکای غیرمستقیم به نظام مالی جهانی، وابستگی به واسطهها و تمرکز جغرافیایی، اهدافی قابل شناسایی و قابل مسدودسازی هستند. به بیان دیگر، آمریکا میتواند بدون ورود به جنگ، از طریق فشار حقوقی، مالی و اطلاعاتی، جریان پول نفت ایران را مختل کند.
حمله مالی کمهزینهتر و اثرگذارتر از حمله نظامی
این چارچوب تحلیلی، اگرچه از زاویه دید آمریکایی نوشته شده، اما برای ایران حامل یک پیام مهم است: در منطق طرف مقابل، «امنیت اقتصادی ایران» دقیقاً در همان نقطهای تعریف میشود که «نقلوانتقال پول تجارت خارجی» قرار دارد. به همین دلیل، توصیه به حمله مالی جایگزین حمله نظامی میشود؛ زیرا هزینه آن کمتر، احتمال موفقیتش بیشتر و تبعات سیاسیاش قابلمدیریتتر است.
وابستگی ایران به شبکههای تراستی امنیت اقتصادی را تهدید میکند
واقعیت آن است که طی سالهای اخیر، بخش قابل توجهی از درآمدهای نفتی ایران از مسیرهایی جابهجا شده که ذاتاً موقتی و پرخطر بودهاند. شبکههای تراستی، حسابهای واسطهای و شرکتهای صوری، هرچند امکان فروش نفت را حفظ کردهاند، اما بهطور همزمان اقتصاد کشور را به مجموعهای از گلوگاههای آسیبپذیر وابسته کردهاند. یادداشت والاستریتژورنال دقیقاً همین گلوگاهها را نشانه میگیرد.
از این منظر، مسئله اصلی تنها تهدید خارجی نیست، بلکه ساختار انتقال پول در تجارت خارجی ایران است. تا زمانی که دریافت و مصرف درآمدهای نفتی به شبکههایی وابسته باشد که خارج از کنترل رسمی کشور قرار دارند، هر تغییر در معادلات سیاسی میتواند به شوک ارزی، اختلال تجاری یا انسداد منابع منجر شود. این همان نقطهای است که امنیت اقتصادی و سیاست خارجی به هم گره میخورند.
«ایجاد سازِکارهای رسمی» تنها راه کاهش آسیبپذیری
تحلیل ارائهشده در این رسانه آمریکایی بهطور ضمنی نشان میدهد که کاهش این آسیبپذیری، تنها با متنوعسازی واسطهها ممکن نیست. جایگزینی یک مسیر غیررسمی با مسیر غیررسمی دیگر، مسئله را حل نمیکند. آنچه میتواند ریسک را کاهش دهد، حرکت به سمت سازوکارهای رسمی، پایدار و دوجانبه در انتقال پول تجارت است؛ سازِکارهایی که بر همکاری مستقیم با شرکای راهبردی و کموابسته به نظام مالی غرب استوار باشند.
در چنین چارچوبی، همکاری بانکی هدفمند با کشورهایی مانند چین و روسیه، استفاده از پولهای ملی، ایجاد حسابهای متقابل و نهادهای مالی مشترک، دیگر تنها گزینههای اقتصادی نیستند، بلکه به ابزارهای امنیت اقتصادی تبدیل میشوند. اگر میدان اصلی تقابل، میدان مالی است، پاسخ ایران نیز ناگزیر باید در بازطراحی زیرساخت مالی تجارت خارجی جستوجو شود؛ زیرساختی که وابستگی آن به شبکههای تراستی منطقهای، بهتدریج و بهصورت برنامهریزیشده کاهش یابد.
منبع: والاستریتيورنال
انتهای پیام/ تجارت و دیپلماسی

