به گزارش مسیر اقتصاد چین امروز بزرگترین تولیدکننده برق خورشیدی و بادی در جهان است و بخش عمدهای از ظرفیت جدید نیروگاهی این کشور به انرژیهای تجدیدپذیر اختصاص دارد. سیاستگذاران چینی بهطور رسمی بر کاهش شدت کربن، افزایش سهم انرژی پاک و دستیابی به اهداف اقلیمی بلندمدت تأکید کردهاند. در عین حال مقامات چینی آگاهند که گذار انرژی بدون تضمین پایداری شبکه برق، میتواند هزینههای اقتصادی و اجتماعی سنگینی به همراه داشته باشد.
نقش زغالسنگ در شبکه برق چین؛ از تولید پایه تا برق پشتیبان
برخلاف تصور رایج، نیروگاههای جدید زغالسنگ در چین الزاماً برای افزایش تولید مستمر برق طراحی نشدهاند. بخش مهمی از این ظرفیتها با هدف ایفای نقش پشتیبان شبکه ایجاد شدهاند؛ یعنی زمانی وارد مدار میشوند که تولید برق خورشیدی یا بادی به دلیل شرایط جوی کاهش مییابد.
در واقع، زغالسنگ در راهبرد جدید انرژی چین، بیش از آنکه «ستون اصلی تولید» باشد، بهعنوان ضامن پایداری شبکه تعریف میشود. این نگاه، بخشی از واقعیت فنی گذار انرژی است که در بسیاری از روایتهای رسانهای نادیده گرفته میشود.
برخی رسانهها و نهادهای غربی، افزایش ظرفیت نیروگاههای زغالسنگ در چین را نشانه عقبنشینی از تعهدات اقلیمی معرفی میکنند. اما از نگاه پکن، کشورهایی که خود دههها با اتکا به سوختهای فسیلی صنعتی شدهاند، اکنون نمیتوانند بدون توجه به شرایط فنی و اقتصادی، نسخهای یکسان برای همه اقتصادها تجویز کنند.
زغالسنگ «جدید» با فناوری «قدیمی» فرق دارد
نکتهای که در تحلیل سیاست انرژی چین برجسته میشود، تفاوت میان نیروگاههای زغالسنگ سنتی و نسل جدید این نیروگاههاست. بسیاری از واحدهای جدید با راندمان بالاتر، مصرف سوخت کمتر و آلایندگی کنترلشدهتر طراحی شدهاند و همزمان بخشی از ظرفیتهای فرسوده قدیمی از مدار خارج میشود. از این منظر، چین تلاش میکند ضمن حفظ ظرفیت پشتیبان لازم، شدت آلایندگی تولید برق زغالسنگی را کاهش دهد و آن را با اهداف بلندمدت اقلیمی سازگارتر کند.
واقعیت فنی گذار انرژی؛ محدودیتهای تجدیدپذیرها
تجربه چین نشان میدهد که حتی با سرمایهگذاری گسترده در انرژیهای تجدیدپذیر، محدودیتهایی مانند ناپایداری تولید، نیاز به ذخیرهسازی گسترده و هزینه بالای باتریها همچنان پابرجاست. تا زمانی که این چالشها بهطور کامل حل نشوند، شبکه برق بدون منابع پشتیبان قابل اتکا، آسیبپذیر خواهد بود. در چنین شرایطی، زغالسنگ برای چین نه یک انتخاب ایدئولوژیک، بلکه یک ضرورت فنی و اقتصادی موقت محسوب میشود.
آنچه از سیاست انرژی چین برمیآید، ترکیب همزمان توسعه سریع انرژیهای تجدیدپذیر با حفظ ظرفیت زغالسنگ برای تضمین امنیت انرژی است. این رویکرد نشان میدهد که گذار انرژی، بهویژه در اقتصادهای بزرگ و صنعتی، فرآیندی پیچیده و چندلایه است که نمیتوان آن را صرفاً با شاخصهای نمادین یا قضاوتهای سیاسی ارزیابی کرد. چین با اولویت دادن به پایداری شبکه و امنیت انرژی، تلاش میکند گذار انرژی را به مسیری کمهزینهتر و کمریسکتر برای اقتصاد خود تبدیل کند؛ مسیری که شاید با روایتهای سادهانگارانه همخوان نباشد، اما با واقعیتهای فنی و اقتصادی جهان امروز سازگارتر است.
منبع: گلوبال تایمز
انتهای پیام/ انرژی

