به گزارش مسیر اقتصاد به تازگی سه کشور ایران، چین و روسیه در راستای یک تحول چشمگیر ژئوپلیتیکی، رسماً پیمان راهبردی جامع امضا کردند که به عنوان یکی از مهمترین تغییرات در روابط بینالملل قرن بیست و یکم محسوب میشود. هرچند متن کامل این توافقنامه به تدریج از سوی سه دولت منتشر میشود، اما رسانههای دولتی در تهران، پکن و مسکو این امر را تأیید و آن را سنگبنای نظم چندقطبی جدید توصیف کردهاند.
پیام راهبردی پیمان سهجانبه
این پیمان در راستای دههها همکاری فزاینده بین این سه کشور منعقد شده است. البته، ایران و روسیه پیش از این پیمان مشارکت جامع راهبردی ۲۰ساله را جهت تعمیق روابط اقتصادی، سیاسی و دفاعی و کاهش تأثیر تحریمهای غرب منعقد کرده بودند. این پیمان در ژانویه ۲۰۲۵ امضا و سال گذشته به اجرا درآمد. همچنین، ایران و چین در چارچوب توافق همکاری ۲۵ساله به دنبال گسترش تجارت، زیرساختها و ادغام انرژی هستند. اما توافق سهجانبه اخیر، مسائلی از حاکمیت هستهای و همکاری اقتصادی تا هماهنگی نظامی و راهبرد دیپلماتیک را همسو میسازد.
البته، این توافق یک پیمان دفاعی متقابل رسمی شبیه به ماده ۵ ناتو نیست که یکی را موظف به دفاع نظامی از سایرین کند. توافقهای گذشته بین ایران و روسیه همیشه فاقد تضمین دفاعی الزامآور بودند. در مقابل، به نظر میرسد این پیمان سه قدرت بزرگ را در یک ائتلاف ژئوپلیتیکی گسترده به هم پیوند میدهد که در راستای مخالفت با سلطه نظامی و زورگویی اقتصادی غرب گام برمیدارند.
محور اصلی این توافق، موضع یکپارچه علیه اعمال مجدد تحریمها علیه ایران است که به برنامه هستهای این کشور در چارچوب برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) سال ۲۰۱۵ مربوط میشود. تهران، پکن و مسکو پیش از این بیانیههای مشترکی در مخالفت با تلاشهای اروپا برای فعال کردن مکانیسم ماشه صادر و اعلام کردهاند که ملاحظات شورای امنیت سازمان ملل در مورد توافق هستهای خاتمه یافته است. بنابراین، این پیمان سهجانبه به همان اندازه که در مورد سازِکارهای دفاعی یا اقتصادی ملموس است، در مورد اهرم دیپلماتیک و روایت راهبردی نیز صدق میکند.
پیامدهای مهم منطقهای و جهانی
امضای این پیمان با افزایش تنشها بین ایالات متحده و ایران همزمان شده است. دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، تهدیدهای خود مبنی بر اقدام نظامی علیه ایران را در صورتعدم دستیابی به توافقی از طریق مذاکره در مورد فعالیتهای هستهای تهران را تکرار و حتی ناو هواپیمابر تهاجمی آمریکایی را به غرب آسیا اعزام کرده است. در چنین شرایطی، این پیمان راهبردی جدید به عنوان سپری در برابر فشار نظامی یکجانبه ایالات متحده، هم برای تهران و هم برای شرکایش عمل میکند. این سه دولت با ارائه یک جبهه متحد، قصد دارند واشنگتن را مجبور به مذاکره از موضع محدودیت به جای تسلط کنند.
برای غرب نیز موازنه قدرت در حال تغییر است. ایران که در سالهای اخیر توسط سیاستهای غرب منزوی شده بود، اکنون حمایت دو عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل را دارد. این امر، جایگاه منطقهای تهران را در عراق، سوریه و خلیج فارس تقویت و راهبردهای بازدارندگی متعارف اعمال شده توسط ایالات متحده و شرکایش در خلیج فارس را پیچیدهتر میکند. همچنین، این پیمان جاهطلبیهای اروپا برای حفظ نفوذ مستقل در دیپلماسی خاورمیانه را تضعیف میکند. قدرتهای اروپایی بارها تلاش کردهاند تا اقدامات تنبیهی تهدید کنند، اما هماهنگی ایران، چین و روسیه این تلاشها را خنثی و محدودیتهای دیپلماتیک اروپا را در جهان کنونی آشکار کرده است.
پیامدهای اقتصادی با محوریت غلبه بر تحریمهای غرب
از نظر اقتصادی، این توافق نشاندهنده ادغام عمیقتر بین سه اقتصاد مهم غیرغربی جهان است. روسیه و چین پیش از این روی توافقنامههای حفاظت از سرمایهگذاری و تجارت دوجانبه کار کردهاند که برای دور زدن سیستمهای مالی غربی، مانند سوئیفت، طراحی شدهاند. یک پیمان سهجانبه به طور بالقوه ایجاد سازِکارهای مالی جایگزین و مسیرهای تجاری را تسریع میکند که اهرم اقتصادی غرب را بیشتر تضعیف میکند. ایران به ویژه با ادامه ابتکارات کمربند و جاده چین و تلاش روسیه برای یافتن جایگزینهایی برای بازارهای اروپاییِ تحت تحریم، دسترسی گستردهتری به بازارها و سرمایهگذاریها پیدا میکند. در مجموع، این تحولات حاکی از افزایش جریانهای تجاری و کاهش آسیبپذیری در برابر سیستم مالی دلارمحور ایالات متحده است.
تقویت پویاییهای نظامی و راهبردی
هرچند این پیمان یک اتحاد رسمی نیست، اما همکاری نظامی بین این سه کشور را تقویت میکند. چین و روسیه رزمایشهای دریایی مشترک منظمی را در اقیانوس هند و آبهای خلیج فارس انجام دادهاند که ایران نیز در آنها شرکت داشته و این امر نشاندهنده قابلیت همکاری و منافع امنیتی مشترک است. از نظر راهبردی، این پیمان احتمالاً منجر به برنامهریزی دفاعی هماهنگتر و اشتراکگذاری دادهها خواهد شد، حتی اگر به یک پیمان الزامآور برای مداخله نظامی منجر نشود. برای ایالات متحده و شرکای آن در ناتو، تهدید در مناطق مختلف را افزایش میدهد؛ زیرا هرگونه تشدید تنش با ایران اکنون خطر واکنشهای راهبردی گسترده با مشارکت پکن و مسکو را به همراه دارد که آستانه درگیری را افزایش و اثربخشی تهدیدهای یکجانبه را کاهش میدهد.
تأثیر بلندمدت جهانی توافق ایران-روسیه-چین
در بلندمدت، این پیمان بازسازی چندقطبی روابط بینالملل را تسریع میکند. در دهههای اخیر، ایالات متحده و شرکایش بر ساختار حکومت جهانی از نظام تجاری گرفته تا پیمانهای امنیتی، تسلط داشتهاند. اتحاد ساختاریافته ایران، چین و روسیه نشاندهنده یک محور جایگزین است که هژمونی غرب را نه از طریق رقابت ایدئولوژیک، بلکه از طریق توازن قدرت عملگرایانه به چالش میکشد. اینکه این پیمان به توافق دفاعی عمیقتر تبدیل میشود یا در حد چارچوب دیپلماتیک و راهبردی باقی میماند، هنوز مشخص نیست. اما بدون تردید مرکز قدرت جهان نه به سمت یک دوگانگی ساده «شرق در مقابل غرب»، بلکه به سمت یک نظم جهانی چندقطبی و رقابتی در حال چرخش است که در آن اهرم دیپلماتیک، تابآوری اقتصادی و همکاری نظامی به شیوههای جدید و غیرقابل پیشبینی همگرا میشوند.
منبع: میدل ایست مانیتور
انتهای پیام/ تجارت و دیپلماسی

