به گزارش مسیر اقتصاد مرکز سیاست انرژی دانشگاه کلمبیا، به عنوان یک اندیشکده آمریکایی، به تازگی گزارشی از ابعاد وقوع جنگ احتمالی در غرب آسیا بین ایران و آمریکا پرداخته است. بر اساس گزارش این دانشگاه غرب آسیا همچنان قلب تپنده بازار جهانی انرژی است. بخش بزرگی از صادرات نفت جهان از این منطقه عبور میکند و هرگونه افزایش ریسک امنیتی، بلافاصله در قیمتها منعکس میشود. مسئله اصلی نه توقف کامل صادرات، بلکه افزایش «ریسک ادراکشده» در بازار است؛ عاملی که بهتنهایی برای جهش قیمت نفت کافی است.
حتی بدون اختلال فیزیکی گسترده در عرضه، تنها احتمال درگیری میتواند هزینه بیمه حملونقل، هزینه تأمین مالی و در نهایت قیمت نهایی نفت را افزایش دهد؛ روندی که پیش از هر چیز به بیثباتی اقتصادی در کل منطقه غرب آسیا دامن میزند.
بیثباتی منطقهای؛ هزینهای که فقط متوجه یک کشور نیست
درگیری نظامی پیامدی محدود به یک بازیگر ندارد. کشورهای منطقه، اعم از صادرکننده یا واردکننده انرژی، با افزایش نااطمینانی اقتصادی مواجه میشوند. سرمایهگذاری به تعویق میافتد، هزینههای مالی بالا میرود و برنامههای توسعهای کشورها تحت فشار قرار میگیرد.
کشورهای غرب آسیا در سالهای اخیر تلاش کردهاند تصویر باثباتتری از خود برای جذب سرمایه و اجرای پروژههای بلندمدت انرژی و زیرساختی ارائه دهند؛ اما تشدید تنش نظامی میتواند این مسیر را مختل و کل منطقه را وارد چرخهای از احتیاط، توقف سرمایهگذاری و افزایش ریسک کند.
افزایش قیمت نفت؛ ضربهای که به غرب بازمیگردد
نکته کلیدی در تحلیل دانشگاه کلمبیا آن است که افزایش قیمت نفت، بیش از آنکه یک مزیت پایدار برای تولیدکنندگان باشد، به زیان اقتصادهای مصرفکننده بزرگ تمام میشود. جهش قیمت نفت مستقیماً به افزایش هزینه انرژی، فشار تورمی و کاهش قدرت خرید در اقتصادهایی مانند آمریکا منجر میشود.
اقتصاد ایالات متحده، با وجود تولید بالای نفت، همچنان بهشدت نسبت به قیمت جهانی انرژی حساس است. افزایش قیمت بنزین و فرآوردههای نفتی میتواند نارضایتی اجتماعی، فشار سیاسی و اختلال در سیاستهای مهار تورم را تشدید کند؛ موضوعی که تصمیمگیران آمریکایی آن را بهخوبی میشناسند.
بازار نفت و واکنش سریع به ریسک جنگ در غرب آسیا
بازار نفت برخلاف بسیاری از بازارها، به رویدادها پیشدستانه واکنش نشان میدهد. به این معنا که حتی پیش از وقوع درگیری واقعی، قیمتها بر اساس سناریوهای بدبینانه تنظیم میشوند. در چنین شرایطی، مصرفکنندگان جهانی هزینهای را میپردازند که ریشه آن نه در کمبود واقعی، بلکه در فضای نااطمینانی ژئوپلیتیک است. چنین واکنشی میتواند بهسرعت به سایر بازارها سرایت کند؛ از حملونقل و صنایع گرفته تا بازارهای مالی و ارز.
بر این اساس درگیری نظامی در غرب آسیا یک بازی پرهزینه برای کل جهان است. بیثباتی منطقهای و افزایش قیمت نفت، زنجیرهای از پیامدها را ایجاد میکند که در نهایت بخش مهمی از هزینه آن به اقتصادهای غربی و مصرفکنندگان نهایی منتقل میشود. به بیان دیگر نفت همچنان متغیری تعیینکننده در اقتصاد جهانی است و هرگونه تنش در پیرامون ایران، پیامدهایی فراتر از مرزهای منطقه خواهد داشت؛ پیامدهایی که بهویژه برای کشورهایی که مدعی مدیریت اقتصاد جهانی هستند، خوشایند نخواهد بود.
منبع: مرکز سیاست انرژی دانشگاه کلمبیا
انتهای پیام/ انرژی

