به گزارش مسیر اقتصاد در سال ۲۰۲۵ میلادی، بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید با احیای سیاستی همراه شد که پیشتر به یکی از شاخصترین ویژگیهای دوره اول ریاستجمهوری او تبدیل شده بود: تعرفههای تجاری گسترده برای مهندسی روابط تجاری و تقویت تولید داخلی آمریکا. در سطح سیاسی و رسانهای، این سیاست بهعنوان ابزاری قاطع برای حمایت از صنایع آمریکایی و کاهش وابستگی به زنجیرههای تأمین خارجی معرفی شد.
با این حال، دادههایی که به تازگی توسط رسانه پولیتیکو بررسی شدهاند، تصویر متفاوتی از اجرای این سیاست ارائه میکنند؛ تصویری که نشان میدهد میان آنچه اعلام شد و آنچه در عمل اجرا شد، فاصلهای معنادار وجود دارد.
تعرفههای گسترده روی کاغذ، معافیتهای گسترده در عمل
بر اساس تحلیل پولیتیکو از دادههای وارداتی آمریکا، اگرچه دامنه تعرفههای اعلامشده بسیار وسیع بوده و بخش بزرگی از واردات (بیش از ۱۶۰۰ میلیارد دلار) را در بر میگرفته، اما سهم قابلتوجهی از کالاها عملاً مشمول تعرفه نشدهاست. این وضعیت نتیجه ترکیبی از معافیتهای رسمی، استثناهای موردی و سازِکارهای اجرایی است که به واردکنندگان اجازه داده است از پرداخت تعرفهها اجتناب کنند.
در واقع، سیاست تجاری و تعرفهای آمریکا بیش از آنکه یک دیوار یکپارچه باشد، به شبکهای از مقررات تبدیل شده که در آن، بسیاری از کالاها از مسیرهای قانونی یا شبهقانونی از زیر بار تعرفه خارج شدهاست.
چرا تعرفهها بهطور کامل اجرا نشدند؟
پولیتیکو چند عامل کلیدی را در تضعیف اجرای تعرفهها برجسته میکند:
نخست، دامنه وسیع معافیتها. دولت آمریکا برای جلوگیری از اختلال در زنجیرههای تأمین حیاتی، بهویژه در بخشهایی مانند انرژی، مواد اولیه صنعتی و برخی کالاهای واسطهای، ناچار به اعطای معافیتهای گسترده شده است.
دوم، فشار صنایع داخلی. بسیاری از تولیدکنندگان آمریکایی خود وابسته به واردات قطعات و مواد اولیه هستند. اعمال سختگیرانه تعرفهها میتوانست هزینه تولید را افزایش دهد و بهجای حمایت، به تضعیف رقابتپذیری این صنایع منجر شود.
سوم، ملاحظات سیاسی و دیپلماتیک. در مواردی، معافیتها به ابزاری برای مدیریت روابط با شرکای تجاری خاص تبدیل شدهاند؛ بهویژه کشورهایی که آمریکا تمایل ندارد تنش تجاری با آنها تشدید شود.
سیاست تعرفهای؛ ابزار مهندسی یا پیام سیاسی؟
یافتههای این گزارش یک نکته مهم را برجسته میکند: تعرفهها تنها یک ابزار اقتصادی نیستند و به بخشی از پیام سیاسی دولت آمریکا نیز تبدیل شدهاند. اعلام تعرفههای گسترده، پیام روشنی به بازارها و شرکای تجاری ارسال میکند؛ حتی اگر اجرای کامل آنها به دلایل عملی، اقتصادی یا سیاسی ممکن نباشد.
از این منظر، شکاف میان اعلام و اجرا لزوماً به معنای شکست سیاست تعرفهای نیست، بلکه نشاندهنده پیچیدگی مهندسی تجارت در اقتصاد جهانی امروز است؛ اقتصادی که در آن قطع کامل زنجیرههای تأمین، هزینههایی دارد که حتی دولتهای متمایل به حمایتگرایی نیز ناچار به در نظر گرفتن آن هستند.
سیاست تجاری و تعرفهای ترامپ پر از استثناست
سیاست تعرفهای ترامپ، برخلاف تصویر رسانهای، بیش از آنکه یک اقدام یکپارچه و سختگیرانه باشد، مجموعهای از تصمیمات تعدیلشده و پر از استثناست. برای تحلیلگران اقتصادی، این شکاف میان سیاست اعلامی و اجرای واقعی، خود به اندازه اصل سیاست تعرفهای اهمیت دارد؛ چراکه نشان میدهد مهندسی تجارت جهانی، بیش از شعار و اعلام، به ظرفیت اجرایی و تحمل هزینههای اقتصادی وابسته است.
منبع: پولیتیکو
انتهای پیام/ تجارت و دیپلماسی

