۱۴ بهمن ۱۴۰۴

مسیر اقتصاد؛ رسانه تصمیم‌سازان اقتصاد ایران

شناسه: ۲۱۸۷۴۵ ۱۴ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۱:۴۰ دسته: دسته‌بندی نشده
۰

در پرونده‌های بزرگ اقتصادی، رسانه تنها نقش اطلاع‌رسان را ایفا نمی‌کند، بلکه به‌طور ناخواسته بخشی از فرآیند سیاست‌گذاری می‌شود. نحوه روایت رسانه‌ای پرونده‌های ارزی می‌تواند کانون توجه افکار عمومی را از مسئله اصلی، یعنی ساختارهای معیوب حکمرانی، به چهره‌ها و حاشیه‌ها منتقل کند؛ انتقالی که هزینه اصلاح سیاست‌ها را افزایش می‌دهد و امکان تکرار خطاها را بالا می‌برد.

مسیر اقتصاد/ در اقتصادهای مدرن، رسانه تنها ناظر بیرونی سیاست‌گذاری نیست. نحوه روایت رسانه‌ای یک مسئله اقتصادی می‌تواند مسیر تصمیم‌گیری، نوع مطالبه‌گری و حتی اولویت‌های اصلاحی را شکل دهد. پرونده‌های بزرگ اقتصادی و به ویژه پرونده‌های فساد ارزی از این منظر، آزمونی برای کارکرد رسانه در حکمرانی عمومی هستند. در چنین پرونده‌هایی، آنچه برجسته می‌شود و آنچه در حاشیه می‌ماند، تعیین می‌کند که افکار عمومی چه چیزی را «مسئله اصلی» تلقی کند.

روایت‌های شخص‌محور به‌جای تحلیل ساختاری

یکی از الگوهای رایج در پوشش رسانه‌ای پرونده‌های اقتصادی، تمرکز بر چهره‌های شناخته‌شده سیاسی یا مدیریتی است. این تمرکز، اگرچه جذابیت خبری دارد، اما به‌تدریج مسئله را از سطح «خطای ساختاری» به سطح «تقصیر فردی» تقلیل می‌دهد.

در پرونده‌های فساد ارزی این رویکرد باعث می‌شود که نقش سازِکارهای تخصیص ارز، نظارت بانکی و ضعف پاسخ‌گویی نهادی، کمتر دیده شود و در عوض، افکار عمومی درگیر نام‌ها و سمت‌ها شود؛ مسیری که به اصلاح سیاست‌ها کمکی نمی‌کند.

رسانه‌ها ناگزیر از ساده‌سازی هستند، اما ساده‌سازی مفرط می‌تواند به تغییر صورت‌مسئله منجر شود. در بسیاری از پرونده‌های اقتصادی، پیچیدگی فرآیندها جای خود را به روایت‌های کوتاه و خطی می‌دهد: «مجوز صادر شد، تخلف رخ داد». این روایت، هرچند قابل فهم است، اما رابطه واقعی میان مجوز، تخصیص منابع و وقوع جرم را پنهان می‌کند. وقتی این تصویر ساده‌شده به روایت غالب تبدیل شود، مطالبه عمومی نیز در همان مسیر شکل می‌گیرد و فشار اصلاحی، به‌جای نهادهای کلیدی، بر بخش‌های کم‌اثر وارد می‌شود.

انحراف افکار عمومی از متهمان اصلی در پرونده‌های فساد ارزی

روایت رسانه‌ای، تنها بر افکار عمومی اثر نمی‌گذارد؛ بلکه می‌تواند به‌طور غیرمستقیم بر مسیر رسیدگی نیز اثرگذار باشد. برجسته‌شدن برخی بازیگران و نادیده‌ماندن برخی دیگر، به‌تدریج نوعی «انتظار اجتماعی» می‌سازد که رسیدگی را به سمت خاصی هدایت می‌کند. در این فضا، تمرکز بر چهره‌های شناخته‌شده، گاه جای تحلیل فنی را می‌گیرد و این خطر را ایجاد می‌کند که پاسخ‌ها نیز در همان سطح ارائه شوند.

یکی از پیامدهای ناخواسته روایت‌های شخص‌محور، پنهان‌ماندن «متهمان ساختاری» است؛ یعنی فرآیندها، رویه‌ها و خلأهای نهادی‌ای که امکان وقوع تخلف را فراهم کرده‌اند. این متهمان، نام و چهره ندارند و به همین دلیل، کمتر وارد تیترها می‌شوند. اما تا زمانی که این بخش پنهان باقی بماند، هر برخورد قضایی، بیش از آنکه درمان باشد، به مُسکن شباهت خواهد داشت.

مسئولیت رسانه در اقتصاد سیاسی

نقش رسانه در پرونده‌های اقتصادی، تنها اخلاقی یا حرفه‌ای نیست؛ بلکه بخشی از اقتصاد سیاسی اصلاحات است. رسانه‌ای که مسئله را به‌درستی صورت‌بندی کند، می‌تواند هزینه اصلاح ساختاری را کاهش دهد و مسیر پاسخ‌گویی نهادی را هموار کند. در مقابل، رسانه‌ای که ناخواسته به بازتولید روایت‌های ساده و شخص‌محور کمک کند، ممکن است اصلاح را پرهزینه‌تر و پرریسک‌تر کند. این مسئله، به‌ویژه در اقتصادهایی با پیچیدگی نهادی بالا، اهمیت دوچندان دارد.

روایت دقیق، به‌معنای پیچیده‌گویی نیست؛ بلکه به‌معنای حفظ نسبت‌هاست. وقتی رسانه توضیح می‌دهد که جرم در کجا رخ داده و اختیار در کجا متمرکز است، افکار عمومی نیز مطالبه‌گری خود را بر همان اساس تنظیم می‌کند. در چنین شرایطی، فشار اجتماعی به سمت اصلاح سازوکارها هدایت می‌شود، نه قربانی‌سازی افراد.

پرونده‌های اقتصادی بزرگ، آزمونی برای بلوغ رسانه‌ای هستند. این پرونده‌ها نشان می‌دهند که آیا رسانه می‌تواند از جذابیت کوتاه‌مدت نام‌ها عبور کند و به مسئله‌های عمیق‌تر بپردازد یا نه. اگر روایت‌ها به‌گونه‌ای شکل بگیرد که ساختارها دیده نشوند، نتیجه آن نه شفافیت بیشتر، بلکه تداوم همان خطاهایی خواهد بود که پرونده‌ها را به وجود آورده‌اند.

انتهای پیام/ دولت و حکمرانی



جهت احترام به مخاطبان فرهیخته، نظرات بدون بازبینی منتشر می شود. لطفا نظرات خود را جهت تعميق و گسترش بحث ارائه نمایید. نظرات حاوی توهين، افترا و تهمت به ديگران پاک می شود.