به گزارش مسیر اقتصاد در ادبیات توسعه، کمتر مفهومی به اندازه «زیرساخت» بدیهی و در عین حال مناقشهبرانگیز است. جاده، بندر، راهآهن و کریدورهای ترانزیتی تقریباً همیشه بهعنوان پیششرط رشد تجارت معرفی میشوند. گزارش مفصل بانک جهانی درباره کریدورها و ابتکار «کمربند و راه» چین، این گزاره را تأیید میکند؛ اما همزمان نشان میدهد که اثرگذاری زیرساخت بر تجارت، سازِکاری پیچیدهتر از یک رابطه خطی ساده دارد.
زیرساخت چگونه تجارت را افزایش میدهد؟
نقطه شروع تحلیل بانک جهانی، کاهش «هزینه مبادله» است. زیرساخت حملونقل کارآمد، زمان، هزینه و عدمقطعیت جابهجایی کالا را کاهش میدهد. وقتی زمان رسیدن کالا کوتاهتر و قابل پیشبینیتر میشود، تجارت دیگر محدود به کالاهای کمارزش یا فلهای نیست و محصولات با ارزش افزوده بالاتر نیز وارد زنجیره مبادله میشوند.
به بیان دیگر، زیرساخت فقط حجم تجارت را افزایش نمیدهد، بلکه ترکیب آن را نیز تغییر میدهد. کشورهایی که پیشتر تنها صادرکننده مواد خام بودند، با بهبود دسترسی لجستیکی میتوانند به زنجیرههای ارزش منطقهای و جهانی متصل شوند.
کریدورها؛ بیش از یک مسیر فیزیکی
کریدورها صرفاً مجموعهای از جاده یا ریل نیستند، بلکه «فضای اقتصادی جدید» خلق میکنند. با اتصال مراکز تولید به بنادر و بازارهای مصرف، کریدورها الگوهای تجاری را بازتعریف میکنند و برخی مناطق را از حاشیه به متن تجارت جهانی میآورند.
برآوردها نشان میدهد تکمیل کریدورهای حملونقلی میتواند تجارت دوجانبه کشورهای درگیر را بهطور قابل توجهی افزایش دهد، بهویژه در کشورهایی که پیشتر با محدودیتهای شدید دسترسی مواجه بودهاند. این اثر در کشورهای محصور در خشکی، پررنگتر از سایرین است؛ جایی که هر کیلومتر جاده یا ریل جدید، میتواند تفاوتی اساسی در توان رقابت ایجاد کند.
همه کشورها به یک اندازه منتفع نمیشوند
با وجود این تصویر مثبت، گزارش بانک جهانی به یک نکته کلیدی اشاره میکند: افزایش تجارت ناشی از زیرساخت، بهطور متوازن توزیع نمیشود. کشورهایی که از پیش دارای ظرفیت تولیدی متنوع، نظام گمرکی کارآمد و محیط کسبوکار مناسب هستند، بیشترین منفعت را میبرند.
در مقابل، کشورهایی که اقتصاد آنها متکی بر چند کالای محدود است یا با موانع نهادی جدی روبهرو هستند، ممکن است تنها به مسیر عبور کالاهای دیگران تبدیل شوند؛ بدون آنکه سهم قابل توجهی از ارزش افزوده تجارت نصیبشان شود. اینجاست که زیرساخت، اگر با سیاستهای مکمل همراه نباشد، میتواند شکافهای تجاری را حتی تشدید کند.
افزایش تجارت، الزاماً افزایش صادرات نیست
یکی از یافتههای مهم گزارش بانک جهانی این است که توسعه کریدورها لزوماً به افزایش صادرات داخلی منجر نمیشود. در بسیاری از موارد، واردات سریعتر و ارزانتر از صادرات رشد میکند. این موضوع برای کشورهایی با صنایع نوپا یا آسیبپذیر، چالشبرانگیز است.
به عبارت دیگر، زیرساخت تجارت را روان میکند، اما تعیین نمیکند چه کسی برنده این تجارت باشد. بدون سیاست صنعتی، حمایت هوشمند از تولید و ارتقای توان رقابتی، باز شدن مسیرهای تجاری میتواند فشار بیشتری بر تولید داخلی وارد کند.
پیوند زیرساخت و زنجیرههای ارزش
بانک جهانی تأکید میکند که مهمترین اثر زیرساخت بر تجارت، در اتصال کشورها به زنجیرههای ارزش منطقهای و جهانی است. شرکتها زمانی حاضر به تقسیم فرآیند تولید میان چند کشور میشوند که حملونقل سریع، ارزان و قابل اتکا باشد.
در این چارچوب، زیرساخت نقش «فعالکننده» دارد. کشورهایی که بتوانند از این فرصت استفاده کنند، به تدریج از تجارت صرف کالا به تجارت وظایف و مراحل تولید منتقل میشوند؛ مسیری که ارزش افزوده بالاتری ایجاد میکند و جایگاه آنها را در اقتصاد جهانی ارتقا میدهد.
تجارت بیشتر، اما با پیششرطهای مشخص
پیام ضمنی گزارش بانک جهانی روشن است: توسعه زیرساخت، شرط لازم برای افزایش تجارت است، اما شرط کافی نیست. زیرساخت میتواند مسیرها را باز کند، اما اینکه چه کالاهایی، با چه ارزشی و به نفع چه گروههایی در این مسیرها جابهجا شوند، به کیفیت سیاستگذاری داخلی بستگی دارد.
از این منظر، کریدورها نه «ضامن» توسعه تجاری، بلکه «آزمون» آمادگی اقتصادها هستند؛ آزمونی که برخی کشورها با آمادگی نهادی و تولیدی از آن سربلند بیرون میآیند و برخی دیگر، تنها نقش گذرگاه را ایفا میکنند.
منبع: بانک جهانی
انتهای پیام/ تجارت و دیپلماسی

