به گزارش مسیر اقتصاد اتحادیه اروپا سرانجام تصمیمی را که از زمان آغاز جنگ اوکراین در دستور کار داشت، نهایی کرد: پایان واردات گاز روسیه. بر اساس مصوبه جدید، انعقاد قراردادهای جدید از همین حالا ممنوع میشوند و واردات گاز روسیه، چه از طریق خط لوله و چه به شکل گاز مایع، حداکثر تا سالهای ۲۰۲۶ و ۲۰۲۷ میلادی متوقف خواهد شد.
در ظاهر، این تصمیم ادامه همان مسیری است که اروپا با شعار «کاهش وابستگی» و «افزایش تابآوری انرژی» در دو سال گذشته آغاز کرده است. اما پشت این عبارات سیاسی، واقعیتی پیچیدهتر پنهان است؛ واقعیتی که مستقیماً به هزینههای تولید، رقابتپذیری صنعتی و حتی انسجام درونی اتحادیه اروپا مربوط میشود.
چرا گاز روسیه هنوز مسئله است؟
اروپا پیش از ۲۰۲۲ بخش قابلتوجهی از گاز مصرفی خود را از روسیه تأمین میکرد. این وابستگی تنها یک انتخاب اقتصادی نبود، بلکه بخشی از یک مدل بزرگتر بود؛ مدلی که بر انرژی ارزان، صنعت قدرتمند و صادرات رقابتی استوار شده بود.
پس از جنگ اوکراین، واردات گاز روسیه کاهش یافت، اما به صفر نرسید. بهویژه در حوزه گاز مایع، روسیه همچنان سهمی قابل توجه در بازار اروپا حفظ کرد. همین موضوع باعث شد برخی سیاستگذاران اروپایی به این جمعبندی برسند که «وابستگی نیمبند» هم از نظر سیاسی پرهزینه است و باید بهطور کامل قطع شود.
سیاست جلوتر از اقتصاد حرکت میکند
ممنوعیت گاز روسیه بیش از آنکه نتیجه یک محاسبه اقتصادی دقیق باشد، تصمیمی سیاسی است. اروپا میخواهد پیام روشنی ارسال کند: انرژی دیگر نباید ابزار فشار ژئوپلیتیکی باشد. اما مسئله اینجاست که حذف یک تأمینکننده بزرگ، بدون داشتن جایگزین ارزان و پایدار، الزاماً امنیت انرژی را افزایش نمیدهد.
واقعیت این است که گاز روسیه برای بسیاری از صنایع اروپایی، بهویژه در آلمان و اروپای مرکزی، نقشی کلیدی در حفظ هزینههای تولید داشت. جایگزین کردن این گاز با LNG وارداتی، آن هم در بازاری جهانی و پرنوسان، به معنای پذیرش هزینههای بالاتر و عدم قطعیت بیشتر است.
وابستگی جدید، با چهرهای متفاوت
اروپا با حذف گاز روسیه، از وابستگی به یک تأمینکننده مشخص فاصله میگیرد، اما همزمان به شکل فزایندهای به بازار جهانی LNG وابسته میشود. بازاری که قیمتهای آن به شرایط آبوهوایی، تقاضای آسیا و سیاستهای آمریکا گره خورده است.
به بیان دیگر، اروپا از یک وابستگی «قابل پیشبینی» به سمت وابستگی «پراکنده اما ناپایدار» حرکت میکند. این تغییر شاید از نظر سیاسی مطلوب باشد، اما از منظر اقتصادی، ریسکهای جدیدی را به همراه دارد که بهسادگی قابل مدیریت نیستند.
شکافهای پنهان در اجماع اروپایی
اگرچه این تصمیم بهطور رسمی تصویب شده، اما مخالفت برخی کشورها نشان میدهد که همه اعضای اتحادیه اروپا هزینه آن را یکسان نمیبینند. کشورهایی مانند مجارستان و اسلواکی که دسترسی محدودی به مسیرهای جایگزین دارند، نگران افزایش قیمت انرژی و فشار بر اقتصاد داخلی خود هستند.
این اختلافها یادآور یک واقعیت مهم است: سیاست انرژی اتحادیه اروپا اگرچه در بروکسل تصمیمگیری میشود، اما آثار آن در پایتختهای مختلف کاملاً متفاوت است.
گذار انرژی یا جابهجایی مسئله؟
اروپا همزمان تلاش میکند این تصمیم را در چارچوب «گذار انرژی» توجیه کند؛ افزایش سهم تجدیدپذیرها، کاهش مصرف گاز و حرکت به سمت اقتصاد کمکربن. اما حتی خوشبینانهترین سناریوها هم نشان میدهد که در کوتاهمدت، گاز همچنان نقشی حیاتی در تولید برق و صنعت اروپا دارد.
در چنین شرایطی، قطع گاز روسیه بیشتر شبیه جابهجایی مسئله است تا حل آن؛ جابهجایی از یک منبع ژئوپلیتیکی پرریسک به مجموعهای از منابع گرانتر و بیثباتتر.
منبع: رویترز
انتهای پیام/ تجارت و دیپلماسی

