به گزارش مسیر اقتصاد در سالهای اخیر، اتحادیه اروپا بهطور فزایندهای به این جمعبندی رسیده است که مدل رشد مبتنی بر جهانیشدن افسارگسیخته و وابستگی عمیق به خارج، دیگر پاسخگوی شرایط جدید اقتصاد جهانی نیست. جنگ اوکراین، بحران انرژی، اختلالهای گسترده در زنجیرههای تأمین و رقابت راهبردی با چین و آمریکا، همگی اروپا را به سمت بازتعریف سیاست صنعتی سوق دادهاند. در همین چارچوب، طرح موسوم به «ساخت اروپا» (Made in Europe) بهعنوان یکی از ستونهای اصلی سیاست صنعتی جدید اتحادیه اروپا مطرح شده است.
طرح «ساخت اروپا» چه هدفی را دنبال میکند؟
هدف اعلامی این طرح، کاهش وابستگی اروپا به کشورهای خارجی در زنجیرههای تولید راهبردی، افزایش تابآوری اقتصادی و جلوگیری از انتقال ارزش افزوده صنایع کلیدی به خارج از قاره است. سیاستگذاران اروپایی تلاش دارند با ابزارهایی مانند یارانه، مشوقهای مالی، اولویتدهی به تولیدکنندگان اروپایی و تعیین حداقل سهم محتوای داخلی، صنایع بزرگ را به سرمایهگذاری و تولید در داخل اتحادیه اروپا ترغیب کنند. این رویکرد بهویژه در صنایع راهبردی مانند خودرو، باتری، انرژیهای نو و فناوریهای پیشرفته اهمیت یافته است.
نگرانی خودروسازان اروپایی از کاهش رقابتپذیری
با این حال، آنچه در عمل خود را نشان داده، شکاف جدی میان اهداف سیاستگذاران و واقعیت ساختار تولید در اروپا است. خودروسازان بزرگ اروپایی، از جمله فولکسواگن، رنو و بیامدبلیو، اگرچه در ظاهر از تقویت تولید داخلی و کاهش ریسکهای ژئوپلیتیکی استقبال میکنند، اما نسبت به سختگیرانه شدن معیارهای محتوای اروپایی بهشدت نگراناند.
خودروسازان هشدار میدهند که صنعت خودرو اروپا طی دههها، بر پایه زنجیرههای تأمین جهانی، قطعات وارداتی و تولید فرامرزی شکل گرفته است. بسیاری از قطعات کلیدی خودرو، از باتری و نیمههادی گرفته تا مواد اولیه و قطعات الکترونیکی، یا در خارج از اروپا تولید میشوند یا وابستگی بالایی به کشورهای ثالث دارند. در چنین شرایطی، اعمال معیارهای سختگیرانه برای «ساخت اروپا» میتواند هزینه تولید را افزایش دهد، انعطافپذیری زنجیره تأمین را کاهش دهد و در نهایت رقابتپذیری خودروسازان اروپایی در بازار جهانی را تضعیف کند.
از نگاه این شرکتها، حمایتگرایی صنعتی اگر بدون توجه به واقعیتهای تولید جهانی اجرا شود، ممکن است نتیجهای معکوس داشته باشد؛ یعنی بهجای تقویت صنعت، اروپا را به بازاری گرانتر و کمرقابتتر تبدیل کند. به بیان دیگر، اروپا میخواهد زنجیره تولید را اروپایی کند، اما صنعت خودرو یادآوری میکند که این زنجیره اساساً دیگر اروپایی نیست.
وابستگی عمیق زنجیرههای تولید اروپا به خارج
مخالفت خودروسازان اروپایی، در سطحی عمیقتر، یک واقعیت مهم را آشکار میکند: وابستگی اروپا به خارج در زنجیرههای تولید، یک مسئله مقطعی یا قابل حل با چند دستورالعمل نیست. این وابستگی نتیجه دههها سیاست آزادسازی تجارت، برونسپاری تولید و تمرکز بر مزیتهای نسبی بوده است. اکنون بازگشت از این مسیر، نهتنها هزینهبر، بلکه زمانبر و همراه با افت موقت بهرهوری و رقابتپذیری است.
در واقع، چالش امروز اروپا نه انتخاب میان «حمایتگرایی یا بازار آزاد»، بلکه یافتن توازن میان امنیت اقتصادی و رقابتپذیری جهانی است. طرح «ساخت اروپا» اگرچه نشاندهنده عزم سیاسی بروکسل برای بازسازی توان تولیدی داخلی است، اما واکنش صنعت خودرو نشان میدهد که گذار به اقتصاد کمتر وابسته، بدون بازطراحی عمیق زنجیرههای تولید و سرمایهگذاریهای سنگین، ممکن نیست.
بحران اروپا در تطبیق با نظم جدید جهانی
از این منظر، اختلاف میان اتحادیه اروپا و خودروسازانش را میتوان نشانهای از یک بحران بزرگتر دانست: بحران تطبیق اقتصادهای پیشرفته با نظم جدید جهانی؛ نظمی که در آن، جهانیشدن بیهزینه به پایان رسیده، اما جایگزین آن هنوز بهطور کامل شکل نگرفته است.
اروپا در این مسیر، ناچار است میان آرمان استقلال صنعتی و محدودیتهای ساختاری اقتصاد خود، انتخابهای دشواری انجام دهد؛ انتخابهایی که نتایج آن، نهتنها صنعت خودرو، بلکه آینده رشد اقتصادی این قاره را تحت تأثیر قرار خواهد داد.
منبع: فایننشال تایمز
انتهای پیام/ تجارت و دیپلماسی

