به گزارش مسیر اقتصاد عملیات نظامی ایالات متحده در ونزوئلا در ۳ ژانویه ۲۰۲۶، از سوی واشنگتن به عنوان یک اقدام محدود در راستای مبارزه با مواد مخدر و برقراری دموکراسی مطرح شده است. اما کنترل آن بر نفت ونزوئلا نشان میدهد که الزامات انرژی و امور مالی در راهبرد ایالات متحده نقش محوری دارند. واکنشهای بینالمللی به اقدامات دولت ترامپ همچنین گویای آن است که ارز، همراه با انرژی، در کانون رقابت قدرتهای بزرگ در دوران معاصر قرار دارد.
ژئوپلیتیک تصرف ونزوئلا توسط ایالات متحده
هرچند ونزوئلا با بیثباتی سیاسی و سوءمدیریت اقتصادی و با در اختیار داشتن تقریباً ۳۰۳ میلیارد بشکه ذخایر نفتی اثباتشده، حدود ۱۷ درصد از کل ذخایر جهانی، از نظر راهبردی اهمیت بالایی نداشت. اما در سیستم انرژی جهانی امروز، حتی با کاهش قابل توجه تولید از ۵۹ درصد به ۴۷ درصد در سال ۲۰۱۰، ونزوئلا به این دلیل اهمیت یافته که نه صرفاً تولید یا کنترل، بلکه دلار مورد تهدید قرار گرفته است. تمرکز ایالات متحده بر ونزوئلا در زمانی صورت میگیرد که سیستمهای انرژی و پولی با ژئوپلیتیک درهم تنیده شدهاند. نفت دیگر صرفاً یک کالا نیست، بلکه ابزاری راهبردی است که اتحادها و استفاده از ارز را شکل میدهد و با کاهش اعتماد کشورهای جنوب جهان به ترتیبات اقتصادی فعلی، کشورهای منزوی و غنی از منابع در خط مقدم قرار دارند و اقدامات و انتخابهای آنها بسیار فراتر از مرزهایشان تاثیرگذارتر میشود.
جدا از اظهارات همیشگی ایالات متحده در مورد ترویج دموکراسی، حفاظت از حقوق بشر و مبارزه با تروریسم که معمولا پیش از ماجراجوییهای نظامی در کشورهای مستقل، مطرح میشود، مورد ونزوئلا پاسخی راهبردی به افزایش همسویی کشورهای جنوب جهان و چین و متعاقباً دلارزدایی است. پترودلار در دهه ۱۹۷۰ از طریق توافقی بین ایالات متحده و عربستان سعودی ایجاد شد. این توافق، تجارت جهانی نفت را به دلار تثبیت و از نظر ثبات مالی، تقاضای پایدار برای محصولات آمریکایی و نقدینگی در تجارت جهانی، مزیت ساختاری برای ایالات متحده ایجاد کرد. در طول سالهای گذشته، نفت و به طور کلی تمام تجارتها عمدتاً به دلار معامله میشوند، اما این امر اجباری نیست و کشورها انعطافپذیری لازم برای معامله با ارزهای دیگر را حفظ میکنند. اما این سیستم دلاری بیشتر به سازوکاری برای قدرت نرم تبدیل شده است تا یک ترتیب قانونی رسمی.
مشارکت ونزوئلا در کاهش قدرت پترودلار
هرچند دلار آمریکا همچنان بر تجارت جهانی تسلط دارد و تقریباً ۸۰ درصد از معاملات نفتی را شامل میشود، اما برخی کشورها در حال آزمایش سازوکارهای غیردلاری برای تجارت انرژی هستند. برای نمونه، روسیه معاملات خود را با روبل یا یوان انجام میدهد، همچنین ایران برای دور زدن تحریمها به تهاتر و سیستمهای پرداخت جایگزین متکی است و عربستان سعودی تسویه حسابهای غیردلاری با چین را ارزیابی کرده است.
چین از زمان تأسیس سیستم پرداخت بین بانکی فرامرزی (CIPS) جایگزینی نسبی برای سوئیفت ارائه کرده و معاملات انرژی و کالا با یوان را تسهیل و کاربرد ارز خود را گسترش داده است. تا سال ۲۰۲۴، CIPS تقریباً ۱۷۵ تریلیون ین، حدود ۲۴ تریلیون دلار آمریکا، تراکنش را پردازش کرده بود که نسبت به سال قبل ۴۳ درصد افزایش داشته است. علاوه بر این، چین در حال اتصال شرکتکنندگان مستقیم و غیرمستقیم در سراسر کشورها است و زیرساخت رو به رشدی را برای پشتیبانی از پرداختهای غیردلاری ارائه میدهد.
برای ونزوئلا، مشارکت در این سیستم یا خروج از آن، وزن ژئوپلیتیکی قابل توجهی دارد. حتی فروش جزئی نفت خارج از چارچوب دلار، هنجارهای دیرینه را به چالش میکشد و نشاندهنده تغییرات بالقوه در نفوذ مالی جهانی است. در سالهای ۲۰۱۷-۲۰۱۸، کاراکاس شروع به اجرای ترتیباتی کرد که فراتر از فروش انحصاری نفت به دلار بود. این اقدامات گویای تلاشی آگاهانه برای ادغام با کانالهای مالی غیرغربی است که میتواند در میان تحریمها انعطافپذیری ایجاد کند. ونزوئلا با داشتن بزرگترین ذخایر نفتی اثباتشده جهان، از اهرم بلندمدت برخوردار است و انتخابهای آن، تجارت با دلار یا ترتیبات جایگزین، هنجارهای تثبیتشده تأمین مالی انرژی را به چالش میکشد. تلاش کشورهای غنی از منابع، از عراق و لیبی گرفته تا ایران و ونزوئلا، نشان میدهد که چگونه قدرت ارزی از دیرباز برای سیاستهای انرژی و انگیزههای ژئوپلیتیکی امری اساسی بوده است.
وجه مشترک این موارد «شورش ارزی» نیست، بلکه مدیریت ریسک راهبردی است. سیستمهای پرداخت جایگزین، ترتیبات ارزی دوجانبه و سایر تلاشها برای کاهش وابستگی به دلار، بازتاب تلاشهای کشورهای غنی از منابع برای کاهش آسیبپذیری در چارچوب نظم اقتصادی آمریکامحور است. سیاست ارزی به ندرت تنها عامل رویارویی است، اما اغلب میتواند ریسک ژئوپلیتیکی را تشدید کند، زیرا واکنشهای قهری مانند تحریمها، محاصرهها یا فشار نظامی، به جای جلوگیری از تنوعبخشی، آن را تسریع میکنند.
درهم تنیدگی نظم پولی و قدرت نظامی
تعامل ونزوئلا با چین و روسیه نشان میدهد که چگونه وابستگی به دلار شدیدا در سراسر کشورهای جنوب جهان به عنوان یک آسیبپذیری تلقی میشود. اگرچه این پویاییها تهدیدی برای فروپاشی فوری سیستم دلاری نیستند، اما نشاندهنده یک لحظه گذار هستند که در آن قدرت پولی کمتر از طریق اعتماد و پیشبینیپذیری و بیشتر از طریق اهرمهای قهری اعمال میشود. از این منظر، ماجرای ونزوئلا کمتر به نفت یا ایدئولوژی مربوط میشود و بیشتر به این امر ارتباط دارد که وقتی پایههای نظم اقتصادی با زور محافظت میشوند، چه اتفاقی روی خواهد داد. اگر محاسبات واشنگتن زور، اهرم ارزی و دسترسی به انرژی را درهم تنیده کند، درک سنتی از کشورداری اقتصادی احتمالا ناکافی باشد. بازیگران منطقهای و سیاستگذاران جنوب جهان باید راهبردهای خود را در جهانی که نظم پولی و قدرت نظامی درهم تنیده شدهاند، دوباره ارزیابی کنند.
منبع: مدرن دیپلماسی
انتهای پیام/ تجارت و دیپلماسی

