مسیر اقتصاد/ شکی وجود ندارد که دشمن با همه توان وارد میدان شده تا به زعم خود، نسخه ایران را بپیچد. برای این کار هم از هر ابزاری استفاده میکند و همه ظرفیتهایش را به میدان آورده است و کوتاه نمیآید. سوار شدنش روی اعتراضات مردم و تبدیل آن به پروژه آدمکشی برای به آشوب کشیدن کشور هم در همین راستاست.
چگونه میخواهیم سرمایه اجتماعی ایران را تقویت کنیم؟
پیروزی در این نبرد سنگین، بدون حضور موثر مردم به عنوان قلب کشور امکانپذیر نیست. همان چیزی که از آن تحت عنوان «سرمایه اجتماعی» یاد میشود. سرمایهای که یکی از نقاط هدف اصلی دشمن در این نبرد بوده و طی سالهای اخیر، تحت تاثیر فشارهای متعدد دشمن و ناکارآمدیهای مدیریتی که عامل اثرگذاری این فشارها شده، تقلیل پیدا کرده است.
فرض کنیم غائلههای اخیر هم ختم شد که انشاالله همینطور هم میشود و از این منظر نگرانی وجود ندارد؛ هر چند داغ هزاران هموطن بیگناهی که در آن به شهادت رسیدند، هیچگاه سرد نمیشود. اما سوال اصلی که در پس همه این ماجراها باید به آن پاسخ دهیم این است: چگونه میخواهیم سرمایه اجتماعی ایران را تقویت و مولد کنیم؟
امید به آینده؛ کلید بهبود سرمایه اجتماعی
سرمایه اجتماعی را در مجموع یک چیز میسازد و آن «امید به آینده» است. مردم باید احساس کنند که آینده خوبی در انتظارشان است تا از وضع موجود دفاع کنند و حامی نظام حاکم بر آن باشند. اگر چنین حسی در مردم باشد، حتما حاضر خواهند بود سختیها را، هر چه که باشد، تحمل کنند. در غیر اینصورت، انگیزهای برای هزینه دادن نخواهند داشت و لذا دست حاکمیت، آن هم حاکمیتی که خود را وابسته به مردم میداند، بسته میشود.
امید به آینده چگونه ساخته میشود؟
با ساختن کلیپهایی که در آن نشان میدهیم بیست سال دیگر ماشینها پرواز میکنند امید به آینده ساخته نمیشود. با پژوهش و سند و نقاشی آینده، امید به آینده ساخته نمیشود. با دادن یارانه و پرداخت حمایتی در حد بخور و نمیر، مردم به آینده امیدوار نمیشوند.
این «عملکرد حال» است که «امید به آینده» را میسازد. مردم اگر امروز حس کنند حرکت رو به جلو داریم، اگر حس کنند مشکلات در حال حل شدن است، اگر حس کنند میتوانند با برنامهریزی به اهداف خود برسند، اگر حس کنند فرزندانشان زندگی بهتری خواهند داشت، حتما به آینده امیدوار میشوند و برای حال تلاش میکنند.
حرکت رو به جلوی کشور باید احساس شود
اما اگر مردم نسبت به آینده خوشبین نباشند، یا خانه را ترک میکنند، یا منفعل و بی انگیزه و غیرمولد میشوند، یا برای تغییر قیام میکنند. البته دشمن حتما برای تغییر احساس مردم هم تلاش کرده و میکند؛ تا حرکت صعودی را هم در ذهن آنها به پسرفت بدل کند. ولی اگر حرکت کشور در واقعیت رو به جلو باشد، در نهایت کاری از دشمن ساخته نیست.
حاکمیت جمهوری اسلامی ایران که تا الان نشان داده هیچ گزینه جایگزینی برای حفظ و حراست از استقلال و یکپارچگی این مرز و بوم جز او وجود ندارد و در تحقق این هدف موفق بوده است، حال باید در عمل اثبات کند که میتواند آینده را هم با وجود همه مسائل و فشارهای پیرامون خود بسازد و به این چالش که امروز بیش از هر زمان دیگری، ذهن بخش قابل توجهی از مردم را درگیر کرده و باعث تقلیل سرمایه اجتماعی شده، پاسخ درخور بدهد.
برای اثبات این توانایی، به تغییر و تحول جدی نیاز داریم. تحولاتی که یک بخش از آن ناظر به «تغییراتی در سطوح بالای تصمیمگیری کشور و شیوه حکمرانی» و بخش دیگر آن ناظر به «کارویژهها و اولویتهای عملیاتی و شیوه پیشبرد آن» است و باید در مجموع بتواند به حرکتی شتابان و امیدآفرین ختم شود. حرکتی که کماکان دشمن بزرگترین مانع آن است، اما اگر بخواهیم، حتما نخواهد توانست خللی در آن ایجاد کند.
انتهای پیام/ دولت و حکمرانی

