۰۸ بهمن ۱۴۰۴

مسیر اقتصاد؛ رسانه تصمیم‌سازان اقتصاد ایران

شناسه: ۲۱۸۴۸۲ ۰۵ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۱:۴۰ دسته: تجارت و دیپلماسی نام نویسنده: حسین قاهری؛ اندیشکده مطالعات راهبردی ایران و چین
۰

سال‌هاست سیاست اقتصادی ایران «دور زدن تحریم» را مسئله‌ای فنی و اجرایی تلقی کرده است؛ در حالی‌که تحریم‌ها مدت‌هاست از ابزار اقتصادی به ابزار اطلاعاتی تبدیل شده‌اند. تمرکز شبکه‌های تراستی و مسیرهای انتقال پول ایران در دبی، نه‌تنها یک راه‌حل پایدار نبوده است، بلکه به ایجاد یک گلوگاه اطلاعاتی انجامیده که امکان اشراف ساختاری بر شبکه مالی کشور را برای دشمنان فراهم می‌کند. امروز هر تراکنش مالی ایران در فرآیند دور زدن تحریم‌ها، به داده‌ای برای مهندسی تحریم‌های هوشمند تبدیل می‌شود. نتیجه این روند، شکل‌گیری نوعی «خودتحریمی اطلاعاتی» است؛ شبکه‌ای که قرار بود ابزار بقا باشد، به آزمایشگاه طراحی تحریم علیه اقتصاد ایران بدل شده است. گلوگاه دبی اگر امروز شکسته نشود، فردا ممکن است همان جایی باشد که شریان‌های مالی کشور را از نفس می‌اندازد.

مسیر اقتصاد/ یکی از خطرناک‌ترین توهم‌های حاکم بر سیاست اقتصادی ایران در سال‌های اخیر این بوده است که «دور زدن تحریم» را یک مسئله صرفاً فنی تصور کرده‌ایم؛ گویی با چند شرکت تراستی، چند صرافی و چند مسیر غیررسمی می‌توان یک جنگ تمام‌عیار مالی را خنثی کرد. این توهم، درست در نقطه‌ای شکل گرفت که تحریم‌ها از ابزار اقتصادی به ابزار اطلاعاتی تبدیل شدند. در جهانی که زیرساخت مالی و زیرساخت اطلاعاتی عملاً یکی شده‌اند، هر مسیر انتقال پول هم‌زمان یک مسیر انتقال داده است و هر داده، بالقوه یک سلاح راهبردی.

چرا ایران در تبادلات مالی خارجی به دبی وابسته شد؟

تمرکز بخش عمده‌ای از شبکه‌های تراستی و کانال‌های انتقال وجوه ایران در دبی، بزرگ‌ترین خطای ساختاری در معماری مالی دوران تحریم است. این تمرکز، نه یک تدبیر هوشمندانه، بلکه محصول انباشت تصمیمات اضطراری و کوتاه‌مدت بوده است؛ تصمیماتی که بدون هیچ درک جدی از پیامدهای اطلاعاتی گرفته شدند. نتیجه این روند، شکل‌گیری یک شبکه هاب‌محور است که در آن بخش بزرگی از شریان‌های مالی کشور از یک گلوگاه عبور می‌کند. چنین شبکه‌ای شاید سریع باشد، اما به‌شدت شکننده است؛ و بدتر از آن، به‌شدت قابل رصد است.

همکاری اطلاعاتی امارات با دشمنان ایران

نقطه کانونی بحران، نقش ساختار امنیتی امارات متحده عربی است. برخلاف تصویر تبلیغاتی «اقتصاد آزاد و تجارت جهانی»، امارات یکی از امنیتی‌ترین دولت‌های منطقه است؛ دولتی که در دهه اخیر، بخش بزرگی از توان خود را صرف توسعه سامانه‌های ضدجاسوسی، پایش دیجیتال و نظارت شبکه‌ای کرده است. ساختارهایی مانند «اکن/امن» نه نهادهای اداری ساده، بلکه ستون فقرات ضدجاسوسی و امنیت داخلی این کشورند؛ نهادهایی که مأموریت ذاتی‌شان رصد شبکه‌ها، کشف الگوها و مهندسی معکوس روابط پنهان است.

واگذاری معماری مالی به دشمن

در چنین محیطی، این یک ساده‌لوحی خطرناک است که تصور کنیم شبکه‌های تراستی ایران در دبی صرفاً با یک سیستم بانکی خنثی سروکار دارند. آنچه در حال وقوع است، ثبت پیوسته نقشه پنهان اقتصاد ایران در یک محیط امنیتی خارجی است. هر تراکنش، هر تسویه، هر زنجیره واسطه‌ای، به یک نقطه در یک گراف اطلاعاتی تبدیل می‌شود؛ گرافی که به‌تدریج نشان می‌دهد پول از کجا می‌آید، به کجا می‌رود، چه کسانی گره‌های مرکزی‌اند، کدام حلقه‌ها حیاتی‌اند و کدام مسیرها با کمترین هزینه قابل قطع‌اند.

در این‌جا به هسته جنجالی ماجرا می‌رسیم: همگرایی امنیتی امارات و اسرائیل. بعد از عادی‌سازی روابط، همکاری اطلاعاتی دو طرف نه یک شعار دیپلماتیک، بلکه یک واقعیت عملیاتی شد. در منطق نهادهای اطلاعاتی، هیچ دارایی‌ای ارزشمندتر از «داده شبکه مالی دشمن» نیست. این داده، دقیقاً همان چیزی است که شبکه‌های تراستی ایران در دبی، روزانه و داوطلبانه تولید می‌کنند. حتی اگر هیچ توافق رسمی مکتوبی وجود نداشته باشد، منطق امنیتی به‌تنهایی کافی است تا تبادل داده، هم‌افزایی تحلیلی و استفاده مشترک از الگوهای شبکه‌ای به یک روند طبیعی تبدیل شود.

اشراف اطلاعاتی دشمن بر شبکه مالی ایران به دست خودمان

در این نقطه باید بی‌پرده گفت: مسئله این نیست که آیا موساد امروز به تک‌تک تراکنش‌ها دسترسی دارد یا نه. این سؤال کودکانه است. مسئله این است که معماری‌ای که امروز در دبی شکل گرفته، به‌گونه‌ای طراحی شده که امکان اشراف ساختاری بر شبکه مالی ایران را فراهم می‌کند؛ اشرافی که برای طراحی تحریم‌های هوشمند، شناسایی گلوگاه‌ها و قطع زنجیره‌های حیاتی کاملاً کافی است. دشمن لازم نیست وارد سیستم‌های داخل ایران شود؛ ما خودمان شبکه را در نقطه‌ای متمرکز کرده‌ایم که بهترین محیط برای تحلیل و هدف‌گیری است.

کمک به مهندسی تحریم با روش فعلی دور زدن تحریم

در این معنا، شبکه‌ای که قرار بود ابزار مقاومت باشد، عملاً به آزمایشگاه طراحی تحریم علیه ایران تبدیل شده است. هر شرکت تراستی جدید در دبی، هر مسیر تازه‌ای که فعال می‌شود، هم‌زمان یک داده آموزشی تازه برای طراحان تحریم است. آن‌ها یاد می‌گیرند کجا را بزنند، چه کسی را هدف بگیرند و چگونه با کمترین هزینه، بیشترین اختلال را ایجاد کنند. این دقیقاً همان نقطه‌ای است که دور زدن تحریم به مهندسی تحریم علیه خودمان تبدیل می‌شود.

دچار خودتحریمی اطلاعاتی هستیم

از منظر اقتصاد سیاسی اطلاعات، این وضعیت مصداق کامل «خودتحریمی اطلاعاتی» است. کشوری که داده‌های شریان‌های مالی‌اش را در محیط دشمن تولید کند، عملاً پیشاپیش شکست خورده است؛ حتی اگر امروز هنوز پول جابه‌جا شود. وابستگی به دبی، نه فقط یک وابستگی تجاری، بلکه یک وابستگی اطلاعاتی است؛ وابستگی‌ای که هر روز خروج از آن پرهزینه‌تر و خطرناک‌تر می‌شود.

سکوت؛ پاسخ مسئولین امنیتی در مواجهه با وابستگی به دبی

تلخ‌ترین بخش ماجرا این است که این روند، بدون هیچ بحث جدی در سطح سیاست‌گذاری شکل گرفته است. هیچ معماری ملی انتقال پول طراحی نشده، هیچ ارزیابی امنیتی از تمرکز جغرافیایی انجام نشده و هیچ هشدار نهادی به‌صورت علنی داده نشده است. حاصل این سکوت، شبکه‌ای است که برای فعالان اقتصادی شاید کارآمد باشد، اما برای دشمن یک نعمت اطلاعاتی بی‌نظیر است.

در این نقطه، دیگر ادامه دادن مسیر فعلی یک خطای ساده نیست؛ یک خطای راهبردی تاریخی است. تمرکز تراستی‌ها در دبی یعنی پذیرش عملی این واقعیت که نبض مالی ایران در محیطی می‌تپد که خارج از حاکمیت کشور و در معرض هم‌افزایی امنیتی با دشمن راهبردی قرار دارد. این نه یک ادعای شعاری، بلکه نتیجه مستقیم منطق شبکه‌ها، منطق داده و منطق نهادهای اطلاعاتی است.

مسئله امروز پیدا کردن مسیر خروج از بحران امنیتی فعلی است

مسئله امروز این نیست که چگونه از دبی بهتر استفاده کنیم؛ مسئله این است که چگونه از این گلوگاه خارج شویم. تمرکززدایی فوری، چندمسیره کردن شبکه‌ها، انتقال وزن مسیرها به حوزه‌هایی که در بلوک امنیتی مخالف قرار ندارند و طراحی یک معماری مالی مقاوم، دیگر توصیه دانشگاهی نیست؛ یک ضرورت امنیت ملی است. در غیر این صورت، آنچه امروز ابزار بقا تلقی می‌شود، فردا به نقطه فروپاشی زنجیره‌های مالی کشور تبدیل خواهد شد.

در نهایت، یک حقیقت تلخ باقی می‌ماند: تحریم‌ها فقط پول را هدف نمی‌گیرند، «دانشِ پول» را هدف می‌گیرند؛ و کشوری که اجازه دهد دانشِ حرکت سرمایه‌اش در اختیار دشمن قرار گیرد، دیر یا زود خود سرمایه را نیز از دست خواهد داد. گلوگاه دبی، اگر امروز شکسته نشود، فردا ممکن است همان جایی باشد که شریان‌های مالی کشور را از نفس می‌اندازد.

انتهای پیام/ تجارت و دیپلماسی



جهت احترام به مخاطبان فرهیخته، نظرات بدون بازبینی منتشر می شود. لطفا نظرات خود را جهت تعميق و گسترش بحث ارائه نمایید. نظرات حاوی توهين، افترا و تهمت به ديگران پاک می شود.