به گزارش مسیر اقتصاد سازمان جهانی بهداشت یکی از نهادهای کلیدی نظم بینالمللی پس از جنگ جهانی دوم است؛ نظمی که آمریکا نقش محوری در طراحی، تأمین مالی و تثبیت آن داشت. این نهادها قرار بود بستر همکاری کشورها در مواجهه با چالشهای فرامرزی باشند؛ از سلامت و غذا گرفته تا تجارت، انرژی و امنیت.
خروج رسمی آمریکا از WHO اما نشان میدهد که حتی این نهادهای «محصول نظم آمریکامحور» نیز دیگر از حمایت بدون قید و شرط واشنگتن برخوردار نیستند؛ تغییری که باید آن را در چارچوبی بسیار کلانتر از اختلافات مقطعی تحلیل کرد.
از انتقاد کشورهای حاشیهای تا عبور قدرتهای مرکزی
سالهاست بسیاری از کشورهای در حال توسعه یا مستقل، نهادهای بینالمللی را به جانبداری، نابرابری در تصمیمسازی و ناکارآمدی متهم میکنند. این انتقادها عمدتاً از سوی کشورهایی مطرح میشد که احساس میکردند در ساختار این نهادها سهم واقعی ندارند یا منافعشان نادیده گرفته میشود.
آنچه امروز وضعیت را متفاوت و معنادار کرده، این است که منتقد اصلی دیگر در حاشیه نظم نیست، بلکه در مرکز آن ایستاده است. کشوری که خود بانی، تأمینکننده مالی و تعیینکننده قواعد بازی بوده، اکنون همان نهادها را ناکارآمد و مغایر با منافعش میداند.
ناکارآمدی یا عدم انطباق با منافع قدرتهای بزرگ؟
خروج آمریکا از سازمان جهانی بهداشت با ادعای ناکارآمدی این نهاد توجیه شده است؛ ادعایی که پیشتر نیز درباره سازمان تجارت جهانی، نهادهای مالی بینالمللی و حتی برخی توافقهای چندجانبه مطرح شده بود.
اما این پرسش اساسی مطرح است که آیا مسئله تنها ناکارآمدی نهادهاست، یا کاهش توان آنها در تأمین منافع یکجانبه قدرتهای بزرگ؟ به نظر میرسد بخشی از بحران کنونی نهادهای بینالمللی، نه از ضعف ذاتی، بلکه از تغییر موازنه قدرت جهانی و کاهش تمایل بازیگران مسلط به پذیرش قواعد مشترک ناشی میشود.
پیامدها فراتر از حوزه سلامت
تضعیف سازمان جهانی بهداشت فقط به معنای اختلال در همکاریهای بهداشتی نیست؛ بلکه نشانهای از فرسایش اعتماد به سازِکارهای چندجانبه است. وقتی یک قدرت بزرگ از نهادی خارج میشود که خود در شکلگیری آن نقش داشته، پیام روشنی به جهان مخابره میکند: قواعد مشترک تا زمانی معتبرند که با منافع ملی همراستا باشند.
این منطق، اگر به سایر حوزهها تسری یابد، میتواند به تضعیف نهادهای مالی، تجاری و حتی امنیتی بینالمللی منجر شود و جهان را به سمت ترتیبات موقتی، ائتلافهای مقطعی و رقابتهای پرهزینه سوق دهد.
جهان پس از نهادها؟
تحولات اخیر نشان میدهد جهان در حال ورود به دورهای است که در آن، نهادهای بینالمللی دیگر محور اصلی حکمرانی جهانی نیستند. خروج آمریکا از WHO را میتوان یکی از نشانههای این گذار دانست؛ گذاری از نظم مبتنی بر قواعد و نهادها به نظمی که در آن قدرت، نفوذ و منافع کوتاهمدت نقش پررنگتری دارند.
در چنین فضایی، کشورها بیش از گذشته ناچارند به ظرفیتهای ملی، توافقهای دوجانبه و ابتکارات منطقهای تکیه کنند؛ چراکه پشتوانه نهادهای جهانی، حتی از سوی معماران اصلی آنها، در حال تضعیف است.
منبع: رویترز
انتهای پیام/ تجارت و دیپلماسی

