به گزارش مسیر اقتصاد چین از سال ۲۰۰۶ جایگاه بزرگترین منتشرکننده سالانه دیاکسید کربن در جهان را در اختیار دارد و به همین دلیل، سیاستهای انرژی این کشور تأثیری فراتر از مرزهای ملی دارد. اعلام «اهداف دوگانه ۲۰۶۰» از سوی شی جینپینگ در سال ۲۰۲۰، شامل رسیدن به اوج انتشار پیش از ۲۰۳۰ و دستیابی به کربنخنثی پیش از ۲۰۶۰، نهتنها یک تعهد اقلیمی، بلکه پیامی ژئوپلیتیکی در مورد نقش آینده چین در حکمرانی انرژی جهانی بود.
انتشار کربن چین به روند نزولی نزدیک میشود؟
بررسی پیشبینیهای نهادهای بینالمللی و شرکتهای بزرگ انرژی نشان میدهد که بخش نخست این اهداف، یعنی رسیدن به اوج انتشار تا حوالی ۲۰۳۰، از شانس تحقق بالاتری برخوردار است. اغلب سناریوها انتظار دارند چین حتی زودتر از موعد اعلامشده به این نقطه برسد. این خوشبینی، بیش از هر چیز ناشی از رشد سریع انرژیهای تجدیدپذیر غیرآبی، بهویژه باد و خورشید و کاهش شدت انرژی در اقتصاد چین است.
هدفگذاری کربنخنثی محقق میشود؟
با این حال، چالش اصلی در بخش دوم اهداف «۳۰۶۰» نهفته است. اغلب سناریوها تنها تا سال ۲۰۵۰ امتداد دارند و برونیابی ساده آنها نشان میدهد که کاهش انتشار تا این افق زمانی برای رسیدن به انتشار خالص صفر در ۲۰۶۰ کافی نیست.
تنها سناریوهای بسیار بلندپروازانه، مانند برخی پیشبینیهای bp و Equinor، مسیر نسبتاً همسو با کربنخنثی را ترسیم میکنند. این امر نشان میدهد که تحقق هدف ۲۰۶۰ نیازمند تغییرات ساختاری عمیقتری نسبت به روندهای فعلی است.
کاهش انتشار به منزله کاهش مصرف انرژی نیست
نکته کلیدی آن است که کاهش انتشار در چین الزاماً با کاهش مصرف انرژی همراه نیست. اکثر سناریوها نشان میدهند که مصرف کل انرژی اولیه یا تا حوالی ۲۰۳۰ افزایش مییابد یا در سطح بالایی تثبیت میشود. این واگرایی میان انتشار و مصرف انرژی، نتیجه جایگزینی تدریجی زغالسنگ با انرژیهای تجدیدپذیر و برقسازی گسترده اقتصاد است، نه کاهش تقاضای انرژی.
در ترکیب انرژی، تفاوت میان سناریوها چشمگیر است. در سناریوهای مرجع، مصرف نفت و گاز نسبتاً پایدار باقی میماند، در حالی که در سناریوهای اقلیمی سختگیرانهتر کاهش قابلتوجهی تجربه میکند. سهم انرژیهای تجدیدپذیر غیرآبی، که عمدتاً شامل باد و خورشید است، بهطور چشمگیری افزایش مییابد و در برخی سناریوها تا دو سوم انرژی اولیه میرسد. با این حال، زغالسنگ تنها در سناریوهای بسیار بلندپروازانه بهطور مؤثر از بخش برق حذف میشود.
تداوم نقش مهم زغال سنگ به عنوان منبع انرژی چین
در بخش برق، علیرغم رشد سریع خورشیدی و بادی، زغالسنگ همچنان نقش مهمی در تضمین امنیت عرضه ایفا میکند. انرژی هستهای نیز اگرچه از نظر مطلق رشد میکند، اما سهم آن در ترکیب برق محدود باقی میماند. این واقعیت نشان میدهد که سیاست انرژی چین بیش از آنکه معطوف به «حذف سریع سوختهای فسیلی» باشد، بر «کاهش تدریجی شدت کربن بدون به خطر انداختن امنیت انرژی» تمرکز دارد.
در مجموع، گذار انرژی چین را باید یک گذار مدیریتشده و دولتمحور دانست؛ گذاری که در آن اهداف اقلیمی در چارچوب اولویتهای کلانتری چون رشد اقتصادی، ثبات اجتماعی و امنیت انرژی تعریف میشوند. همین ملاحظات، تحقق کامل کربنخنثی ۲۰۶۰ را به چالشی ساختاری تبدیل کرده است.
انتهای پیام/ انرژی

