به گزارش مسیر اقتصاد در ماههای اخیر نشانههایی از بازنگری عمیق در رویکرد آمریکا نسبت به نظم جهانی و ساختارهای بینالمللی بروز یافته است. برخلاف دهههای گذشته که ایالات متحده خود را رهبر بلامنازع اتحادهای غربی، بهویژه گروه هفت (G7) میدانست، اکنون بحثهایی در محافل سیاستگذاری و رسانهای آمریکا مطرح شده که از کاهش کارآمدی این چارچوبها و لزوم جایگزینی آنها با نسخههای جدید حکایت دارد.
در همین چارچوب، برخی گزارشها، به ایده شکلگیری یک شبکه یا چارچوب همکاری میان قدرتهای اصلی جهانی اشاره دارد؛ چارچوبی که بهجای اتکا به اتحادهای گسترده و ایدئولوژیک، بر تعامل محدود اما مستقیم میان بازیگران کلیدی استوار است. در این نگاه، گروهی متشکل از آمریکا، چین، روسیه، هند و ژاپن، که از آن با عنوان غیررسمی C5 یاد میشود، میتواند جایگزین تدریجی G7 شود.
افول تدریجی G7 و منطق C5
G7 محصول دوران خاصی از تاریخ اقتصاد سیاسی جهان است؛ دورانی که غرب صنعتی، بخش عمده تولید، تجارت و فناوری جهان را در اختیار داشت. اما در دهههای اخیر، انتقال مرکز ثقل اقتصاد جهانی به شرق و جنوب جهانی، کارآمدی این سازِکار را زیر سؤال برده است. چین بهعنوان دومین اقتصاد جهان، روسیه بهعنوان قدرت انرژی و نظامی و بازیگران نوظهوری چون هند، عملاً بیرون از G7 قرار دارند؛ در حالی که بدون حضور آنها، حلوفصل مسائل کلیدی اقتصاد جهانی دشوار است.
از این منظر، رویکرد ترامپ به C5 را میتوان پاسخی عملگرایانه به تغییر موازنه قدرت جهانی دانست. در این چارچوب، آمریکا بهجای سرمایهگذاری سیاسی و اقتصادی برای حفظ انسجام یک بلوک گسترده غربی، ترجیح میدهد مستقیماً با قدرتهای اصلی وارد تعامل، معامله و چانهزنی شود؛ حتی اگر این قدرتها رقبای راهبردی واشنگتن باشند.
پیامد نخست: تغییر در نظم اقتصادی جهانی
حرکت از G7 به C5، در عمل به معنای پذیرش پایان نظم اقتصادی لیبرالِ مبتنی بر رهبری جمعی غرب است. نظم جدید، بیش از آنکه بر قواعد چندجانبه و نهادهای فراگیر تکیه داشته باشد، بر توافقهای محدود، موردی و مبتنی بر موازنه قوا استوار خواهد بود. چنین نظمی میتواند به افزایش نقش توافقهای دوجانبه یا چندجانبه محدود، بازآرایی زنجیرههای تأمین و تقویت تجارت منطقهای منجر شود.
در این چارچوب، جهانیسازی کلاسیک جای خود را به نوعی «جهانیسازی گزینشی» میدهد؛ جایی که قدرتهای بزرگ، قواعد بازی را در حلقههای بستهتر تعیین میکنند و سایر کشورها ناچار به تطبیق با این قواعد خواهند بود.
پیامد دوم: چالش برای اتحاد اقتصادی غرب
دومین نتیجه مهم این رویکرد، تضعیف انسجام اقتصادی و سیاسی غرب است. اگر آمریکا دیگر خود را متعهد به حفظ و تقویت G7 نداند، کشورهایی مانند آلمان، فرانسه و کانادا با یک خلأ راهبردی مواجه خواهند شد. این کشورها از یکسو به بازار و امنیت آمریکا وابستهاند و از سوی دیگر، منافع اقتصادی عمیقی با چین و سایر قدرتهای غیرغربی دارند.
در چنین شرایطی، اتحاد اقتصادی غرب بیش از پیش شکننده میشود و اروپا ناچار خواهد شد میان دنبالهروی از سیاستهای تجاری و تعرفهای آمریکا یا تعریف استقلال راهبردی اقتصادی یکی را انتخاب کند؛ انتخابی که هر دو گزینه آن پرهزینه است.
اما آنچه مسلم است اینکه در نظم جدید در حال شکلگیری، آمریکا ضمن قبول قدرت گرفتن اقتصادهای نوظهور، سهمی قابل توجه برای کشورهای اروپایی و کانادا قائل نیست.
بازتعریف نظم اقتصادی جهان در راهبرد جدید آمریکا
آنچه در تحلیلهای اخیر منعکس شده، نشاندهنده یک تغییر پارادایمی در نگاه آمریکا به جهان است. جایگزینی تدریجی G7 با قالبی مانند C5، نه یک تصمیم تاکتیکی کوتاهمدت، بلکه نشانهای از گذار به نظم جدیدی در اقتصاد سیاسی بینالملل است؛ نظمی که در آن همکاری و رقابت میان قدرتهای بزرگ، همزمان و در چارچوبهای محدودتر دنبال میشود.
منبع: پولتیکو
انتهای پیام/ تجارت و دیپلماسی

