به گزارش مسیر اقتصاد نشست «تعاملات راهبردی ایران با چین و روسیه؛ از تفاهم تا اقدام» روز سه شنبه ۱۶ دیماه ۱۴۰۴ از ساعت ۱۴ الی ۱۷ و با میزبانی «اندیشکده مطالعات راهبردی ایران و چین» برگزار میشود. این نشست، ششمین نشست تخصصی از دوازدهمین همایش سالانه اقتصاد مقاومتی بود که در بازه آبان تا اسفندماه سال جاری با موضوع «نظم نوین جهانی؛ بازآفرینی قدرت ایران» در حال برگزاری است. در ششمین نشست از این همایش موانع و فرصتهای توسعه روابط اقتصادی ایران با چین و روسیه به عنوان دو قطب اقتصادی مهم در تجارت جهانی کنونی، مورد بررسی قرار گرفت.
دو رویکرد شکست خورده ایران در مواجهه با تحریم
در این این نشست مجتبی بیگدلی کارشناس اقتصاد بینالملل، تحریم را مؤثرترین عامل اثرگذار بر اقتصاد ایران در دو دهه اخیر دانست و گفت: در این مدت، دو رویکرد غالب در مواجهه با تحریم از سوی سیاستگذاران ایرانی تجربه شده است. به گفته او، رویکرد نخست به دوره دولت آقای احمدینژاد بازمیگردد؛ دورهای که تحریم هنوز بهدرستی شناخته نشده بود و این تصور وجود داشت که پدیدهای موقتی و زودگذر است. در آن مقطع، چنین استدلالهایی مطرح میشد که اگر دلار تحریم شود، میتوان با یورو کار کرد؛ استدلالهایی که نشاندهنده عدم درک دقیق از ماهیت تحریمها بود. در همان دوره، راهکار اصلی، طراحی سازِکارهایی برای دور زدن تحریمها بود و این گفتمان شکل گرفت که با وجود تحریم نیز میتوان فعالیت اقتصادی را ادامه داد و نفت فروخت. اما بهمرور مشخص شد که این رویکرد، هزینههای سنگینی به اقتصاد ایران تحمیل میکند و در بلندمدت نگاه سایر کشورها به ایران را نیز تغییر میدهد.
بیگدلی رویکرد دوم را مربوط به دولت آقای روحانی میداند که در آن، کنار گذاشتن تحریمها از مسیر مذاکره در دستور کار قرار گرفت و تلاشهای گستردهای نیز در این زمینه انجام شد. با این حال، به اعتقاد او، تحولات سالهای اخیر نشان داده است که رفع تحریمها از طریق دیپلماسی امکانپذیر نیست و امروز تقریبا هیچ تحلیلگر یا کارشناسی نیست که هنوز به این مسئله معتقد باشد. به گفته او، هیچیک از این دو رویکرد نتوانست ایران را در مواجهه پایدار با تحریم به هدف برساند و هر دو در بلندمدت ناکارآمد بودهاند.
۱۵ بانک ایرانی در اوپا؛ حتی یک بانک فعال در چین نداریم
او با اشاره به روابط تجاری ایران و چین میگوید طی ۱۵ سال اخیر، چین بزرگترین شریک تجاری ایران بوده، اما با این وجود ایران حتی یک بانک فعال در چین ندارد، در حالی که همزمان حدود ۱۵ بانک ایرانی در اروپا فعال هستند که عملاً هیچ کارکرد مؤثری برای اقتصاد ایران ندارند. از نظر بیگدلی، این وضعیت نشاندهنده فقدان نگاه بلندمدت و ناتوانی در پذیرش تغییر نظم پیشین جهانی است. او معتقد است حافظه تاریخی تصمیمگیران ایرانی کوتاهمدت است و نسبت به تحولات کلان جهانی، آگاهی عمیقی وجود ندارد.
چارهای جز بهرهبردن از کوچکترین فرصتهای تعامل با چین و روسیه نداریم
بیگدلی تأکید میکند که تعامل با چین و روسیه امروز دیگر یک انتخاب اختیاری برای ایران نیست، بلکه یک ضرورت و در برخی ابعاد، تنها مسیر پیشِ رو است. به گفته او، حاکمان و مدیران کشور باید این واقعیت را بپذیرند که گزینه جایگزینی وجود ندارد. اگرچه ماههاست تحلیلگران بر این موضوع تأکید میکنند، اما این دیدگاهها هنوز به مرحله اجرا نرسیده است. او هشدار میدهد که با گذشت هر روز، اقتصاد ایران کوچکتر میشود و همزمان نگاه سایر کشورها به ایران نیز در حال تغییر است؛ بهگونهای که ممکن است همان نگاهی که ایران نسبت به کشورهایی مانند ونزوئلا داشته، امروز بهتدریج در مورد ایران نیز شکل بگیرد. در چنین شرایطی، کشورهای دیگر تمایلی به همکاریهای بزرگ با ایران ندارند و ایران باید از فرصتهای محدود و حداقلی موجود، بیشترین استفاده را ببرد.
از تبدیل توافقات کلان و راهبردی به برنامه اجرایی ناتوانیم
به اعتقاد این کارشناس اقتصاد بینالملل، یکی از ضعفهای اساسی ایران در تعاملات خارجی، ناتوانی در تبدیل توافقات کلان و راهبردی به برنامههای اجرایی و اقتصادی است. او بروکراسی اداری داخلی را یکی از حلقههای مفقودهای میداند که مانع تحقق عملی توافقات راهبردی میشود. به گفته بیگدلی، بسیاری از دستگاههای اجرایی نهتنها مسئولیتپذیر نیستند، بلکه اصرار دارند در تمامی پروژهها نقش داشته باشند؛ رویکردی که هم فرآیند اجرا را مختل میکند و هم این پیام را به طرف خارجی منتقل میکند که ایران تمایل واقعی به همکاری ندارد. او تأکید میکند که در سطح کلان، هم ایران و هم چین و روسیه تمایل به همکاری دارند، اما در مرحله اجرا، طرف مقابل شرکتهای بزرگ خود را وارد میدان میکند، در حالی که در ایران نه بخش دولتی و نه بخش خصوصی، توان یا تمایل ورود به پروژههای بزرگ را ندارند.
فرصتهای بسیاری را از دست دادهایم
بیگدلی در حوزه انرژی و کریدورها نیز ظرفیتهای ایران برای همکاری با چین و روسیه را بالا میداند، اما معتقد است از این ظرفیتها استفاده نمیشود. به گفته او، تنها اقدام محدود انجامشده، اتصال محدود نظام بانکی ایران به روسیه بوده که با پیگیری بانک مرکزی محقق شده، اما در سایر حوزهها عقبماندگی جدی وجود دارد. او تأکید میکند تا زمانی که مشکلات داخلی برطرف نشود، نمیتوان انتظار داشت پروژههای بزرگ مشترک با چین و روسیه به مرحله اجرا برسد.
«قوی شدن» پیش شرط تعریف همکاری مشترک و برد-برد با چین و روسیه
او در جمعبندی دیدگاه خود میگوید برای انجام همکاریهای راهبردی با قدرتهای بزرگ، ایران ابتدا باید از درون قوی شود، چراکه کشورهای بزرگ با کشورهای ضعیف همکاری بلندمدت و برد-برد تعریف نمیکنند. به اعتقاد بیگدلی، عبور از بروکراسی گسترده و ناکارآمد، پیششرط این تقویت درونی است. او میگوید بسیاری از پیشنهادهای مناسب و رو به جلو، به دلیل بروکراسی متوقف میشوند و پیش نمیروند و به همین دلیل، بهواسطه ضعف نیروی انسانی و ساختاری، نمیتوان از وزارتخانههایی مانند صمت و جهاد کشاورزی انتظار برنامهریزی راهبردی داشت. به گفته او، در شرایط کنونی حتی تدوین سیاست صنعتی نیز عملاً امکانپذیر نیست و تا زمانی که نیروی انسانی مناسب به کار گرفته نشود، تعامل مؤثر با کشورهایی مانند چین و روسیه دستنیافتنی خواهد بود.
انتهای پیام/ تجارت و دیپلماسی

