۰۳ خرداد ۱۴۰۵

مسیر اقتصاد؛ رسانه تصمیم‌سازان اقتصاد ایران

شناسه: ۲۲۴۵۲۰ ۰۳ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۵:۳۰ دسته: دولت و حکمرانی کارشناس: محمدعرفان قاسمی
۰

جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، چین را در موقعیتی دوگانه قرار داده است. از یک سو، مداخله‌گرایی واشنگتن به پکن کمک می‌کند روایت خود درباره نظم جهانی جایگزین و رهبری جنوب جهانی را تقویت کند. از سوی دیگر، اختلال در تنگه هرمز و زنجیره‌های تأمین غرب آسیا، آسیب‌پذیری اقتصاد چین در حوزه نفت، متانول، پلی‌اتیلن، گوگرد و کود را آشکار کرده است. واکنش چین به جنگ ایران نشان می‌دهد پکن هنوز تمایلی به ایفای نقش میانجی پرهزینه ندارد و ترجیح می‌دهد با احتیاط، روابط خود را با ایران، کشورهای خلیج فارس و دیگر بازیگران حفظ کند. در عین حال، این بحران سیاست چین برای تقویت تاب‌آوری انرژی، تنوع‌بخشی به منابع تأمین و استفاده از سازِکارهایی مانند بریکس و سازمان همکاری شانگهای را سرعت خواهد داد.

به گزارش مسیر اقتصاد واکنش چین به جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، هم تحت‌تأثیر پیامدهای اقتصادی این جنگ قرار داشته و هم از جاه‌طلبی‌های حزب کمونیست چین در غرب آسیا و کشورهای موسوم به «جنوب جهانی» تأثیر پذیرفته است. جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، تأثیری حساب‌شده و کنترل‌شده بر چین داشته است. اقتصاد چین نسبت به بسیاری از کشورهای آسیایی و اروپایی، کمبودهای زنجیره تأمین را بهتر مدیریت کرده و مداخله‌گرایی آمریکا نیز به تلاش‌های پکن برای ترویج نظم جهانی جایگزین کمک کرده است.

بررسی تحلیل‌های دانشگاهی چین و مواضع رسمی حزب کمونیست این کشور نشان می‌دهد چند نگرانی کلیدی در داخل چین مطرح است؛ از جمله آسیب‌پذیری در برابر اختلالات زنجیره تأمین جهانی، تأثیر جنگ بر توانایی پکن برای معرفی خود به‌عنوان رهبر بی‌طرف «جنوب جهانی» و همچنین احتمال آن‌که اقدامات آمریکا قدرت‌های میانی را از همکاری با چین دور کند.

با وجود این نگرانی‌ها، واکنش چین به جنگ جاری ایران باعث شده پکن همچنان سیاست موازنه‌گرایانه خود را حفظ کند و روابطی متوازن، اما نه الزاماً برابر، با همه طرف‌ها حفظ کند. با وجود آن‌که چین مدعی موفقیت در حمایت از عادی‌سازی روابط ایران و عربستان سعودی است، پکن تاکنون تمایلی برای ایفای نقش میانجی‌گر علنی و پیشرو پس از دو حمله به ایران در سال‌های ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ نشان نداده است.

واکنش اولیه چین به جنگ ایران

در روزهای ابتدایی جنگ ایران، واکنش رسمی چین در مقایسه با مواضع تند این کشور درباره بازداشت نیکلاس مادورو در ژانویه ۲۰۲۶ و همچنین برخی درگیری‌های اخیر غرب آسیا، ملایم‌تر بود. به‌نظر می‌رسد این مسئله ناشی از غیرقابل‌پیش‌بینی بودن جنگ ایران و نگرانی پکن درباره تأثیر آن بر اهداف راهبردی چین در غرب آسیا بوده است.

در نخستین روز جنگ، وزارت امور خارجه چین اعلام کرد که پکن «به‌شدت نگران» تحولات است و خواستار توقف اقدامات نظامی شد. یک روز بعد، چین اعلام کرد اقدامات آمریکا و اسرائیل ناقض منشور سازمان ملل متحد و حاکمیت و تمامیت ارضی ایران بوده است اما همچنان از محکومیت مستقیم این اقدامات خودداری کرد.

وزارت امور خارجه چین تنها اعلام کرد پکن «قاطعانه مخالف و شدیداً محکوم‌کننده» ترور رهبر ایران است. این در حالی است که بلافاصله پس از بازداشت مادورو، وزارت خارجه چین اعلام کرده بود «عمیقاً شوکه شده و اقدامات آمریکا را شدیداً محکوم می‌کند». همچنین در آن بیانیه از عبارت «نگرانی جدی» استفاده شد که از نظر ادبیات دیپلماتیک، موضعی شدیدتر از عبارت «نگرانی شدید» به‌شمار می‌رود.

این موضع حتی شدیدتر از واکنش چین پس از حمله ۷ اکتبر ۲۰۲۳ حماس به اسرائیل بود. در آن زمان پکن تنها از «نگرانی عمیق» سخن گفته بود. با گذشت زمان و ادامه درگیری‌ها، چین به‌تدریج لحن تندتری علیه اقدامات آمریکا و اسرائیل اتخاذ کرد.

رویکرد چین در قبال میانجی‌گری همچنان بر پایه پنج اصل همزیستی مسالمت‌آمیز استوار است؛ اصولی شامل احترام متقابل به حاکمیت و تمامیت ارضی، عدم تجاوز، عدم مداخله در امور داخلی کشورها، برابری و منفعت متقابل و همچنین همزیستی مسالمت‌آمیز.

از این منظر، اتخاذ موضعی محتاطانه و سنجیده در برابر بحران‌ها و جنگ‌ها، با منافع چین هم‌خوانی دارد. با این حال، تفاوت میان واکنش‌های چین در بحران‌های مختلف نشان می‌دهد واکنش اولیه پکن به جنگ ایران احتمالاً بازتابی از تردید و نگرانی داخلی در حزب کمونیست درباره نحوه مواجهه با تحولاتی بوده که کاملاً به سود چین محسوب نمی‌شد.

اقتصاد چین و نگرانی از اختلال در زنجیره تأمین

مهم‌ترین نگرانی چین در جریان جنگ ایران، میزان تهدید این درگیری برای منافع اقتصادی پکن بوده است. چین وابستگی بالایی به غرب آسیا در زمینه تأمین هیدروکربن‌ها دارد و در حال حاضر ۵۲ درصد از نفت وارداتی خود را از این منطقه تأمین می‌کند. علاوه بر این، چین از روابط اقتصادی با کشورهای منطقه برای گسترش صادرات صنعتی و فناوری‌محور خود استفاده می‌کند.

دو ماه پس از آغاز جنگ، به‌نظر می‌رسد اقتصاد چین توانسته در کوتاه‌مدت در برابر تبعات جنگ مقاومت کند. رشد صادرات و توسعه صنایع پیشرفته باعث شد اقتصاد چین در سه‌ماهه نخست سال، رشد ۵ درصد را ثبت کند. فعالیت کارخانه‌ها نیز برای دومین ماه متوالی در آوریل افزایش یافت که بخشی از این رشد ناشی از افزایش خریدها پیش از بالا رفتن قیمت‌ها در نتیجه جنگ بود.

با وجود این تاب‌آوری اقتصادی، نگرانی‌های حزب کمونیست چین درباره توانایی اقتصاد چین برای مقابله با پیامدهای میان‌مدت و بلندمدت جنگ در حال افزایش است. یکی از نگرانی‌های اصلی، آسیب‌پذیری چین در برابر اختلال در عرضه جهانی محصولات شیمیایی کلیدی است. حدود ۴۵ درصد از متانول وارداتی چین و ۱۰ درصد از پلی‌اتیلن این کشور از ایران تأمین می‌شود و جنگ باعث افزایش ۱۵ تا ۳۰ درصدی قیمت متانول شده است.

همچنین ۵۶ درصد از گوگرد موردنیاز چین از غرب آسیا تأمین می‌شود که این موضوع باعث افزایش هزینه کودهای شیمیایی و اختلال در فصل کشت بهاره شده است. در همین راستا و به‌دلیل نگرانی از تشدید اختلالات عرضه، چین از ماه مه صادرات اسید سولفوریک را ممنوع خواهد کرد. در مقایسه با محصولات شیمیایی، نگرانی کمتری درباره کمبود نفت وجود داشته است.

نفوذ حزب کمونیست بر اقتصاد داخلی نیز به پکن این امکان را داده است که صادرات سوخت را ممنوع سازد تا از کاهش شدید عرضه داخلی جلوگیری شود. با این حال، هشدارهایی نیز مطرح شده که هزینه صنایع انرژی‌بر بین ۱۵ تا ۲۵ درصد افزایش یافته و اگر قیمت نفت به ۱۳۰ دلار در هر بشکه برسد، صنایع پیشرفته تولیدی چین با شوک شدید مواجه خواهند شد.

برخی اقتصاددانان چینی نیز معتقدند در این بحران، «هم تهدید و هم فرصت» به‌طور هم‌زمان وجود دارد، اما طولانی شدن جنگ می‌تواند تورم را افزایش داده و مصرف داخلی چین را سرکوب کند.

چین؛ میانجی‌ای محتاط و مردد

راهبرد چین در قبال کشورهای جنوب جهانی بر تصویر این کشور به‌عنوان رهبر بی‌طرف و وحدت‌بخش استوار است؛ تصویری که رسانه‌های دولتی چین پس از میانجی‌گری در توافق ایران و عربستان در مارس ۲۰۲۳ به‌طور گسترده تبلیغ کردند.

وزیر امور خارجه چین، در تماس تلفنی با وزیر خارجه کویت در ۹ مارس، به‌صورت غیرمستقیم حملات ایران را محکوم کرد و گفت: «حاکمیت، امنیت و تمامیت ارضی کشورهای خلیج فارس نیز باید به‌طور کامل محترم شمرده شود و هرگونه حمله به غیرنظامیان و اهداف غیرنظامی محکوم است.»

با این حال، تنها دو روز بعد، چین به قطعنامه ۲۸۱۷ شورای امنیت سازمان ملل که حملات ایران به کشورهای خلیج فارس را محکوم می‌کرد، رأی ممتنع داد.

نماینده دائم چین در سازمان ملل، اعلام کرد که چین «نگرانی‌های امنیتی جدی کشورهای عربی خلیج فارس را کاملاً درک می‌کند»، اما این قطعنامه به حملات آمریکا و اسرائیل علیه ایران اشاره‌ای نکرده و به همین دلیل نتوانسته تصویری «متوازن» از درگیری ارائه دهد.

هم‌زمان، گزارش‌هایی منتشر شد که نشان می‌دهد ایران احتمالاً از فناوری ماهواره‌ای چین برای هدف قرار دادن پایگاه‌های آمریکا در عربستان سعودی و دیگر کشورهای خلیج فارس استفاده کرده است.

سیاست موازنه‌گرایانه چین در این جنگ برای کشورهای غرب آسیا موضوعی غافلگیرکننده نیست؛ زیرا این کشورها انتظار دارند پکن رویکردی مبتنی بر معامله و تأمین منافع راهبردی خود داشته باشد.

ملاحظات آینده و تغییرات احتمالی در سیاست خارجی چین

علاوه بر تقویت سیاست‌های مرتبط با تاب‌آوری اقتصادی، بحث‌های جاری میان کارشناسان و دانشگاهیان چینی نشان می‌دهد پکن در حال استخراج درس‌هایی از نظم بین‌المللی جدید و جایگاه خود در آن است. این روند می‌تواند بر توانایی یا تمایل چین برای ایفای نقش میانجی در آینده تأثیر بگذارد.

به‌نظر می‌رسد در داخل چین، بحث‌هایی اولیه درباره نحوه استفاده بهتر از روابط چندجانبه، تقویت روابط با روسیه و همچنین کشورهای تولیدکننده نفت در آفریقا، آسیای مرکزی و آمریکای جنوبی، به‌ویژه برزیل، تمرکز دارد تا وابستگی چین به غرب آسیا کاهش یابد.

این طرح‌ها حتی شامل پیشنهاد کمک چین به توسعه زیرساخت‌ها و تأسیسات تولید انرژی در این کشورها نیز می‌شود. همچنین پیشنهادهایی مطرح شده که چین از نهادهای چندجانبه‌ای مانند بریکس و سازمان همکاری شانگهای برای اعمال فشار بر «کشورهای بزرگ تولیدکننده و مصرف‌کننده نفت» با هدف حفظ ثبات بازار جهانی انرژی استفاده کند.

با این حال، این تلاش‌های دیپلماتیک گسترده همچنان احتمالاً در درجه نخست در خدمت منافع داخلی و ملی چین خواهد بود، نه تبدیل شدن به بستری برای ایفای نقش فعال‌تر در میانجی‌گری بین‌المللی.

چشم‌انداز آینده؛ چین، انرژی و نظم جهانی

پیامدهای اقتصادی و ژئوپلیتیکی جنگ ایران تا حد زیادی به مدت‌زمان بسته ماندن تنگه هرمز و همچنین تأثیر این مسئله بر کشورهای غرب آسیا، روابط داخلی منطقه و روابط میان منطقه با آمریکا و چین بستگی دارد.

تا زمانی که وضعیت نهایی مشخص نشود، تمرکز اصلی چین بر افزایش تاب‌آوری اقتصادی و پیشبرد ابتکارهای دیپلماتیکی خواهد بود که بتواند کشورهای بیشتری را از نظم تحت رهبری آمریکا دور کند.

همچنین در ماه‌ها و سال‌های آینده، نحوه استفاده چین از روابط دوجانبه و چندجانبه برای اثرگذاری بر بازار جهانی انرژی، یکی از مهم‌ترین موضوعاتی خواهد بود که باید به‌دقت زیر نظر گرفته شود.

منبع: اندیشکده جهانی مطالعات راهبردی

انتهای پیام/ دولت و حکمرانی



جهت احترام به مخاطبان فرهیخته، نظرات بدون بازبینی منتشر می شود. لطفا نظرات خود را جهت تعميق و گسترش بحث ارائه نمایید. نظرات حاوی توهين، افترا و تهمت به ديگران پاک می شود.